بی مقدمه برای... 23 آبان 86 - 19:41 |
یاد تو همیشه این جاست غم تو نمی ره از یاد نمی شه ترانه ای خوند که به یاد تو نیفتاد می دونی چه تلخ چه شیرین می تونه مال توباشه با همه فاصله ها باز دلم دنبال تو باشه دست من به آرزوها اگه باتو نرسیده عوضش چشمای خیسم صد دفعه خوابتو دیده اگه پاییزیه کوچه اگه برگا همه زرد ن اما با بهار دوباره سبز و تازه بر می گردن رنگ آسمون چشمات واسه من همیشه آبی اگه حتی دیگه هرگز به نگاه من نتابی بین دستای من و تو اگه فاصله زیاده دنبالت بازم می گردم حتی با پای پیاده... |
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرهاریحانه 26 دی 1386 ساعت 20:01 |
من خیلی خوشحالم که با همچین انسان موفقی اشنا شدم.امیدوارم خداوند همیشه یار و یاور شما باشد. |
صفورا 8 دی 1386 ساعت 21:32 |
سلام ززززشعر قشنطی بود |
سارای 17 آذر 1386 ساعت 12:08 | |
شعر خیلی قشنگی بود |
تهمینه(زهره) 24 آبان 1386 ساعت 00:40 | |
سلام وبلاگت خوب بود ولی عکس نداشت |













