تبلیغات


__
می نویسم از تو...
27 مهر 86 - 13:31

من هستم و تو هستی و این روزهای بد

می خواهم از تو شعر بگویم نمی شود

من هستم و تو هستی و حسی که بین ماست

تا باد تو ی کوچه همین طور می وزد

درباره تو، چشم تو تا فکر می کنم

صدها هزار خاطره از ذهن می رود

می خواهم از خود بنویسم چه می کشم

اما غریبه غصه رهایم نمی کند

این روزها بدون تو من غصه می خورم

این روزها اگر تو بیایی چه می شود...

پنهان نمی کنم به تو محتاجم و هنوز

می خواهم از تو شعر بگویم نمی شود...

 


  • ارسال نظر (1)
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها
آشنای ناشناس          
12 آبان 1386 ساعت 22:55
شعر خیلی خیلی قشنگیه ! حیف كه ....
شاد و پیروز باشی .
__