2 7 بهمن 86 - 17:55 |
به آنان كه راز قشنگ دوستی و دوست داشتن و عشق را جز در ذات یگانه حق نمی یابند . . . .
گفتم : عصری تابستانی و هوایی كه كم دیده ای؟ این روزها دل خیلی بهونه تو را می گیرد ، هوای دیدن تو را دارد. گفت : می دانم همه چیز بهانه ای است برای شانه به شانه ، در حال و هوای با هم بودن ، رفتن ، نشستن و گریستن. گفتم : چرا گریه! رفتن و نشستن درست اما گریستن را نمی خواهم ، نه! گفت : برای حرمت نگاه ناگهان تو ، برای یك دل دریا حرف نگفته . گفتم : و برای هر آنچه كه گفتم و گفتم و نشنیدی! گفت برای آنچه خواستم و بودی ، خواستی و نبودم و برای هرچه كه نمی دانم. گفتم : در تمام این سالها كه همه از یادش برده بودند تو تنها كسی هستی كه هستی! گفت : در این دل ، دل دلواپسی ! عزیز دل ! وقتی تو هستی انگار همه نیستند و شب از آن شب ها كه در عمرت كم دیده ا. دریا دریا ستاره برای تو . . . . (برای تو) پاینده باشی ای سپیده عشق . . . . |
نظرها





