ME 16 آذر 84 - 06:18 |
من همیشه تمام و کمال بودم
سختی کشیدم تا بهترین باشم
خسته شدم . رو کسی تا حالا از من نشنیده
روزگار در کنار زیباییش پستی و بلندی های زیادی داره
با خودم عهد های تنهایی بستم
ولی از ریشه با من تنهایی نمی ساخت
بار ها عهد شکستم
انسانها دیدم
از مسلمان تا مسیحی
کسی نفهمید که از خون و جون مایه گذاشتم
چشم هایم رو بارها بستم
ساده بودم
به خدا فقط می خواهم عشق و مردانگی رو به زیباترین شکل نقاشی کنم
همه می گفتند نقاشی ماهر هستم
همه خریدار
ولی چه فایده همه دارای آلبوم
آلبوم هایی که در آن پر از نقاشی های نقاشان گردهم آمده
وای بر ما
اگر نقاشی خطا می کرد همه زیر سوال می رفتیم
و رفتیم
فکر می کردم عشق . صداقت . یکرنگی .معرفت و غیره
معنی دارن
ولی دانستم کاملا بی معنا هستند
عشق مرد
محمد رضا هم مرد
کاکتوس شدم
تا از دست خارهایم کسی به سادگیم دست نزند
ولی دل کاکتوس همون محمد رضا موند
زندگی مدام در جریان
آخر نفهمیدم
همه همسایه بودند پس چرا ما سوختیم
دوباره گیتار
دوباره قلم
دوباره سکوت
سکوتی پر از فریاد
ای کاش معنی عشق و سادگی و یکرنگی رو پدرم به من نمی آموخت
ای کاش وفاداری رو از مادرم نمی دیدم
ولی آه
که دیدم و آموختم
همه همسایه بودند پس چرا ما سوختیم
همه همسایه بودند پس چرا ما سوختیم ![]() هیچ كس ویرانیم را حس نكرد وسعت تنهاییم را حــــــس نكرد
درمیان خنـــــــده های تـلخ من گریـــــه پنهانیم را حـــــس نكرد
در هجوم لحظه های بی كسی درد بی كس ماندنم را حس نكرد
آن كه با آغـــــاز من مانـوس بود لحــظه پایانیم را حــــس نــــكرد
![]() می رسـد روزی که فریاد وفا را ســـــر کنی
می رسـد روزی که احســاس مرا باور کنی می رسـد روزی که نادم باشی از رفتار خود خاطـــــــــرات رفته ام را مو به مو از برکنی می رسد روزی که تنها مانــــد از من یادگار عكسهای کهنه ای را که به اشکت تـر کنی می رسدروزی که صبرت سرشوددر پای من آن زمان احســــاس امــــروز مـــرا باور کنی ![]() زاده شده ام من نزدیك به 360 ماه ست که متولد شدم ولی نمی دانستم كه در این دنیای تاریك پامی گذارم نمی دانستم كه باید باتنهایی وغربت زندگی كنم نمی دانستم كه این زندگی جز اندوه وغم چیزدیگری دركنارم باشد نمی دانستم كه باید قوانین همه افراد ازكوچكی تابزرگی را تكرار كنم نمی دانستم كه باید دركنج اتاق بنشینم وحسرت نیامدن دردنیاروبخورم البته من آن موقع هیچی نمی دانستم وگرنه تغییر می دادم آمدنم را: تغییر می دادم آمدنم رادریك قفس خالی از دگرگونی تغییر می دادم آمدنم را در جایی كه قانونمند نیست وبه انسانها هیچ ارزشی قائل نیستند چرا؟ بااین همه تفاسیر من درچنین روزی و ماهی متولد شدم . ماه مهر ماه عدالت و اعتدال و . . . . وهیچ كس به من تولد مبارك نگفت وهیچ كس نفهمید كه من دوباره زاده شده ام می گویم روزگار غریبی است باور كنید
آنچه را دارم نمی خواهم ببازم . . . اما آنجا هم که هستم نمی خواهم بمانم . آنانی را که دوست دارم نمی خواهم ترک کنم اما کسانی را هم که میشناسم نمی خواهم ببینم . . . آنجائی که زندگی میکنم نمی خواهم بمیرم اما آنجائی که می میرم نمی خواهم بروم می خواهم جائی بمانم که هیچگاه نبودم !!
زندگی حس غریبی است كه یك مرغ مهاجر دارد
به یاد سید شهیدان اهل قلم
هنر آنست که بمیری قبل از آنکه بمیرانندت مبداء و منشاء حیات آنانند که این چنین مرده اند .
آرمانخواهی انسان مستلزم صبر بر رنجهاست پس برادر خوبم برای جانبازی در راه آرمانها یاد بگیر که در این سیاره رنج صبورترین انسانها باشی .
