عاشق دیوانه....
غزلی از : مرتضی «کیوان» هاشمی
هم تو خود جانی و هم جانانه ای هم خودت شمعی و هم پروانه ای
گاه می سوزد وچودت مثل شمع گـاه مـی سـوزی دل پـروانه ای
گـاه همچون کـاخ رویـاهای من گـاه همچون ، گـنـج در ویـرانه ای
می پذیرم منهم ای «محبوب» من! مثل عشقی، مثل یک «افسانه» ای
یـا کمی تـا قسمـتی اهـل دلـی یـا بـلا نـسبت ، چـو من دیوانه ای
کاش از « کیوان » پذیرا می شدی ایـن غـزل را جای عشـقولانه ای

