درد دین 8 آذر 86 - 22:40 |
یا هو خواجه ای بود بسیار ثروتمند که غلامان بسیاری داشت در میان این غلامان ، غلام سیاهی بود که بسیار دیندار بود و نمازش ترک نمی شد شبها بر می خواست و تا صبح به راز و نیاز می پرداخت. روزی خواجه به او گفت شب ک برخواستی مرا نیز بلند کن تا نماز بخوانم. غلام به خواجه گفت: ای خواجه کسی که دندان درد دارد چگونه از خواب بر می خیزد؟؟؟ خواجه گفت: با درد دندان. غلام گفت تو هم اگر درد نماز داری خود بلند می شوی لازم به بیدار کردن من نیست!!!!!! |
نظرهاya hagh 18 آذر 1386 ساعت 19:58 |
salam alaikom man ozve cloob.com nistam. age momkene baram ye davatname befrestid sweetheart_boy2007@yahoo.com eltemase doa |







