تبلیغات


__
1 آبان 85 - 19:06


در شهری به نام عشق کوهی است به نام محبت


در این کوه رودی است به نام صفا


در این رود آبراهی میرود به نام وفا


سر انجام این آبراه به آبگیری میریزد به نام وداع


بگذار گریه كنم برای عاطفه ای كه نیست


و


دنیایی كه انجمن حمایت از حیوانات دارد


اما انسان پا برهنه و عریان میدود



بگذار گریه كنم برای انسانی كه راه كوره های
 


مریخ را شناخته است اما هنوز!



كوچه های دلش را نمی شناسد.

  • ارسال نظر (0)
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها
نظری برای این لاگ ارسال نشده است.
__