userinfo close
یک نفر هست که می پرسد کیست مرا یاری کند ...... !!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

محمد رضا استارس

assem

مرد 26 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
3 سال و 9 ماه سن کلوبی ،
 
22:53 1389/01/25
بشمار 1  بشمار  2  بشمار 3

به چه دلیل من در اول متن این عبارت را نوشتم ؟ به این دلیل که این بشمارها در دوران آموزشی  به خصوص در ارتش معروف هستند . بشمار 3 که گفته شد دیگه کار تمام است  اگر در آسایشگاه باشی یا اگر در محوطه باشی  سینه خیز می ری ، پا مرغی می ری ، کلاغ پر میری  و هزارتا چیزه دیگه ....

روز اول آموزشی بود ، روز یکشنبه 1/6/88 که مصادف بود با اول ماه مبارک رمضان چقدر روز بدی بود ساعت 7 صبح خودمون رو به معاونت نظام وظیفه عمومی مشهد معرفی کردیم  یکی دو ساعتی اونجا معطل شدیم یادمه تمام خانواده ها اومده بودند بدرقه چون دیگه قرار بود بریم به سمت مراکز آموزش کد ها رو خوندند ، کد 226 ، 38 ، 182 ، 126 ، کد 181 که من بودم  فرماندهی منطقه پدافند هوایی شمال شرق امام رضا (ع) (پایگاه چهاردهم شکاری مشهد که نیروی هوایی ارتش بود ) . ساعت 8:30 بود که همه رفتند من که بچه خود مشهد بودم دوره آموزشی رو مشهد افتادم شانسم گرفت خدا رو شکر . نزدیک 150 نفر بودیم دل تو دلمون نبود وارد پادگان شدیم (با لباس شخصی بودیم ) دژبانها همه رو به خط کردند ( یک دست نظام ، خبر دار، از راست نظام ، خبر دار ، یک ضرب هماهنگ بشینند ... ورپا ، بشینند .. ورپا ) از همون روزاول شروع شد فکر کنید ، تازه ما لباس شخصی بودیم این کار رو با ما کردند وای به حال روزی که لباس نظام می پوشیدیم اون روز دهنمون سرویس شد از تشنگی داشتیم می مردیم  نمی شد هم آب بخوری آخه ماه رمضان بود یکی دوساعت هم دم در دژبانی به صورت نظامی نشستیم بعد از دوساعت دو تا از ارشد های آموزشی  اومدند که ما ها رو ببرند داخل گردان هنگ مرکز آموزش  استرس و ترس وجود تمام بچه ها رو فرا گرفت .........................

ادامه دارد


  • ارسال کامنت(0)
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.