تبلیغات


__
درد
27 بهمن 86 - 22:35

   قاصدک غم دارم
غم آوارگی و در به دری
غم تنهایی و خونین جگری
قاصدک وای به من،همه از خویش مرا می رانند
همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند
مادر من غم هاست
مهد وگهواره من هم غم هاست
قاصدک دریابم روح من عصیان زده و طوفانیست
آسمان نگاهم  بارانیست
قاصدک غم دارم
 غم به اندازه سنگینی عالم دارم
قاصدک حال گریزش دارم
می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست
می گریزم به جهانی که مرا نا پیداست
ارسال نظر برای لاگ
نظرها
نظری برای این لاگ ارسال نشده است.
__