« با من »
گل من باش ، یارا ! خار ، با من .
رخ از تو ، دولت دیدار با من .
تو مهری ، من زمین بی قرارم
به دورت « گردش بسیار » با من .
شمار بوسه را از کام من خواه
لب شیرین ز تو ، مقدار با من .
تو در خواب گران ، آسوده تا صبح –
به شب ها ، دیده ی بیدار ، با من !
لبم ، در بوسه ی بازی ، با لبت گفت :
خموشی از تو و – گفتار ، با من !
تو ماه آسمانم باش ، هر شب –
سرشک « ثابت و سیار » با من .
امیدم ! ناز ِ صدها بار ، با تو –
نیاز صدهزاران بار ، با من .
لبت را با لب من آشنا کن
چه ترسی ؟ پاسخ اغیار با من !
به مستی ، چشم بیمارت به من بخش
پرستاری از آن بیمار – با من !
شبی پرهیز خود بشکن – به یک بار –
لبم را بوسه زن ... تکرار با من !
تو در ناز ٌی و من گرم نیازم
مرا انکار کن – اصرار با من !
سر افکندن به پایت ، زحمتی نیست
اشارت از تو و – ایثار با من
تو مهر خویش را هر روزه کم کن
همه شب گریه ی بسیار ، با من .
رقیبا ! هر چه جز یارست ، از تو –
اجازت ده ، بماند یار – با من !
« مهدی سهیلی »
وبلاگ آپدیت شد (یه آپدیت طوماری دیگه) با موضوعات زیر ، از دست ندین .
وراجی – کامپیوتر نامه – شوک نامه – سوسک نامه – وراجی – لینک دونی
آدرس وبلاگ : http://DataBus.persianblog.com