مرد 52 ساله متاهل ، مشاهده پروفایل 3 سال و 6 ماه و 18 روز سن کلوبی ، متولد یكی از روستاهای نیشابورم . از 15 سالگی سرودن را آغاز كرده ام . علیرغم میل باطنی در مقطع لیسانس فیزیك كاربردی با گر...
لینک بالا « تالار گفتمان گنج سایت » است و همانگونه که ملاحظه می فرمایید مدیر بخش شعر و ادبیات آن شخصی است با نام مستعار مهدی یار که در کامنت ها ایشان را حاج مهدی هم اتلاق می کنند ایشان بدون اجازه از سراینده ، شعر حقیر را آنهم بی ذکر نام شاعر کپی کرده اند .
تا اینجای قضیه با توجه به قانون کپی رایت در کشور گل و بلبل یک دزدی مرسوم فرهنگی است که اکثرا انجام می شود ولی موضوع از آنجا جالب و خنده دار می شود که کپی کننده ی محترم بیت آخر غزل که تخلص شاعر در آن آمده است را حذف نموده که این دیگر نغض غرض است و نمی شود به آن دزدی فرهنگی اطلاق کرد بلکه بهتر است بگوییم یک سر گردنه گیری فرهنگی . امیدواریم این موضوع یک اشتباه و مسبوق به سابقه نباشد وگرنه ناگزیرم نسبت به تعقیب قانونی سرگردنه گیران فرهنگی اقدامات قانونی انجام دهیم
با سلام به شما بزرگوار
راستش این عادت بد بعضی از هموطن های ما ،مدت هاست که باعث رنجش خیلی ها شده .هم شعر دوستان و هم شاعران و از جمله شما .
به نظر من این رسالتیه بر دوش علاقمندان شعر و شاعر که با چنین مواردی برخورد جدی کنند.ما که از بیگانه می خوریم و سال هاست صدامون در نمیاد .اما ضربه های خودی و اون هم نا آگاهانه،درد بیشتری داره .
بارها از دوستانی که در وبلاگ هاشون شعر می نویسن،خواهش کردم که نام شاعر رو هم ذکر کنند.مگر در مواردی که نام شاعر رو نمی دونن(که اون رو هم می شه با گذاشتن یک علامت سوال به جای نام شاعر،نشون بدن که حقیقتا"نام شاعر رو نمی دونن).
چون همه که مولانا و سعدی و حافظ ونیما و فروغ و سهراب و ....نیستند که زبان شعر مشخصی داشته باشند و بعضی ها شرایط ثبت و چاپ دلنوشته هاشونو ندارن.متاسفانه گاهی یک شعر در وبلاگ های مختلف با اسامی مختلف نوشته شده که این هم باعث دردسر من و امثال من شده .برای مثال اگر در وبلاگ کلوب من سری بزنین ، می بینین که برای یک شعر،من از دوستان خواستم که نام شاعر رو به صورت مستند و مستدل بگن.چون در گوگل جستجو کردم و چند نام پیدا کردم.بر سر نام همین شاعر در یکی از وبلاگ ها بحث و درگیری هایی هم صورت گرفته که آدرس وبلاگ مورد نظر رو همون جا ذکر کردم.
به هر حال امیدوارم روزی به این رشد برسیم که اگر سنگ دین به سینه می زنیم،لااقل به دستوراتش عمل کنیم و اگر دین نداریم ، بیاییم یک بار دیگه آزادگی رو تعریف کنیم.
چقدر به عدل محتاجیم و نمی دونیم که روز به روز داریم ازش دور می شیم.ادعای فرهنگ چند هزارساله داریم و همدیگه رو از حداقل ها یی که برحقه،محروم می کنیم.بعد انچنان فریاد دادخواهی سرمی دیم که صداش گوش عالم رو کر کرده و از درون خنجر به دست گرفتیم و به دل شاعر که نازکترین دل هاست و رسالتش بس سنگین فرو می کنیم.گرچه من هنوز امید دارم که یه روزی درست می شه .ما هم به یه رنسانس نیاز داریم.هنوز خیلی راه در پیش داریم.مگه چند سال
گذشته؟!!
امید تنها چیزیه که نمی میره.
به راستی که متاسفم.
با احترام
ادامه
جمعه 20 فروردین ، 13:07
سپاسگزارم خانوم دکتر ! فرهنگ دوستی شما را ارج می نهم
ادامه
شنبه 22 اسفند ، 12:51
من رفتم دیدم ... تنها بیت آخر حذف نشده بلکه چندین بیت رو حذف کردن ... مثلا حاج آقا مسئول بخش دینی و مذهبی هم هست ... بخوره تو سرشون ... همه ی سوراخ سمبه هاشونم بستن که کسی نتونه چیزی بنویسه براشون ... بی فرهنگا
ادامه
شنبه 22 اسفند ، 12:45
فرهنگ دوستی و شهامت شما را می ستایم. ای کاش همه همین گونه بودند . تمام بدبختی های ما همین است که در برابر قانون شکنی و تخلف چشمهایمان را می بندیم و رد می شویم و می گوییم به ما چه ربطی دارد غافل از آنکه فردا خودمون مورد ظلم و بی قانونی قرار می گیریم و دیگران از کنارمان با بی تفاوتی می گذرند و این قصه همچنان ادامه دارد تا .......
ادامه
شنبه 22 اسفند ، 08:42
استاد، این عمل مسبوق به سابقه است . جز نکوهش و ابراز تاسف، کار دیگری از ما میاید، دریغ نمیکنیم