باز محرم رسید، دلم چه ماتم زده 24 دی 86 - 06:58 |
السَّلامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِوَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِكَعَلَیْكَ مِنِّی سَلامُ اللَّهِ أَبَدا مَا بَقِیتُوَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُوَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِكُمْالسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِوَ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِوَ عَلَى أَوْلادِ الْحُسَیْنِوَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَیْن
باز محرم رسید، دلم چه ماتم زده کسی میان این دل، خیمه ماتم زده باز محرم رسید، شدم چه حیران و مست از این همه عاشقی، دوباره ام مست مست باز محرم رسید، میکده ها وا شدند تمام عاشقانت، واله و شیدا شدند باز محرم رسید، این من و گریه هایم رفع عطش می کند، فرات اشک هایم باز محرم رسید، شهر سیه پوش توست دل ، نگران رنج خواهر مظلوم توست باز محرم رسید، مدرسه عشق باز کلاس درس زینب، کار نموده آغاز باز محرم
رسید، وعده گه بی دلان فصل جنون و مستی، صاحبِ صاحبدلان باز محرم رسید، تا سحر آواره ام میان میخانه ها، مستم و دیوانه ام باز محرم رسید، عاشقی سوداگری ست گرمی بازار عشق، شور دل زینبی ست http://gordanehtakhrib.blogfa.com/
|
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها








