الهه و سوفیا كوه نورد می شوند 13 بهمن 86 - 14:26 |
خیلی خیلی خیلی ( یه عالمه ) خوش گذشت
من و سوفیا با تیم كلوب خوشبختی روز 12 بهمن 86 رفتیم كه قله ی دار آباد رو فتح كنیم ساعت 6 راه افتادم از خونه ، رفتم دنبال سوفی كه 20 دقیقه طول كشید تا اومد( یكی كفشاشو قایم كرده بوده كه نتونه كوه بره قربونش برم حمید آقای شریعتی مسئول و لیدر برنامه بودن كه خیلی زحمت كشیدن تا منو سوفی راه رفتن یاد بگیریم ( كوه نوردی پیشكشمون) ساعت 7.30 پای كوه بودیم و شروع كردیم به كوه نوردیات و این چیزا . یه جائی بود به اسم استراحتگاه كه از پایین كه نگاه می كنی فقط یه جای كوچیكه قرمز دیده می شد كه من خیال كردم اونجا قله است . وقتی خیالاتمو گفتم همه یه عالمه خندیدن و گفتن اون قله قرمزه رفتیم صبحانه خوردیم (خوردنی به اندازه 30 نفر روی میز بود خوب آخه من و سوفیا خانمیم. نمی تونیم هم كوه پیمائی كنیم هم برف بازی و سرسره بازی و هم كوله های سنگین حمل كنیم . حالا بماند كه با اون همه خوردنیا كه خوردیم هرچی كالری سوزروندیم دو برابرش برگشت سر جاش اقای شریعتی 15 دقیقه وقت صبحانه داد من و سوفی هم اینجوری ولی 15 دقیقه ای هم خوردیم هم گفتیم هم خندیدیم هم نقشه بعدی مسیر رو كشیدیم ( من تازه یاد گرفتم توی 15 دقیقه یه عالمه می شه كارا كرد بعدشم دیگه همش تا جائی كه مسیر كوه نوردی تموم شد و به صخره نوردی رسید ، همش برف بازی كردیم و سرسره بازی و لیز خوردن و جیغای سوفی و جا موندن من و یه عالمه چیزای خوب دیگه .... خدا رو شكر بهمنی سر كسی خراب نشد با اون جیغای سوفی جون عزیز من (قربونش برم هوار تا و طی یك فكر پلید و نقشه از پیش تعیین شده توسط من و اقای مدیر (آقای صفوی ) ، تیم بعدی ما كه شامل سوفی خانوم وپسرخاله سوفیا بودن برف بارون شدن ( پرتاب برف از بالا ) و هر دو تاشون مجسمه یخی شدند ساعت 10.30 رسیدیم به جائی كه دیگه صخره نوردی می خواست كه من و سوفیا و پسر خالش و مدیر بلد نبودیم پس لیدرها رفتن قله رو فتح كنن و ما برگشتیم . زیباترین جای كوه دارآباد ،آبشار یخ زده ای هستش كه در دل كوهه . فوق العاده زیباست ( عكسش توی آلبوم هست) و ارزش اون همه راه پیمائی و كوه پیمائی برای دیدنش رو واقعا داره . بعدشم كه رفتیم نهار كه در كنار یه تیم خیلی خوب كوهنوردی بودیم . اونا آتیش درست كردن و سیب زمینی كباب شده خوردیم و یه عالمه چیزای خوشمزه دیگه كه كوهنوردا می خورن ( یه چیز خوشمزه شامل خرما ارد سرخ شده گردو و چیزای دیگه كه نمی دونم چی بود )می گفتن اینا رو كه بخورین یه عالمه انرژی پیدا می كنین برای كوه نوردی( با یك پیرمرد بسیار سرزنده از اون گروه كوه نوردی و نوه اش و من ( سه نفری ) یه آدم برفی خیلی خوكشل درست كردیم . هر چند هیچكس برای ساختن آدم برفی به من كمك نكرد ( عكسش توی البوم تصاویر هست كه ببینین چه كرده الهه خانوم).(دكمه هاش از پوست پرتقاله ). فقط پسرخاله سوفی قدم رنجه كردن و یه شال آوردن برای آدم برفی و سوفی كه 2 تا هویج اورده بود برای بینیه ادم برفی . این همه ، كمك یه تیم كوه نوردیه حرفه ای بود به من برای ساخت آدم برفی .(واقعا كه) اونجا دیگه همه از خستگی نا نداشتن و مشغول استراحت شدن . منم از فرصت استفاده كردم رفتم كنار آب نشستم و فقط نگاه كردم . به همه چیز . به آب آسمون آبیه خیلی زیبا كه یه عالمه ابر داشت . به اون همه زیبائی كه خداوند بی دریغ برامون گذاشته و ما خیلی كم ازش استفاده می كنیم . تا 4 منتظر شدیم كه خبری از لیدرامون نشد . ما رو از دلواپسی كشتن تا بالاخره خبر دادن كه سلامت برگشتن ما هم دیگه برگشتیم خونه با یه عالمه خاطره های خوب، عكسای به یاد ماندنی و دوستان جدیده خوبی كه بهترین هستن . حالا من و سوفی مسئولین تداركات تیم كوهنوردیه كلوب شهر خوشبختی هستیم . البته تداركات بخش خوردنی ها و خوراكی ها . هركی نیومد یه روز عالی و یه شب سراسر بدن درد رو از دست داد فاتحین قله آقای شریعتی و دوستشون بودن و كار اصلی رو اونها انجام دادن كه پرچم رو بالای قله نصب كردن و ما رو از دلواپسی كشتن تا بالاخره خبر دادن كه سلامت برگشتن) .و ناشی گری ها و نابلدی های ما رو تحمل كردن و فوق العاده كمك كردن . هر چند كه حسابی خستشون كردیم چون ما زیاد وارد نبودیم تیم كوه نوردی تصویب شده ی شهر خوشبختی آقای شریعتی و دوستشون ( مسئولین و لیدرهای گروه ) آقای صفوی( مدیر و برنامه ریز ) الهه و سوفی و پسر خاله ( تداركات خوراكی ها و سرسره بازی) الهه( مسئول ساختن آدم برفی) اینم جریان كوه نورد شدن من و سوفی جونم.در ضمن نظر درباره ادم برفی من یادتون نره و بیاین همیشه كوه بریم تا وقتی كه طبیعتی هست كوهی هست و جوانی هست
|
نظرها21 بهمن 1386 ساعت 14:55 |
salam khasteh nabashid age misheh baraye man yek davatnameh beferestid man baraye kheylia oayam dadam kasi baferestad ye aghayi koon zahmatesh rii bekesh nanbiib aa_aa5293@yahoo.com |
مصطفی قانونی mosi1335@yahoo.com 13 بهمن 1386 ساعت 17:35 | |
سلام منم راه میدید بیام توی گروهتون بشیم 3 نفر بعد همین جوری گروه رو زیاد كنیم و یك كوهنوردی با حال را بیندازیم و قله هارو فتح كنیم |









) . تا رسیدیم تجریش دیگه 7 شده بود و 2 تا لیدرامون اومده بودن و رئیس كلوبم اومده بودن .

این از مزایای كوه نوردیه تیمیه كه از این چیزا یاد بگیری )


