بدون شرح 31 شهریور 86 - 12:33 |
من .! خالی از عاطفه و خشم خالی از خویشی و غربت گیج و مبهوت بین بودن و نبودن
عشق .! آخرین همسفر من مثل تو من رها کرد حالا دستام مونده و تنهایی من
ای دریغ از من .! 8-> که بیخود مثل تو گمشدم گمشدم تو ظلمت تن
ای دریغ از تو .! مثل عکس عشق هنوزم داد میزنی تو آینه من
وای .! گریمون هیچ خندمون هیچ باخته و برندمون هیچ تنها گوش تو مونده غیر از اون هیچ
ای .! ای مثل من تک و تنها دستام بگیر که عمر رفت همه چی تویی زمین و آسمان هیچ ...
باتو میبینم همه بود و نبود بیا پر کن من رو ای خورشید دل سرد بی تو می میرم مثل قلب چراغ نور تو بودی کی من رو از تو جداکرد ؟
|
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرهاmaryam galaxy_mardin@yahoo.com 23 مرداد 1387 ساعت 15:53 | |
واقعا بد اخلاقی...؟ |














