تبلیغات


__
.:: وصیتنامه ::.
25 مرداد 86 - 16:15
...وقتی که خاکم می کنن ؛ بهش بگید پیشم نیاد...
...بگید که رفت مسافرت ؛ بگید شماره ای نداد...
...یه جور بگید که آخرش ؛ از حرفاتون حول نکنه...
...طاقت ندارم ببینم ؛ به قبره من نگاه کنه...
...دونه به دونه عکسامو ؛ بردارید آتیش بزنید...
... هر چی که خاطره دارم ؛ بریدو از بیخ بکنید...
...نزارید از اسمه منم ؛ یک کلمه جا بمونه...
...نمی خوام هیچ وقت تنمو ؛ توی گورم بلرزونه...
...آتیش به قلب من نزن ؛ بزار نگاهت یادم بره...
...بزار همیشه قلب من ؛ با خاطراتت چال بشه...
...برو نمی خوام ببینی ؛ خونه ی من خالی شده...
...همدمه من به جای تو ؛ ریگای پوشالی شده...
...اون که می گفت می مرد برات ؛ دیدی که راستی راستی مرد...
...رفتو همه خاطر شم ؛ بخاطرت برداشتو برد...
...بهش بگید نشست به پات ؛ بهش بگید نیومدی...
...بگید هنوز دوست داره ؛ با اینکه قیدشو زدی...
...نشونیه قبره منو بهش ندین ؛ خوب می دونم...
...میاد جای همیشگی:سره قرار تو رودخونه...
...آتیش به قلب من نزن ؛ بزار نگاهت یادم بره...
...بزار همیشه قلب من ؛ با خاطراتت چال بشه...
میخوام رو سنگ قبره من این باشه:
طلوعی که خیلی غم انگیز بود...قشنگترین خاطره ی عمرم: غروبی که خیلی دل انگیز بود...!!!
 
3046050-md.jpg

 

  • ارسال نظر (1)
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها
بهارک          
27 مهر 1386 ساعت 22:47
عالیه حرف نداره
__