دعای قلب مرا بوسه ات اجابت کرد... 16 تیر 87 - 18:20 |
چقدر دست تو با دست من محبت کرد و انحنای لبت بوسه را رعایت کرد من از تو با شب و باران و بیشه ها گفتم و هر که از تو شنید از بهار صحبت کرد کتاب چشم مرا خط به خط بخوان خانم! که ناب موی تو را مو به مو روایت کرد سرودن از تو شبیه نوشتم وحی است و آیه آیه تو را می شود تلاوت کرد الم تر... که غزل کیف می کند با تو!؟ تنت ارم شد و من را به باغ دعوت کرد و تن،تننت که وطن شد غزل مطنطن شد! و رقص شد ... و تتن تن تنانه حرکت کرد به سمت عطر تو تا قبله ها عوض بشوند و بعد رو به تو قامت که بست نیت کرد! منم مسافر چشمت ، مرا شکسته نخواه! و نیت غزلی در چهار رکعت کرد رکوع کرد... و تسبیح هاش پاره شدند! و مهر را به سجودی هزار قسمت کرد! قنوت خواند،خدایا چرا عذاب النار؟! که آتشم به تمام جهان سرایت کرد و بی عذاب ترین عشق آتشی شد که فرشتگان تو را نیز غرق لذت کرد تشهد: اشهد ان،بوسه ات دو جام شراب و اشهد که لبانم به جام عادت کرد! سلام بر تو که باران به زیر چتر تو بود سلام بر تو که خورشید هم سلامت کرد غزل تمام،نمازش تمام، دنیا مات! سکوت بین من و واژه ها سکونت کرد و تو بلند شدی تا انار بشکوفد دعای قلب مرا بوسه ات اجابت کرد غزل به روی لبت شادمانه می رقصید و هر کسی که شنید از بهار صحبت کرد... |
نظرهاعبدالرضا کرمانشاهی 17 تیر 1387 ساعت 01:09 | |
سلام. چه متن قشنگی! خیلی با احساسه. شاعرش کیه؟ میتونم یه کی ازش بردارم؟ |









