چند نکته 4 اردیبهشت 87 - 10:27 |
دستم بوی گل می داد. مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند، اما هیچکس فکر نکرد که من شاید یک گل کاشته باشم.
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته یک غریبه به دلت یک وقتی بشینه بعد اون بگه که هرگز نمی خواد تو رو ببینه
شاید حسد به خاطر حوا دلیل بود ابلیس اگر که سجده به آدم روا نداشت |
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها







