چراغی در افق 4 دی 86 - 20:30 |
به پیش روی من ، تا چشم یاری میكند ،دریاست !چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست !دراین ساحل كه من افتاده ام خاموش ،غمم دریا ، دلم تنهاست .وجودم بسته درزنجیر خونین تعلق ها ست ! |
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرهاtarane 6 آبان 1387 ساعت 19:25 | |
ghashang bood..:( |
مهدی ماهانی mehdi_mahani@yahoo.com 19 شهریور 1387 ساعت 23:24 | |
سلام گرگ چه نا پیداست. چو موجی داخل دریاست ولی دریا نا پیداست. امید گل به آن نجواست! ته دریا که ناپیداست! |
روزبه پندار 16 شهریور 1387 ساعت 20:58 | |
قوی تر بنویس |
22 مرداد 1387 ساعت 01:31 | |
دراین ساحل كه من افتاده ام خاموش ، غمم دریا ، دلم تنهاست . خیلی زیبا و غمگین. |
حسین خاکپور sayeh_1500@yahoo.com 15 مرداد 1387 ساعت 17:08 | |
سلام متنو خوندم واسه اینکه خوشم اومد می خواستم دقایقی مزاحمتون بشم تا گپی داشته باشیم ولی نشد شاید تا بعد سر بلند باشید |
11 تیر 1387 ساعت 21:55 | |
دراین ساحل كه من افتاده ام خاموش ، غمم دریا ، دلم تنهاست . مرسی زیباست تولدتون هم پیشاپیش مبارک همراه با بهترین آرزوها |
پروا 21 اردیبهشت 1387 ساعت 00:32 | |
خروش موج ، با من میكند... |
مهناز sima_rokh20@yahoo.com 6 دی 1386 ساعت 00:38 | |
مریم جان من عاشق این شعرم: بخصوص این قسمتش که هرکس دل به دریا زد رهایی یافت.. |















