.. 19 فروردین 86 - 03:01 |
می خواهم برخیزم می خواهم برخیزم و زنجیرِ فرسوده ی این بستگی بی ربط را بگسلانم می خواهم بر خیزم پدرم را به خاطر ندارم و مادرم را می دانم که از تبار گندمزار بود |
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها4 مرداد 1387 ساعت 10:11 | |
سلام.. آری دوست عزیز بدان كه زندگی پر از جلوه های زیبای عشق است و كوری را هیچ گاه نباید تحمل نمود كه درد عشق دردی آشناست. از آشنایی با شما خوشحالم... |
کاروان 9 خرداد 1387 ساعت 12:10 | |
زیبا می بینی و زیبا به تصویر می کشی کسی که مادرش از تبار گندم زار باشه یه قدیس است یه قدیس |
27 بهمن 1386 ساعت 09:06 | |
برخیز درهای تجلی به روی دلی که ایمان دارد همیشه باز است ... |
baran 14 تیر 1386 ساعت 16:34 | |
salam......neveshtehatoon besyar zibast |









