خداحافظ
کاش میشد از پیش ما نروی
همیشه برای آمدنت بیقرار بودیم
وقت رفتنت اشکباریم
گرچه عید می گیریم ولی...
انگار عزاداریم
گفتند تو را بدرقه کنیم
دردانه آفرینش رجب و شعبان به استقبال تو میآمد ..
و نیمه ای از شوال را بدرقه ات می کرد
آمدی به سفره هامان برکت دادی
آمدی و غبار از خاطر غمزده مان رُفتی
آمدی و زنگار از آیینه دلهامان شستی
آمدی و در گوش جانمان سخن عشق گفتی..
که چه خوش گفته اند:
« از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر...»
آمدی و به نا امیدان امید بخشیدی
« لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا »
آمدی و در یک شب هشتاد سالمان را مقدر کردی
آه که چه زود می روی
کاش می شد که از پیش ما نروی
خدا حافظ
خدا حافظ رمضان
******************
صبر کن
من در اشتباهم
این تو نیستی که میروی
ما می رویم
تو میهمان نه ، که میزبان بودی
ماییم که قطار عمرمان در ایستگاه تو توقف کرد
استفاده نکردیم
کاش می شد که نرویم