userinfo close

پیام های کوتاه

سایه روشن , saye_40
Migoyand mesle bachaye adam raftar kon va man salhast mandeam kodam ra entekhab konam habil ra ya ghabil ra !!!!!
3 هفته پیش
   
محراب شفق , masoud40
در نگاه کسی که پرواز را نمیفهمد هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد
3 هفته پیش
   
پریوش آپ , gjjhgjhjhjk
به ندای قلبت گوش بسپار؛ قلبت همه چیز را میداند؛ زیرا قلب تو همان جاییست که گنجه ات در آن نهفته است ..........
3 هفته پیش
   
بهترین  نام , benamin_bfab
متاسفانه من در سر زمینی زندگی مینکم که زبانش پارسی و بدون رسمیت در دنیاست... اما به آن فارسی می گویند ؛ چون عربی "پ" ندارد.
1 ماه پیش
   
محراب شفق , masoud40
زندگی چون قفسی است قفسی تنگ پر از تنهایی وچه خوب است لحظه ای غفلت آن زندانبان بعد آن هم پرواز..
1 ماه پیش
   
        بدترین و خطرناك ترین كلمات اینست : همه اینگونه اند

محراب شفق

masoud40

مرد 48 ساله متاهل ، مشاهده پروفایل
4 سال و 10 ماه و 17 روز سن کلوبی ،
سلام .خواهی از من که بدانی کیستم ؟من نه شبم نه روز نه دیروزم نه امروزم نه فردا.منم سکوت سرد خاطرات فراموش شده.هجوم یه حس...
 
14:06 1389/06/14

تو نیستی که ببینی
 چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است
 چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است
هنوز پنجره باز است
تو از بلندی ایوان به باغ می نگری
درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها
به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر
به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند
تمام گنجشکان
که درنبودن تو
 مرا به باد ملامت گرفته اند
ترا به نام صدا می کنند
هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج
کنار باغچه
زیر درخت ها لب حوض
درون آینه ی پاک آب می نگرند
تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است
طنین شعر نگاه تو درترانه من
تو نیستی که ببینی چگونه می گردد
 نسیم روح تو در باغ بی جوانه من
چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید
به روی لوح سپهر
ترا چنانکه دلم خواسته است ساخته ام
چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر
هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر
به چشم همزدنی
میان آن همه صورت ترا شناخته ام
به خواب می ماند
تنها به خواب می ماند
 چراغ ، آینه، دیوار بی تو غمگینند
تو نیستی که ببینی
 چگونه با دیوار
به مهربانی یک دوست از تو می گویم
تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار
 جواب می شنوم
تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو
به روی هرچه در این خانه ست
غبار سربی اندوه بال گسترده است
 تو نیستی که ببینی دل رمیده من
بجز تو یاد همه چیز را رها کرده است

غروب های غریب
 در این رواق نیاز
پرنده ساکت و غمگین
ستاره بیمار است
دو چشم خسته من
 در این امید عبث
دو شمع سوخته جان همیشه بیدار است
تو نیستی که ببینی!

ترامن چشم درراهم


  • ارسال کامنت(0)
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.