|
یكی از دوستان حب را به طور مطلق مقدس تلقی می كند و در مقابل عشق را نامقدس. حال آن كه چنین نیست. حب و عشق به طور مطلق نه مقدس اند و نه نا مقدس و قداست این دو واژه بستگی به این دارد كه آیا به چه كسی یا چه چیزی تعلق پیدا می كند. ما برای نشان دادن این واقعیت در این پست واژه حب را در آیات قرآن بررسی می كنیم.
1. اصول معناشناسی واژگان
پیش از معناشناسی واژه حب در آیات قرآن شایسته است، چند اصل معناشناختی را كه در اینجا به كار می آید، یادآور شویم.
1. 1. توصیفی بودن معناشناسی
معنای واژگان متكی به تخیل ما نیست و ما از پیش خود نمی توانیم معنایی را به حلقوم واژه ای بریزیم. ما باید برای شناخت معنای هر واژه به موارد استعمال آن در میان اهل زبان و متون آنان توجه كنیم و معنایی كه برای آن به دست می دهیم، مستند به موارد استعمال باشد؛ نه متكی به ذهن ما. به عبارت دیگر معناشناسی واژگان باید توصیفی و اخباری باشد؛ نه دستوری و انشائی.
1. 2. تعدد معنا در بسیاری از واژگان
چنین نیست كه هر واژه ای دارای معنای واحدی باشد. بسیاری از واژگان نظیر واژه حب در استعمال مختلف به معانی مختلفی به كار می روند. از این رو درست نیست كه ما یك نسخه كلی برای معنای چنین واژگانی بپیچیم و یك معنای معینی را برای آنها بیان كنیم.
1. 3. تنوع واژگان به لحاظ بار ارزشی
واژگان از نظر بار ارزشی سه نوع اند: برخی در تمام موارد استعمال بار منفی دارند؛ مثل واژه شیطان و جهنم و برخی در تمام موارد استعمال دارای بار مثبت اند؛ مانند الله و جنت و برخی نیز در برخی از موارد استعمال دارای بار منفی و در برخی از موارد استعمال دارای بار مثبت اند؛ مثل حب و عشق. به این ترتیب هرگز صحیح نیست كه ما واژه حب را به طور مطلق دارای بار مثبت و واژه عشق را دارای بار منفی بدانیم.
1. 4. وابستگی معنای واژگان به موارد استعمال
هیچ واژه ای در زبان به تنهایی استعمال ندارد؛ بلكه به همراه واژگان دیگر استعمال می شوند. به تعبیر دیگر سیاقی كه واژه در آن قرار می گیرد، معنای آن را مشخص می كند و صرف نظر از سیاق معنای مشخصی نمی تواند داشته باشد. اگر هم ما برای یك واژه به موارد استعمال آن توجه نمی كنیم، به این جهت نیست كه ذات واژه دارای معناست؛ بلكه به این جهت است كه موارد استعمال ما را به چنان معنایی توجه داده است؛ از این رو نمی توان برای معناشناسی یك واژه به طور مستقل و صرف نظر از موارد استعمالش اظهار نظر كرد.
2. حب از نظر بار ارزشی
بار ارزشی حب بستگی دارد به این كه از چه كسی و نیز به چه كسی یا چه چیزی و به چه منظور تعلق داشته باشد.
2. 1. حب مقدس
حب در موارد زیر در آیات قرآن دارای بار ارزشی مثبت است و می توان حب را در این موارد حب مقدس خواند:
الف. حب خدا به خلق: در آیاتی از قرآن افراد مؤمن محبوب خدا دانسته شده و از آنان حسب مورد به «تواب»(توبه كننده)، «متطهر»(پاكی جوینده از گناه)، «متوكل»(توكل كننده)، «متقی»(پرهیزگار)، «محسن»(نیكوكار) و «صابر»(شكیبا در راه خدا) نامیده شده اند؛ نظیر:
* إن الله یحب التوابین ویحب المتطهرین [ بقرة 222 ] ؛ خدا توبه كنندگان را دوست دارد و نیز پاكی جویندگان از گناه را.
