تبلیغات


__
درد من و تو و ما
2 دی 85 - 04:15


درد من و تو و ما




 




درد من تنهایی یك لحظه نیست
یا كه ماندن در كنار جاده بی انتها
درد من درد دل وتنهایی است
درد آن رسوای شهر خالی است
درد آن جسمی كه از صبح تا غروب
در پی یك لقمه ی نان می دوید
انتهای روز دستش خالی است
درد ظلمت سخت نیست
درد غربت درد نیست
درد آن است كه تو شرمنده طفلت شوی
درد من این است باور می كنید



دختری تن خویش را عریان در اختیار



دست نامردی به حراج میگذارد



تا که پول دوای درد پدر را فراهم کند



درد من درد جوانیست که از اربابش سیلی میخورد



تا که مادرش دیگر برای کلفتی خانه هرکسی نرود



درد من درد مادریست که طفلش را سر راه میگذارد



تا که شاید به دست کسی بیافتد که فرزندش را خوشبخت کند



درد من درد پدری است که کلیه اش را میفروشد



تا خرج جهیزیه دخترش کند تا دخترش شرمنده نشه



عمری اندر حسرت یك لقمه نان
عمری اندر آرزوی لحظه ایی آرام وخواب
درد من درد تمام مردم بیچاره است
درد من درد دو چشم اشك بار كودك بی مادر است
در سیاه سرد زمستانی غریب
در میان كوچه تاریك ونمناك زمین
دم به دم مادر تقاضا می كند
درد من یك خانه خالی ز روحی آدمیست
درد من مرگیست عظیم در خیابانی غریب
حال میدانی كه درد من چیست باور می كنم
درد من درد تمام مردم بیچاره است


من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود
بنویسید صدا بود ولی نرم نبود



 



خانه در خاک وخدا داشت، تماشایی بود
بنویسید دو خط مانده به تنهایی بود



 



بنویسید که با ماه ،کبوتر می چید
از لب زاغچه ها بوسهء باور می چید



 



بنویسید که با چلچله ها الفت داشت
اهل دل بود وَ با فاصله ها نسبت داشت



 



دلش از زمزمهء نور عطش می بارید
ریشه در ماه ، ولی روی زمین می جوشید



 



بنویسید زبان داشت ولی لال نشد
بنویسید که پوسید ولی کال نشد



 



پُرِ طوفان غزل بود ولی سیل نداشت
بنویسید که دل داشت ولی میل نداشت



 



پنجه بر پنجرهء روشن فردا می زد
وسعت حوصله اش طعنه به دریا می زد



 



بنویسید به قانونِ عطش ، آب نداد
و کسی کودک احساسش را تاب نداد



 



سرد و سرما زده از سمت کویر آمده بود
کودکی بود که در هیاتِ پیر آمده بود



 



تا صدای دل خود چند تپش فاصله داشت
گاه با فلسفهء عشق کمی مسئله داشت



 

لطفآاین پروفایلموهم ببینید اگه خواستین توی کلوبهام عضوشوید


  • ارسال نظر (1)
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها
علی شكوری          
14 مهر 1386 ساعت 14:10
خیلی با حال بود لطفا در مورد جهان آخرت هم چیز هایی بنویسید
__