ارامشی که شده کیمیا ... 19 آذر 86 - 21:48 |
یه اتفاق ساده مثه یه شوخی شیطانی مثه یه خطای دید ساده همچین میترسونتت که...
یه اتفاق ساده... مثه ول شدنه لگام امورات از دستات مثه وا شدن یکی از گره هایی که زدی به تارو پود زندگیت باعث میشه هر چی بافتی .... هر چی تاختی.... هروقت خواستم این ترازوی لعنتی رو دعوت به ارامش کنم یه چیزی زدی و ...هر چی توگوشش خوندمو هیچ کردی اشکال نداره بتازون ببینم به کجا میرسی
|
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرهاسپیده 19 آذر 1386 ساعت 22:34 | |
برای زنده بودن (زنده بودن ها ) تا بوده همین بوده |
گل زیرک(سید حسین موسوی) 19 آذر 1386 ساعت 22:28 | |
بتازون ببینم به کجا میرسی به مبارزه می طلبید الناز خانم امیدوارم پیروز بیرون بیاین گرچه همیشه غیر قابل توقع هاست که باید توقعشون رو داشت |












