سلام یه مطلب جالبیه از گفتگوی اقای ریتا (ساکن ایالات آلاباما )) با خدای مهربون . میگن وقتی این مطلب رو اقای ریتا داخل سایتش گذاشت اونروز نزدیک به یک میلیون نفر از سایتش بازدید کردند و براش ایمیل و نامه فرستادند که با همین جملات زندگی ما متحول شد. امیدوارم برای شما هم همین طور باشه. لطفا با دقت بخونید .

خواب دیدم. در خواب با خدا گفتگویی داشتم. خدا گفت پس می خواهی با من گفتگو کنی؟
گفتم : اگر وقت داشته باشی . خدا لبخند زد ، وقت من ابدی است. چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی از من بپرسی؟ گفتم: چه چیز بیش از همه شما را درمورد انسان متعجب میکند؟ خدا پاسخ داد: این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند ، عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند. این که سلامت شان را صرف به دست آوردن پول می کنند و بعد پول شان را خرج حفظ سلامتی میکنند. این که با نگرانی نسبت به آینده ، زمان حال فراموش شان می شود. آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی می کنند و نه در حال. این که چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند . خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم. بعد پرسیدم: به عنوان خالق انسان ها، میخواهید انها چه درس هایی از زندگی یاد بگیرند؟ خدا با لبخند پاسخ داد: یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد اما می توان محبوب دیگران شد. یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند. یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد. یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد. با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرند. یاد بگیرند کسانی هستند که انها را عمیقا دوست دارند اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند. یاد بگیرند که میشود دو نفر به یک موضوع واحد فکر کنند و ان را متفاوت ببینند. یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آن ها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند و یاد بگیرند من اینجا هستم ........................ همیشه.
نظر یادتون نره حتما حتما