userinfo close

پیام های کوتاه

کاوه آهنگر , mamnoonam
من تاجایی که در توانم باشه برای راه انداختن اون کلوب که بتونیم راه سعادت بشریرو به دیگران گوش زد کنیم ، اعلام آمادگی میکنم .
1 روز پیش
   
کاوه آهنگر , mamnoonam
اون نقاشی که دربارش نوشتی میدونی کی کشیده ؟
2 روز پیش
   
رامین  فروتن , algida
کاش بیشتر به نوشت های پرو فایلت فکر میکردی...قصد جسارت ندارم....
1 هفته پیش
   
منتظر کوچک   , gonjishk
کاش او می آمد تا ... . . . تا مهربانیمان انقدر میشد که سنجاقکی بی ترس بر کف دستمان اب بخورد ..!!
2 هفته پیش
   
فائزه ولایی , summer_girl_91
http://www.cloob.com/profile/wall/one/userid/1282170/wallid/9314574
2 هفته پیش
   
امروز اهل کوفه ی 1400 سال پیش نبودن هنر نیست، در هر زمان اهل کوفه ی معاصر نبودن هنر است.   http://baygani-man.blogfa.com/post-387.aspx

یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه

montazer313

زن 29 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
6 سال و 8 ماه و 2 روز سن کلوبی ،
بسم رب المهدی ارواحنالفداه ..... تا کی به انتظار گذاری به زاری ام .... برگرد بعد اینهمه چشم انتظاری ام http://www.m...
 
08:32 1387/08/29

قسمتی از یك داستان كوتاه *

 

برای این متن وقت بزارین مطمئنم ضرر نمی كنید:

 

 

... كوروش گفت: حاج آقا ، شما گویا ازین محل تشریف بردین. دیگه شما رو زیارت نمی كنیم.

 

- بله رفتم ازین جا. اما جمعه ها من می روم نماز. نماز جمعه فكر می كردم شما ... ثلاثه شما سه تا را، انجا ببینم.

 

- آخه آقا ، می دونین ما نمی تونیم بیاییم ، یعنی باید درس بخونیم ، كنكور داریم.

 

- كنكور یعنی چه؟

 

- آقا یعنی یك امتحان سخت. بین همه هست. همه ی سال آخری ها . باید رتبه مون خوب بشه تا قبول بشیم. باید زحمت كشید، سخته، خیلی باید زحمت كشید تا رتبه خوب بشه. خیلی سخته، از همه چیز امتحان می گیرن. باید توی همه چیزها آدم قوی باشه تا رتبه اش خوب بشه. اگه رتبه مون خوب نشه قبول نمی شیم آقا.

كنكور ... رقبا زیادن همه سال آخری ها

آقاهه به دقت به حرفای كورش گوش می كرد. حتی آنها


حتی آنها را زیر لب تكرار می كرد: « یعنی یك امتحان سخت. بین همه هست. همه سال آخری ها. باید رتبه مون خوب بشه تا قبول بشیم. باید خیلی زحمت كشید، سخته. از همه چیز امتحان می گیرن ... باید توی همه چیز آدم قوی باشه تا رتبه اش خوب بشه . اگه رتبه مون خوب نشه قبول نمی شیم آقا ... آقا ... سیدی ... اگه رتبه مون خوب نشه قبول نمی شیم.»

 

بعد یك دفعه آقاهه زد زیر گریه علی هم انگار با سیم به اون آقا وصل شده باشه شروع كرد به گریه كردن. آقاهه همین جور پشت سر هم می گفت: « باید رتبه مون خوب بشه ما آبرو داریم... اگه رتبه بد بشه آبرو می ره ... همه سال آخری ها هستند ... بغضش را نیمه كاره خورد. به تك تك ما نگاه كرد. انگار می خواست رازی را به ما بگوید. بعد گفت:

 

- ثلاث مائه و ثلاثه عشر ... به فارسی می شود؟

 

البته همه ما در عربی، اعداد را خوانده بودیم اما علی زودتر از ما دو تا گفت: سیصد و سیزده. سیصد و سیزده آقا.

 

- بله احسنت. سیصد و سیزده ، سیصد و سیزده صحیح است. رفقا آدم باید رتبه اش كمتر از سیصد و سیزده شود وگرنه آبرویش می رود. بین كل سال آخری ها، سخته، ولی باید زحمت كشید... باید ... زحمت كشید ... خیلی ها دارند زحمت می كشند ... به این سادگی ها نیست...

 

بغض كرده بود و فریاد می كشید. لحنش به دعوا می زد: « آدم بمیرد بهتر است ازینكه رتبه اش بد شود ... اگر قرار است رتبه بدتر از ثلاث مائه ... بدتر از سیصد و سیزده شود بهتر است آدم بمیرد خفت داره ...

