قاصدک 3 خرداد 87 - 13:54 |
قاصدک
از کجا وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی اما، اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیّاری - باری، برو آنجا که بوَد چشمی و گوشی با کس، برو آنجا که تو را منتظرند. قاصدک! در دل من همه کورند و کرند. دست بردار از این در وطن خویش غریب. قاصدک تجربه های همه تلخ، با دلم می گوید که دروغی تو ، دروغ که فریبی تو، فریب. قاصدک ! هان، ولی... راستی آیا رفتی با باد؟ با توام، آی کجا رفتی؟ آی.... راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟ مانده خاکستر گرمی، جایی؟ در اجاقی - طمع شعله نمی بندم- اندک شرری هست هنوز؟ قاصدک! ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند اخوان ثالث |
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها







