
تغییرات پروفایل من:
طنزی از: مرتضی کیوان هاشمی
الان گفته باشم . دریچه مو بستم . بیخود اصرار نکنین به هیچ وجه اهل چت و اینترنت و تماس خارج از نت و این حرفا نیستم ،اینقد اصرار بیجا نکنین . ازتون خواهش می کنم ، تمنا می کنم اینقد اصرار نکنین ! تو رو جون ماماناتون جون هر کی دوس دارین اینقد اصرار نکنین ! به خدا من شرمنده می شم شما اینقد اصرار می کنین . مرگ من ! گفتم مرگ من ! اینقد اصرار نکنین منو تو معذوریت اخلاقی قرار ندین ! آخه به خدا خیلی برام سخته اینهمه خواهش شما رو نادیده بگیرم . کاش میمردم و نمی دیدم شما اینقد خودتونو جلو من کوچیک می کنین . خدامنو بکشه این اشکای شما رو نمی تونم تحمل کنم . بخدا موندم چیکار کنم . کاش اینقد دل مهربونی خدا به من نمی داد، نمی تونم دل شما رو بشکنم و خاطره ی بدی از خودم در ذهن شما بزارم ...... شما خودتون بگین چیکار کنم ؟؟؟
پس همین یه بار هااااااااااااااااااااا ...... باشه ؟؟؟؟؟
به شرطی این دقعه قول مردونه بدین ... نه از اون قولای قبلی ....قبول ؟؟؟
می دونم باز فردا یادتون میره و دوباره میاین درخواست گفتگو می دین
من شما آقایونو بهتر از خودتون شناختم
ولی ایندفعه دیگه اگه خودتونو بکشینم جواب نمی دم ... حالا خواهی دید
تکمیل این گفتگو با شما......