عشق یعنی لایــــق مریــــــم شدن عشق یعنی با خدا هم دم شـــدن عشق یعنی جام لبـــریــز از شــراب عشق یعنی تشنگی یعنی ســراب عشق یعنی خواستـــن و له له زدن عشق یعنی سوخــتن و پــر پــر زدن عشق یعنی سال های عمـر سخت عشق یعنی زهر شیرین ، بخت تلخ عشق یعنی با " خــــدا یا " ساختن عشق یعنی چون همیشــــه باختن عشق یعنی حسرت شب های گرم عشق یعنی یاد یک رویـــــــــای نرم عشق یعنی یک بیابان خــــــــــاطره عشق یعنی چهار دیوار بـدون پنجره عشق یعنی گفتنی با گوش کـــــــر عشق یعنی دیدنی با چشـــــم کور عشق یعنی تا ابـــــد بی سرنوشت عشق یعنی آخر خــــــــــــط بهشت عشق یعنی گم شــدن در لحظه ها عشق یعنی آبی یه بی انتــــــــــها عشق یعنی یک ســـــوال بی جواب عشق یعنی رفـــــتن توی خــــــواب
مفاهیم عشق بـه واسـطه آزمـایشـات گـونـاگون تـفاوتهای ابراز عشق در دو جنس مرد و زن مشخص گردیده اند. برای مثال مشـخص شده كـه زنـان در عـشـق بـه دوسـتی و منافع مـشـتـرك بـیـشتـر بـها می دهند و بـیـشتر از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگی بیشتری به فرد مقابل خود پیدا می كنند. در زیـر به سبـك های مـخـتـلف عشـق اشاره گردیده است:
آموخته ام که ... آموخته ام ... که بهترین کلاس درس دنیا، کلاسی است که زیر پای پیرترین فرد دنیاست 9 اصل معنوی برای اینكه معمار سر نوشت خود باشید:
1- از والاترین بخش وجود خود اگاه شوید این اگاهی به شما كمك می كند تا خود را بسیار فراتر از كالبد فیزیكی بدانید.
2- خود را باور كنید تا بتوانید به عقل و خردی كه شما را افرید نیز ایمان بیاورید. اصل دوم شما را در جایگاه انسانی كه با نیروی جهانی خداوند یكسان و یگانه است تثبیت می كند.
3- بدانید كه شما بسیار فراتر از موجودی زنده در محیط هستید . بر اساس این اصل هیچ گونه جدایی بین شما و ان چه در خارج از وجودتان در دنیای مادی یافت می شود وجود ندارد.
4- بدانید كه می توانید خواسته ها و ارزوهایتان را به سوی خود جذب كنید اصل چهارم قدرت شما را برای جذب ان چه از قبل با ان اتصال داشته اید نشان می دهد.
5- به شایستگی خود برای دریافت خواسته هایتان افتخار كنید اصل پنجم نشان می دهد كه شما شایسته ی در یافت تمام چیزهایی هستید كه به زندگی خود جذب كرده اید.
6- با عشقی بی قید و شرط به منبع الهی خود بپیوندید اصل ششم نوعی اگاهی می افریند تا به اهمیت پذیرش تجلی خواسته ها به همراه عشقی بی قید و شرط پی ببرید.
7- با صدای خلقت مراقبه كنید اصل هفتم ابزارهایی را در اختیارتان قرار می دهد تا ارتعاش وجود خود را با ارتعاش صداهایی كه در جهان خلقت یافت می شوند هماهنگ كنید.
8- صبورانه نسبت به عاقبت كار و چگونگی تجلی خواسته هایتان بی تفاوت باشید. اصل هشتم تاكید می كند كه باید خواسته هایتان را بطلبید اما نسبت به چگونگی تجلی و زمان انجام انها بی نهایت شكیبا باشید.
9- به هنگام تجلی خواسته هایتان با سپاسگزاری و سخاوت واكنش نشان دهید . اصل نهم یاد اوری می كندكه به هنگام متجلی شدن خواسته هایتان مهار منیت و خود پرستی و سپاسگزاری و خدمت به دیگران اهمیت دارد.
خداوند مظهر عشق است و هر كس عاشق است در دل خداوند جای دارد.
خسته ام،انگار صد سال پیاده راه آمده ام.انگار صد سلسله کوه
|
نظرها27 فروردین 1387 ساعت 17:27 |
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد" بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد" شعرهای شما خوبند خودتون طبع شعر دارید؟ به چیزهائی که گفتید اعتقاد دارید؟ |
16 آذر 1386 ساعت 03:04 |
سلام. از پستهاتون ممنونم. من چه طور موتنم با شا دوست باشم؟! هیچ راهی نذاشتین! این چهره بیشتر منو یاد.. هیچی! اگر ممكنه منو در جمع دوستانتون اضافه كنی ممنونم clood id: ali_serajdoost |
آتوسا هاشمی 13 آذر 1386 ساعت 07:11 | |
سلام روزتون بخیر مطالب و شعرهای زیبایی بود ولی خیلی زیاد بود به نظر من زیاد بودنش از حوصله بعضیها خارجه اگر کوتاه تر و مفیدتر بود زیبایشو دو چندانه می کرد ولی خوب زیبا بود روز خوش |
hasti gogoli_zb@yahoo.com 11 آبان 1386 ساعت 17:28 |
سلام برام دعوت نامه کلوپ رو بفرست نیاز دارم ممنوم |
شهخرام جدید shahram_jadyd2007@yahoo.com 8 مهر 1386 ساعت 23:30 |
سلام لطفا یه دعوتنامه عضویت برام بفرست |
همسرت رویا 23 خرداد 1385 ساعت 20:47 |
محمد رضای عزیزم حرفهای تو همیشه برای من قشنگترین حرفها پندآموز ترین پندها و عاشقانه ترین احساس هاست . پس دوستت دارم بیشتر از خودم و كمتر از خدایم چرا كه به او ایمان دارم و به تو اعتقاد . |
21 خرداد 1385 ساعت 01:51 | |
سلام دوباره دلم برا غربت چشمات تنگه دوباره این دل من واست دلتنگه خیلی عالی داداش محمد دوباره بنویس من هم برات کمک نوشتاری می دم راستی عزیز برام یه قالب وبلاگ بنویس بای |
sara_rad taraneye_bahar_2006@yahoo.com 13 خرداد 1385 ساعت 16:26 |
salam khili khobe manzoram saitet hast vali nemidonam chera nemitoonam oaz besham age rahnemaiy konid mamnon misham dar zemn sheratoo avaz kon va chizaye jalebtari benevis bye |
Baran Bahari 17 دی 1384 ساعت 13:14 | |
Khily ziba va por mohtava bood bazam beneviss |

















