! 28 تیر 87 - 22:40 |
گاهی روح من خود را تا استانه معبد با شکوه یک ساقه علف پیش میکشد و در آن جا به پای موعظه های عاشقانه و آرام یک کبوتر مینشیند. وقتی به مسیحا می اندیشم پایه های چوبی صندلی قدیمی اتاقم جوانه میزنند! فرشتگان چیستند؟ آدمهائی که تا قله همه خوبی ها و زیبائی های بشری صعود کرده اند!.... |
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرهاسعید 28 تیر 1387 ساعت 23:26 | |
به به! این شعر رو از کجا کش رفتی مریم؟ برام خیلی اشناست:-) |









