userinfo close
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض یک طرف خاطره ها یک طرف پنجره ها در همه آواز ها حرف آخر زیبا ست

حمیدرضا خوشنویس

ibdanyal

مرد 37 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
5 سال و 5 ماه و 17 روز سن کلوبی ،
دوست دارم گرسنه‌یِ همیشگیِ عشق باشم. زیرا خوب می‌دانم آن‌هایی كه مال می‌اندوزند، بیچاره‌یِ ابدی...
 
19:15 1387/12/11

می گوید:انسان سختی هستی ولی خودت سرسخت ترازآن.بااینکه خستگی جز لاینفک این بیماری است ولی هیچوقت خسته ات ندیدم.همیشه پرشورونشاطی وپر انرژِی.........

می گویم:

ذات نایافته از هستی بخش        کی تواند که شود هستی بخش

 من یک انسانم،کارم آفریدن است ،آفریدن شوق برای خواستن وایجاد باوربرای توانستن،شوق زیستن .........

وبرای این آفریدنها باید عاشق باشی،عاشق آفریدن ،عاشق رویش ،عاشق معنا ومعنویت وبا این عشق، می توان هر نوع  تلخی رابه حلاوت تبدیل کرد.

پس همراه همین عشق ،رها وآزاد ازبیماری جسمم می شوم  واینطوری امنیت درونی وهدایت باطنی ام ،رهگشای من است واینست که باهردردی،انرژی مضاعفی درخود حس می کنم و می دانم ،سرزندگی معنوی وفزونی انرژی روانی، متضمن فزونی عشق درونی برای هدایت  دلها بسوی عشق بخدا و بسوی زیستن است. هدف ساختن برایم ،لذت بخش وشوق آمیز است واین هدف، دربند  هیچ اگر و اما وباید و شایدی  نیست .دلم میخواهد تا آخرین نفس عمرم درس عشق را،درس زندگی ،درس شور و زیستن را،پیوستن بخدا را تعلیم دهم.وهردمی را و هرلحظه ای را برای وصال به هدف غنیمت می شمارم و بقول سعدی:

غنیمت شمر ایدوست دم عیسی صبح        تادل مرده اگر زنده کند این دم از اوست.

ومن نگاهم را با شور عشق آمیخته می کنم و برای زنده کردن دلها به امید و منور کردنشان به نور حق و............تمام عشق و شور عالم را ،زیبایی هایش را به نفس می کشم و سرشار ش می شوم واینطوری حرفهایم آغشته ی آن می گردد و مخاطبینش را سرشار عشق و شور و مست آفرینش می کندو مفهوم واقعی حیات اینجا برایم بیشتر متبلور می شود.


  • ارسال کامنت(0)
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.