تو بنویس 7 مرداد 87 - 02:05 |
خانه ام بی آتش ، دست هایم بی حس و نگاهم نگران ... می توانی تو بیا ، سر این قصه بگیر و بنویس این قلم ، این کاغذ ، این همه مورد خوب !!! |
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرهاعلیرضا f_khm@yahoo.com 2 شهریور 1387 ساعت 10:43 | |
چرا خانمی؟! من می تونم کنارت باشم که دستات از بی حسی و نگاهت از نگرانی در بیاد! خودکار رو بردار خودت بنویس. زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست..... |
آتیشپاره!!! 7 مرداد 1387 ساعت 02:32 | |
بده ببینم اون خودکارو (نیشخند) |









