شب شده بود و دلم دوباره غم گرفته بود
به یاد کرب و بلا برای حرم گرفته بود
داشتم از غصه میمردم به یاد کرب و بلا
گفتم امشب و میرم زیارت امام رضا
رفتم و رو به ضریح با صفاش زانو زدم
حرفای دلم را پیش ضامن اهو زدم
رفتم صدا زدم فدات بشم امام رضا
اودم نگام کنی منم برم کرب و بلا
من غلامتم تو باید به دلم شاهی کنی
برای زیارت حسین منو راهی کنی
آقا من کبوترم نامه بده تا ببرم
از کنار گنبدت تا صحن جدت بپرم
میان درد و دلام توی همین حال و هوا
دیدم انگاری نشسته روبروم امام رضا
دیدم آقای غریبم داره گریه می کنه
سر تکون میده داره ازم گلایه می کنه
میگه آی اونی که حال خوت را خوب میدونی
تو که صبح تا شب داری دل منو میسوزونی
با چه رویی اومدی پیش من امام رضا
با چه رویی اومدی می خوای بری کرب و بلا
به حریم ما تا محرم نشی فایده نداره
کربلا بری و آدم نشی فایده نداره
گفتم آقا تو میتونی منو آدم بکنی
من بدم اما تو میتونی منم خوبم کنی
به آقام گفتم امام رضا به حق مادرت
یه نیگاه کن به دل سیاه این کبوترت
تا که از صدق و صفا عاشق و مبتلا بشم
اونجوری که تو میخوای زائر کربلا بشم
(این فایل رو هرکسی خواست در نظرات بنویسه با ایمیلش تا براش ایمیل کنم..خیلی سوز داره و حرف منه، حرف شماست!!)
من به نیابت از شما رفتم حرم آقامون دعا کنید برنگردم و آقام منو نگه داره
خداى من،
هر گز نگویمت كه دستم گیر!
عمریست گرفته اى ،
مبادا رهایش كنى!
انشاالله واسه سال تحویل و تولدم اقا دعوتم کرده برم پاپوسش..خیلی خوشحالم خیلییییییییییییییییییییییییییییی.امسال عجب کادوی تولدی بهم اقا داد.عیدی هم که جای خودشو داره...