userinfo close
یک نفر هست که می پرسد کیست مرا یاری کند ...... !!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

محمد رضا استارس

assem

مرد 26 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
3 سال و 9 ماه سن کلوبی ،
 
17:56 1389/04/11

 

به نظر می رسد نیروهایی ویژه به دلیل شرایط خاصی که ممکن است با آن روبرو شوند باید آموزش های خاصی در مورد مسائل روانشناسی هم ببینند. آیا چنین آموزش هایی وجود دارد؟ - سئوال بسیار خوبی کردید. در سازمان تیپ 65، گروهانی به نام عملیات روانی وجود دارد. این اولین واحد عملیات روانی در سطح نیروهای مسلح کشور است. این واحد عملیات روانی مثبت روی نیروهای خودی و عملیات منفی علیه دشمن را برعهده دارد. نیروهای این واحد دوره های خاصی مثل خبرنگاری، صدا و تصویربرداری و یک سری مهارت های دیگر را طی کرده اند. این واحد بسیار اثرگذار بوده و زمینه روانی لازم را برای عملیات در نیروها بوجود می آورد. ¤در عالم رسانه می بینیم آمریکایی ها از طرق مختلف اعم از سینما و روزنامه و سایر ابزار، چهره ای خاص، جذاب و شکس ناپذیر از نیروهای ویژه خود نشان می دهد اما در واقعیتمی بینیم اینطور نیست و در صحنه عمل  - مثل عراق یا افغانستان- آنها آن کارآیی های تبلیغ شده را ندارند. شما چه تمهیدی برای جلوگیری از افتادن در چنین ورطه ای اندیشیده اید؟ آیا برای یک نیروی ویژه صرفاً این آموزش های خاص کافی است و موفق بودن او در میدان عمل را تضمین می کند؟ - همانطور که در ابتدا گفتم، ویژگی قابل اعتماد برای یک رزمنده توکل است. این ویژگی در میدان رزم تعیین کننده است. بقیه عوامل کمک کننده هستند. با توجه به این مسئله، به همراه عقیدتی- سیاسی این تیپ،با دوره ها و برنامه های مختلف توانسته ایم در این موضوع به سطح خیلی خوبی دست پیدا کنیم. ما مرتب دشمنان خود را رصد کرده و اطلاعات به دست آمده از آنها را تجزیه و تحلیل و بر اساس آن در آموزش هایمان تغییرات لازم را اعمال می کنیم. ما در این فرآیند به این نتیجه رسیده ایم که دشمنان ما اتکای خیلی زیادی به تجهیزات خود دارند و اگر از تجهیزات خود دور شوند نمی توانند کارآیی داشته باشند، لذا ما این نقطه ضعف را درآموزش هایمان لحاظ کرده ایم تا نیروهای ما طوری بار بیایند که با حداقل امکانات، بیشترین تاثیر را در میدان رزم داشته باشند. برای این منظور مهارت های خاص زنده ماندن در شرایط سخت و حفظ خود در محیط های مختلف را به آنها آموزش داده و بنیه اعتقادی و مذهبی آنان را به حدی برسانیم که اتکا به خداوند در شرایط سخت را در خود نهادینه کنند که این را در عمل و عملیات های مختلف نشان داده اند. هر چه عملیات سخت تر باشد، توکل بیشتری می طلبد و این نقطه قوت ما در عملیات های ویژه است و به آن افتخار می کنیم. ¤ مواردی از عملیات هایی که خودتان در آنها شرکت داشته اید را بیان می کنید؟ - در سال 1364 من فرمانده تیم الف این یگان بودم. به من ماموریت دادند سربازی از لشگر 64 ارومیه را که در عملیات قادر، زخمی شده و  پشت نیروهای دشمن جا مانده بود را نجات بدهم. عملیات قادر در مناطق مرتفع و صعب العبور و در شرایط سختی انجام شده بود. با مشقت ها و ماجراهای زیاد ما از دشمن عبور کرده و در منطقه ای که مختصاتش را داشتیم جستجو را آغاز کردیم و بالاخره آن سرباز زخمی را در یک سنگر یافتیم. با اینکه دو هفته از مجروحیتش می گذشت و به سختی هم زخمی شده بود اما هنوز زنده بود. نصف صورتش به شکل دردآوری مجروح بود و یک چشمش از بین رفته و عفونت تمام صورتش را گرفته بود.  حالتی نیمه هوش داشت و عراقی ها هم فکر می کردند اینجا را پاکسازی کرده اند. همه افراد تیم اول بهت زده شده بودند. نه اینکه مجروح ندیده باشیم. زیاد دیده بودیم اما شرایط آن سرباز خاص بود و با جیره بندی آب قمقمه اش دوام آورده بود. این فقط خواست خدا و معجزه ای الهی بود که ما به چشم خود می دیدیم. به سرعت کارهای درمانی اولیه انجام شد و آماده بازگشت شدیم. بازگشت به جبهه خودی هم پرماجرا و البته به دلیل داشتن مجروح خیلی سخت تر بود ولی به حول و قوه الهی با دور زدن دشمن و پیمودن مسیری بسیار طولانی توانستیم این مجروح را به نیروهای خودی برسانیم که الان جزو جانبازان دفاع مقدس هستند. خاطره دیگری که یادم می آید یک بار به همره چند نفر در مسیری برای شناسایی پشت خط دشمن حرکت می کردیم که مین گذاری شده بود و ما نمی دانستیم. ساعت دو نیمه شب بود که یکی از نیروها روی مین رفت و پایش از مچ قطع شد و شرایط خاصی بوجود آمد. ما بالای سرش رفتیم و او هم شروع کرد به وصیت کردن که به خانواده ام این را بگویید، اینقدر به چند نفر بدهکارم، اینها را طلب ندارم و از فلانی حلالیت بگیرید. من هم شروع کردم به روحیه دادن که ما تو را می بریم اما او اصرار داشت که به خاطر من ماموریت را متوقف نکنید و شما بروید. این روحیه همه را دگرگون کرده بود. ما با گردان تماس گرفتیم و قرار شد برگردیم. کار سختی بود. ایشان خیلی تنومند بود. فاصله زیادی با خط خودی داشتیم و تاریکی و دشمن هم به سختی کار می افزود. درد زیادی هم داشت. 10 نفر بودیم. ایشان را به نوبت کول کردیم و راه افتادیم. چند بار هم به طرفمان تیراندازی شد که نمی دانم متوجه ما شده بودند یا تیراندازی ها کور بود. در نهایت موفق شدیم ایشان را به عقب برگردانیم. خاطرات خیلی زیاد و هر روز دفاع مقدس خاطره است. تجارب هشت سال جنگ مشعل فروزانی برای آیندگان است که راه این انقلاب را با استفاده از آن ادامه دهند. ¤اگر حرفی باقیمانده می شنویم. - ضمن تشکر از شما که گوشه ای از توانمندی های این واحد را به اطلاع مردم می رسانید، از طرف من به مردم بگویید ما با یاری خداوند تا آخرین قطره خونمان در جهت اعتلای کلمه حق و دفاع از دین، مردم و خاک میهنمان ایستادگی خواهیم کرد و ان شاء الله بتوانیم سرباز کوچکی برای آقا امام زمان و ولایت مطلقه فقیه باشیم.

 

پایان


  • ارسال کامنت(0)
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.