* إن الله یحب المتوكلین [ آل عمران 159 ] ؛ خدا توكل كنندگان به خود را دوست دارد.
* فإن الله یحب المتقین [ آل عمران 76 ] ؛ خدا پرهیزگاران از گناه را دوست دارد.
* وأحسنوا إن الله یحب المحسنین [ بقرة 195 ] ؛ نیكی كنید كه خدا نیكوكاران را دوست دارد.
* والله یحب الصابرین [ آل عمران 146 ] ؛ خدا شكیبایان در راه خود را دوست دارد.
ب. حب خلق به خدا: در آیاتی از قرآن از كسانی كه حب به خدا داشته باشند، ستایش شده و اظهار گردیده است كه خدا نیز به آنان حب دارد؛ نظیر:
* قل إن كنتم تحبون الله فاتبعونی یحببكم الله ویغفر لكم ذنوبكم والله غفور رحیم؛ (ای پیامبر) بگو اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی كنید تا خدا نیز شما را دوست داشته باشد و گناهانتان را بیامرزد. خدا آمرزنده و مهربان است.[ آل عمران 31 ]
* یا أیها الذین آمنوا من یرتد منكم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم ویحبونه أذلة على المؤمنین أعزة على الكافرین یجاهدون فی سبیل الله ولا یخافون لومة لائم ذلك فضل الله یؤتیه من یشاء والله واسع علیم؛ ای مؤمنان اگر از دین خود برگردید، خدا قومی را خواهد آورد كه دوستشان داشته باشد و آنان نیز خدا را دوست داشته باشند. بر مؤمنان نرم و بر كافران(یعنی كسانی كه از روی آگاهی و اختیار كفر می ورزند)، درشت اند و در راه خدا تلاش می كنند و از سرزنش هیچ سرزنش كننده ای بیم ندارند. آن لطف خداست. به هر كه خوهد لطف می كند. خدا گشاینده و داناست. [ مائدة 54 ]
ج. حب خلق به خلق: در آیه ذیل حب انصار به مهاجرانی را ستوده است كه زحمت مهاجرت از مكه به مدینه را بر خود هموار كرده بودند و در این راه اموال خودشان را از دست داده بودند تا پیامبر اسلام(ص) را یاری كنند.
* وَ الَّذینَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإیمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لا یَجِدُونَ فی صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ و كسانی از انصار كه از قبل( یعنی قبل از به دست آمدن غنایم جنگ با بنی نضیر) مهاجران مكه را جای دادند و به پیامبر اسلام(ص) ایمان آوردند و در دل خود نیازی به غنایم جنگ با بنی نضیر احساس نكردند و مهاجران را بر خود در تقسیم غنایم ترجیح دادند، با این كه خود به آن نیاز شدید داشتند. هر كه طمع خود را نگه دارد، رستگار است.(حشر/9)
گفتنی است كه تمام عنایم جنگ بنی نضیر میان مهاجران تقسیم شد، جز سه نفر از انصار كه نیاز بسیار شدیدی داشتند.
د. حب خلق به پیروزی بر كافران: در آیه ذیل این كه مسلمانان در جنگ احد دوست داشتند، بر مشركان مكه پیروز شوند، خوب خوانده شده است. البته كسانی كه در این جنگ فرمان پیامبر را نادیده گرفتند و سنگر خود را به منظور تصاحب عنایم رها كردند، مورد سرزنش قرار گرفته اند.
