دوستت دارم 13 دی 85 - 02:11 |
دوستت دارم نه تنها برای آنچه كه هستی بلكه برای آنچه كه هستم ، هنگامی كه با توام دوستت دارم نه تنها برای آنچه از خود ساخته ای بلكه برای آنچه كه از من می سازی دوستت دارم برای بخشی از وجودم كه تو شكوفایش می كنی دوستت دارم چون دست بر دل افسرده ام می نهی زنگارهای بی ارزش و بی مقدار را به سویی می زنی و نور می تابانی بر گنجینه های پنهانی كه تاكنون در ژرفا مانده بودند دوستت دارم چون یاریم می كنی كه از تخته پاره های زندگی ، نه یك كبر ، كه معبدی در خور بنا نهم كمك می كنی ، كه كار روزانه ام ، نه یك سر شكستگی ، بلكه ترنم ترانه ای باشد دوستت دارم چوب بیش از هر كیش و آیینی به رویش من یاری رسانده ای فراتر از هر سرنوشتی ، شادی را به من ارزانی داشتی این همه را هدیه داده ای بی هیچ تماسی ، كلامی و یا اشارتی به این كار توانا گشته ای چون خود بوده ای شاید دوست بودن در نهایت به همین معنا باشد |
نظرها







