تبلیغات


__
...
2 فروردین 86 - 05:20
من از میان همه نعمتهای این جهان، آنچه را برگزیده ام و دوست میدارم تنهایی است:

این نگهبان سکوت

شمع جمعیت تنهایی

راهب معبد خاموشی ها

حاجب درگه نومیدی

سالک راه فراموشی ها

چشم براه پیامی،پیکی

گرمی بازوی مهری نیست

خفته در سردی آغوش پر آرامش یاس

که نه بیدار شود از نفس گرم امید

سر نهادست ببالین شبی

که فریبش ندهد عشوه خونین سحر.

ای پرستو، برگرد!

ای پرستو که پیام آور فروردینی

بگریز از من، از من بگریز !

باغ پژمرده پامال زمستان ها

چشم برراه بهاری نیست

گرد آشوبگر خلوت این صحرا

گردبادی است سیه      گرد سواری نیست..........

 

 
  • ارسال نظر (1)
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها
30 فروردین 1386 ساعت 07:36
به نام یکتای مهربان

یه چیزهایی هست که نباید بنویسی . . .
یه چیزهایی هست که نباید تو هیچ جای دنیا ثبت بشه . . .
یه چیزهایی هست که . . .
بعضی وقت ها حتی نمی تونی حرفات رو هم به کسی بفهمونی . . .
حرف هایی که مادام تو ذهنت می چرخه . . .
یه چیزهایی واسه فکر خودته و ذهن خودت . . .
پس اگه معلوم بشه دیگه اون چیزی نیست که باید می بود
اگه معلوم بشه دیگه اون ارزش و تقدس واقعی خودشو نداره
پس بهتره چیزی که متعلق به فکر و ذهنته ، متعلق به یه احساس پاک و مقدسه
تو فکر و ذهنت ، تو همون دلت بمونه . . .
آخه یه چیزهایی رو نمی شه بیان کرد
یه زبانی فراتر از واژه ها وجود داره . . .
یه چیزهایی هست که نمی شه گفت . . .
مش جواد      j_ouladd@yahoo.com     
3 فروردین 1386 ساعت 10:52
عالی بود.........
سلام
__