سالی یک بار 29 آبان 84 - 01:59 |
![]() سالی یک بار بیا عشق به ورزیم بههم
این من وتو ما که از هم هزار سال دوریم ما که در برزخ خویش جاماندیم ما که بیهوده نشستیم به خاک در عزای دل خویش ما که آرام رفتیم تا فراسوی خیال و در آنجا بودش ، من و تو بشکستیم و چه آسان رفتیم تا به اوج فریاد و در آن اوج چه سکوتی کردیم همه چیز از یاد رفت همه چیز آرام مرد لیک برای دل من یا برای دل تو خاطراتی برجاست پس تو بگزار در این رویایم سالی یک بار برای توباز بمیرم |
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها







