userinfo close

پیام های کوتاه

آوا  سپهر , avasepehr
سلام تو رو خدا دعام کنید به حرمت امام هادی آخه دلم شکسته دعا کنید آقا امام رضا بطلبه برم مشهد پابوسش
9 ساعت پیش
   
کاوه آهنگر , mamnoonam
من تاجایی که در توانم باشه برای راه انداختن اون کلوب که بتونیم راه سعادت بشریرو به دیگران گوش زد کنیم ، اعلام آمادگی میکنم .
2 روز پیش
   
کاوه آهنگر , mamnoonam
اون نقاشی که دربارش نوشتی میدونی کی کشیده ؟
3 روز پیش
   
رامین  فروتن , algida
کاش بیشتر به نوشت های پرو فایلت فکر میکردی...قصد جسارت ندارم....
1 هفته پیش
   
منتظر کوچک   , gonjishk
کاش او می آمد تا ... . . . تا مهربانیمان انقدر میشد که سنجاقکی بی ترس بر کف دستمان اب بخورد ..!!
2 هفته پیش
   
امروز اهل کوفه ی 1400 سال پیش نبودن هنر نیست، در هر زمان اهل کوفه ی معاصر نبودن هنر است.   http://baygani-man.blogfa.com/post-387.aspx

یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه

montazer313

زن 29 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
6 سال و 8 ماه و 3 روز سن کلوبی ،
بسم رب المهدی ارواحنالفداه ..... تا کی به انتظار گذاری به زاری ام .... برگرد بعد اینهمه چشم انتظاری ام http://www.m...
 
09:37 1387/05/15

سلام

 

 

در هنگام خواندن تفسیر آیات 41 و 42 سوره بقره  به ماجرای عجیب و جالبی برخورد كردم كه فكر كردم دیدن آن برای شما هم جالب باشد

 

ماجرای عجیب اسلام آوردن یك كشیش مسیحی كه به فخر الاسلام مشهور شد

 

فخرالاسلام مولف کتاب (انیس الاعلام)که خود یکی از کشیشان بنام مسیحی بوده است و تحصیلات خود را نزد کشیشان مسیحی به پایان رسانده است و به مقام ارجمندی از نظر آنان نائل آمده، در مقدمه ی این کتاب ماجرای اسلام آوردن خود را اینگونه بیان میکند :

 

(... بعد از تجسس بسیار و زحمات فوق العاده و گردش در شهرها خدمت کشیشی والامقام رسیدم ، که از نظر زهد و تقوا ممتاز بود .فرقه ی کاتولیک از سلاطین و غیره در مسائل دینی به او مراجعه می کردند . من نزد او مدتی مذاهب مختلفه نصارا را فرا می گرفتم ، او شاگردان فراوانی داشت ولی از بین آنها به من علاقه ی خاصی داشت . کلیدهای منزل همه در دست من بود فقط کلید یکی از صندوق خانه ها را پیش خود نگه داشته بود...

 

در این بین روزی کشیش مزبور را عارضه ای رخ داد به من گفت به شاگردها بگو : حال تدریس ندارم .

 

وقتی نزد شاگردان آمدم دیدم مشغول بحثند. این بحث منجر به معنی لفظ ((فارقلیطا)) در سریانی ((پرکلتوس))به زبان یونانی بود ... جدال آنها به طول انجامید، هر کسی رایی داشت ....

 

پس از بازگشت استاد پرسید : امروز چه مباحثه کردید ؟ من اختلاف آنها را در لفظ ((فارقلیطا)) از برای او تقریر کردم ... گفت شما کدام یک از اقوال را انتخاب کردی ؟ گفتم فلان مفسر را اختیار کردم .

 

کشیش گفت : تقصیر نکرده ای ولکن حق و واقع خلاف همه این اقوال است زیرا حقیقت این را نمیداند مگر راسخان فی العلم ، از آنها هم تعداد کمی با آن حقیقت آشنا هستند.

 

من اصرار کردم که معنی آن را برایم بگوید .وی سخت گریست و گفت : من هیچ چیز را از تو مضایقه نمیکنم ... در فرا گرفتن معنی این اسم اثر بزرگی است ولی به مجرد انتشار من و تو را خواهند کشت ، چنانچه عهد کنی به کسی نگویی این معنی را اظهار می کنم ...

 

من به تمام مقدسات قسم خوردم که نام او را فاش نکنم

 

پس گفت : این اسم از اسماء پیامبر مسلمین است و به معنی احمد و محمد است .

 

پس از آن کلید آن اتاق را به من داد و گفت در فلان صندوق را باز کن ، فلان و فلان کتاب را بیاور . کتابها را نزد او آوردم . این دو کتاب به خط یونانی و سریانی پیش از ظهور پیامبر اسلام بر پوست نوشته شده بود . در هر دو کتاب لفظ ((فارقلیطا )) را به معنی احمد و محمد است ولی بعد از ظهور محمد(ص) برای بقای ریاست خود و استفاده مادی آن لفظ را تأویل کردند و معنی دیگر برای آن اختراع نمودند، و آن معنی قطعاَ منظور صاحب انجیل نبوده است .

 

سؤال کردم در باره ی دین نصاری چه می گویید ؟

 

گفت با آمدن دین اسلام منسوخ است ، این لفظ را سه بار تکرار کرد .

 

پس گفتم : در این زمان طریقه نجات و صراط مستقیم کدام است ؟...

 

گفت :منحصر است در مطابعت محمد (ص).

 

گفتم : آیا تابعان او از اهل نجاتند؟

 

گفت : ای والله ....و سه بار تکرار کرد . پس استاد گریه کرد و من هم بسیار گریستم .

 

گفتم ای پدر روحانی آیا مرا امر میکنی که داخل دین اسلام بشوم ؟

 

گفت : اگر آخرت و نجات میخواهی ، البته باید دین حق را قبول کنی و من همیشه تو را دعا میکنم به شرط این که در روز قیامت شاهد باشی که که در باطن مسلمان و از تابعان حضرت محمد(ص) هستم ، و عده ای از کشیشها هم در باطن حالت مرا دارند ولی مانند من نمیتوانند ظاهرا دست از ریاست دنیایی خود بردارند والا هیچ شکی نیست در اینکه امروز در روی زمین دین اسلام دین خداست ...)

 

 

 

منبع: تفسیر نمونه جلد یك ذیل آیات 41و 42 بقره

 

 

 

 

لینك های مرتبط:

 

 

آشنایی با میرزا «محمد‌صادق ارومی» ملقب به فخر‌الاسلام

 

 

بشارت انجیل به آمدن فارقلیطا

 

 

داستان تشرف فخر الاسلام به اسلام

 

 

 

به نقل از:

 

فارقلیطا كیست؟ وماجرای عجیب اسلام آوردن یك كشیش مسیحی كه به فخر الاسلام مشهور شد

 

 


  • ارسال کامنت(0)
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.