userinfo close
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد ... چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد ... http://DataBus.BlogSky.com

شیدا و

databus

زن 30 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
7 سال و 18 روز سن کلوبی ،
غافلگیر کننده ، کنجکاو ، دارای حس پیش بینی ، سریع الانتقال ، غیر قابل پیش بینی ، رفیق باز ، کم علاقه به آداب و اصول سنتی...
 
23:50 1388/11/8

 

سالگرد

آن روزها را به یاد دارم: در بامدادی ناشناخته،

آن هنگام که بیدار شدن همانا به معنای ترس

از تنها ماندن بود، آوای آسمان را همانند

آوایی مرده و بی جان می شنیدم. و از هم اینک،

نوری که شیشه ی دیدگان ِ افراد ِ محتضر را رها می ساخت،

با پیشانی ام بر خورد می کرد و نشانه ی خواب  ابدی ِ

خود را بر روی گیسوان بر جای می نهاد.

 

فریادی بشری که به گوش می رسید، هیچ ...

ـ تنها برف بود ـ و همه در پشت ِ دیوار

زنده بودند و می گریستند و سکوت،

همانا گریه ی زمین را همچون رودی در خود فرو می بلعید.

 

آه! به راستی اروپایی که در قلب ِ خویش منجمد گردیده است،

دیگر هرگز به گرما روی نخواهد آورد! تنها و بی کس مانده است:

با مردگانی که تا ابد دوستش خواهند داشت. هماره سپید پوش

بر جای خواهد ماند، عاری از هر مرز، وابسته به برف.

 

آلفُنسو گَتّو

 

Anniversario

Io Recordo quei giorni: nell’ignoto

Mattino ove a svegliarci era il terrore

D’esser rimasti soli, udivo il cielo

Come una voce morta. E gia’ la luce

Abbandonata dai morenti ai vetri

Mi toccava la fronte, sui capelli

Lasciava l’orma del suo sonno eterno.

 

Un grido umano che s’udisse, nulla

- solo la neve – e tutti erano vivi

Dietro quell muro a piangere, il silenzio

Beveva a fiumi il pianto della terra.

 

Oh, l’Europa gelata nel suo cuore

Mail piu’ si scaldera’: sola, coi morti

Che l’amano in eterno, sara’ Bianca

Senza confine, unit dalla neve.

Alfonso Gatto

 


  • ارسال کامنت(0)
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.