تبلیغات


__
ما زیاران چشم یاری داشتیم
8 مهر 86 - 08:46

کس اشکی برای ما نریخت ...

 هر که با ما بود از ما می گریخت ...

چند روزی ست حالم دیدنیست...

حال من از این و آن پرسیدنیست...

گاه بر روی زمین زل می زنم...

گاه بر حافظ تفاءل می زنم...

حافظ دیوانه فالم را گرفت...

 یک غزل آمد که حالم را گرفت: ...

ما زیاران چشم یاری داشتیم...

 خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

ارسال نظر برای لاگ
نظرها
نظری برای این لاگ ارسال نشده است.
__