 

آقاهه از حال رفت ... من و علی دویدیم زیر بغلش را گرفتیم . توی آن سرما عرق كرده بود. یكی از كسبه كه ماجرا را دیده بود برای آقا آب قند آورد. چند دقیقه بعد آقا حالش جا آمد و از جا بلند شد . انگار هیچ اتفاقی نیفتاده تك تك ما رو در آغوش گرفت البته علی را بوسید بعد هم فی امان الله گفت و رفت.

 

- چرا سیصد و سیزده؟

 

- نمی دونم ... من نمی فهمم پزشكی دانشگاه تهران با سیصد و پنجاه نفر پر می شه.

 

- آره ما هم همیشه برای سیصد و پنجاه زور می زدیم ... اما چرا سیصد و سیزده؟

 

......................................

 

این قسمتی از یك داستان كوتاه با نام رتبه قبولی بود . این تكه اش دلم رو برد . گفتم برای شما هم بنویسم . وقتی زمان كنكور ما برسه رتبه ما چند میشه؟

 

سیصد و سیزده؟

 

از همه چیز امتحان می گیره؟  ما می دونیم از چه چیزایی امتحان می گیره، حتی می دونیم ضریب كدوما بیشتره! تنها فرقش اینه كه ما نمی دونیم كی وقت امتحانه.

 

فقط می دونیم الان فرصت داریم برای آماده شدن

 

اما وقتی وقتش برسه...

 

نكنه رتبه مون بد بشه

 

آدم آبروش می ره

 

آدم بمیره بهتره از اینكه ...

 

.......................................................

 

پ.ن: وقتی آدم قراره كنكور بده خیلی مهمه كه هدفش چی باشه، قبولی تو بهترین رشته تو بهترین دانشگاه، قبولی حالا هر جا كه شد، مجاز بودن، بی تفاوتی ...

 

اصلا قابل مقایسه نیست توكل و تلاش و خلاصه شكل زندگی كسی كه فقط به بهترین رشته و بهترین دانشگاه فكر می كنه با كسی كه صرفا می خواد جز قبولی ها باشه...

 

هدف هامونو كم و كوچك انتخاب نكنیم ما اندازه ی هدفهامونیم

 

التماس دعای فرج

به امید ظهور

 

 

-----------------------------------------

 

* این متن قسمتی از داستان رتبه ی قبولی از مجموعه داستان ناصر ارمنی از نوشته های آقای رضا امیر خانی بود .


  • ارسال کامنت(10)
99
کامنت بنویسید...
ناخدا عبدل , nakhoda_abdol
سلام و التماس دعا
به 313 رسیدی ما رو هم دعا كن
ادامه
یکشنبه 9 آبان ، 15:57
بشیر زمان , vares466
من که اگه بذارن تو کنکور شرکت کنم واسم زیاده
ممنون از داستانتون
ادامه
چهارشنبه 4 دی ، 23:01
سارا م , saramalus
جالب بود ممنون!
ادامه
سه شنبه 3 دی ، 10:25
خادم الزینب محب اما م هادی علیه السلام , kanize_zeynab
خدایا کمکمون کن ما هم جزء رتبه تک رقمی ها باشیم
خدا خیرت بده قشنگ بود
اللهم عجل لولیک الفرج
ادامه
سه شنبه 26 آذر ، 18:17
سیدعلی داودالموسوی , mahmel
داستان جالبی بود انشاء ا... ما هم عظمت این کنکور درک کنیم.
ادامه
دوشنبه 11 آذر ، 06:07
قاصدک غریب , gasedac
این داستان رو به جای یك بار چند بار خونده بودم وشما دوباره این فرصت رو بهم دادین تا تكرار بشه.

آقا!
كاش در روزگار آمدنت باشم.
ادامه
شنبه 2 آذر ، 00:59
فاطمه سلمی , ftm_slm

عالی بود.

ولی خب نویسنده این داستان کوتاه زیبا رو هم می نوشتی دیگه !
ادامه
پنجشنبه 30 آبان ، 10:21
nAnI bAHaL , nani_zx516
boro baba ki hal dare in hamaro bekhoone
ادامه
چهارشنبه 29 آبان ، 20:10
یس   , f1h1d1
در آن روزگاری که خیلی ها وجود مهدی(عج)رو باور ندارند منتظرم که بیاید و از این حس میترسم و در عین حال شعف سراپایم را میگیرد. میترسم که من بعداز 313باشم و خوشحالم که « و انت تآم الملا و نحن نقول الحمدلله رب العالمین...»

بنویس آن مرد کی در باران می آید
این انتظار خیسمان پایان ندارد؟
ادامه
چهارشنبه 29 آبان ، 15:09
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.