بخشش . . .
سروده ای از: « کیوان » در مجموعه ی (ترکه و تبر)
گفتم: از آنچه كنج لب یار نیز هست
گفتا: بهوش! مرغ گرفـتار نیز هست
گفتم: وصال یار، به صبرم حواله داد
گفتم سپیده، گفت: شب تار نیز هست
گفتم: رقیب، گفت: تحمل برای چیست ؟
گفتم: بنفشه، گفت: خس و خار نیز هست
گفتم: هوای بوسه، به دندان گزید لب
گفتم: وصال، گفت سر دار نیز هست
از یاس و ناامیدی «كیوان» چو گفتمش
خندید و گفت: بخشش دلدار نیز هست