چرا نمیای؟؟؟ 27 آبان 86 - 21:48 |
دلگیر م از نیامدنت نه از آن رو که نمی آیی از آن رو که اشکهایم را میبینند
|
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرهاسپیده 2 آذر 1386 ساعت 01:07 | |
چقدر دعات زود مستجاب شد دعا كن اینورا هم بیاد ، عجیب منتظرشم 8-> |
حامد 1 آذر 1386 ساعت 20:27 | |
محبوبم اشکهایت را پاک کن زیرا عشقی که ما را نگه داشته است موحبت صبر و شکیبایی را نیز به ما ارزانی خواهد داشت |
29 آبان 1386 ساعت 21:37 | |
امشب امدی/ تمام مسیر پوست صورتم را با انگشتان سردت/ شانه هایم را با دستان خیست / نوازش کردی / و من همه راه برایت تصنیف های عاشقانه خواندم؟!!!!/ یادت هست؟ / بازهم بیا/ با همه سردی / عجیب دلگرمم میکنی |
28 آبان 1386 ساعت 14:33 | |
خدایی اونوقت می گن هوو ها با هم کنار نمیان.....:-?? |
غزال 27 آبان 1386 ساعت 21:57 | |
منم منتظرشم ... <-8 |