* ولقد صدقكم الله وعده إذ تحسونهم بإذنه حتى إذا فشلتم وتنازعتم فی الامر وعصیتم من بعد ما أراكم ما تحبون منكم من یرید الدنیا ومنكم من یرید الآخرة ثم صرفكم عنهم لیبتلیكم ولقد عفا عنكم والله ذو فضل على المؤمنین؛ خداوند به وعده خود عمل كرد و وقتی كه شما آنان را به اذن خدا می كشتید، بر آنان پیروز كرد تا این كه سست شدید و به نزاع پرداختید و سرپیچی كردید. بعد از آن كه خدا آنچه را دوست داشتید، به شما نشان داده بود. برخی از شما دنیا را می خواستید و برخی از شما آخرت را. پس از آن خدا توجه شما را از آنان برگرداند تا شما را به مصیبت افكند و خدا از شما درگذشت و خدا به مؤمنان لطف دارد. [ آل عمران 152 ]
2. 2. حب نامقدس
حب در موارد فراوانی از آیات قرآن دارای بار ارزشی منفی و به تعبیر دیگر نامقدس خوانده شده است. چنان نیست كه هر نوع از حب آدمی مقدس باشد. خدای تعالی فرمود:
* كتب علیكم القتال وهو كره لكم وعسى أن تكرهوا شیئا وهو خیر لكم وعسى أن تحبوا شیئا وهو شر لكم والله یعلم وأنتم لا تعلمون [ بقرة 216 ]؛ كارزار، اگرچه بر شما ناخوشایند باشد، بر شما واجب شد. بسا چیزی را شما دوست نداشته باشید؛ ولی برای شما بهتر باشد و بسا چیزی را دوست داشته باشید؛ اما برای شما بدتر باشد. خدا می داند و شما نمی دانید.
مهم ترین حب های نامقدسی كه در آیات قرآن نام برده شده، به این قرار است:
الف. حب به بت ها: در آیه ذیل كسانی كه بت ها را به عنوان شریك خدا برگزیده و آنها را دوست دارند، به عذاب الهی تهدید شده اند.
* ومن الناس من یتخذ من دون الله أندادا یحبونهم كحب الله والذین آمنوا أشد حبا لله ولو یرى الذین ظلموا إذ یرون العذاب أن القوة لله جمیعا وأن الله شدید العذاب؛ برخی از مردم چیزهایی را شریك خدا گرفته اند و آنان را مانند خدا دوست دارند؛ اما مؤمنان خدا را بسیار دوست دارند. كاش این كسانی كه ستم كردند، عذاب را می دیدند. می دیدند كه قدرت به طور مطلق برای خداست و خدا به سختی عذاب می كند. [ بقرة 165 ]
ب. حب به ترویج فحشاء: در آیه ذیل كسانی كه دوست دارند، فحشاء را ترویج كنند، به مجازات شدید در دنیا (اجرای حد قذف) و آخرت (عذاب جهنم) تهدید شده اند.
* إن الذین یحبون أن تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب ألیم فی الدنیا والآخرة؛ كسانی كه دوست دارند، فحشاء را در میان مؤمنان ترویج كنند، در دنیا و آخرت عذاب دردناكی دارند.[ النور 19 ]
ج. حب به دنیا و دارایی های دنیوی: در آیاتی از قرآن دوستی دنیا و دارایی دنیوی به گونه ای كه مانع یاد خدا باشد و بر آخرت ترجیح داشته باشد، مورد مذمت قرار گرفته است:
* كلا بل تحبون العاجلة [ قیامة 20 ] * وتذرون الآخرة [ قیامة 21 ]؛ این چنین نیست؛ بلكه شما دنیا را دوست دارید و آخرت را وا می نهید.
* ووهبنا لداود سلیمان نعم العبد إنه أواب [ ص 30 ] * إذ عرض علیه بالعشی الصافنات الجیاد [ ص 31 ] * فقال إنی أحببت حب الخیر عن ذكر ربی حتى توارت بالحجاب [ ص 32 ] * ردوها علی فطفق مسحا بالسوق والاعناق [ ص 33 ]؛ ما سلیمان را به داود بخشیدیم. چه خوب بنده ای بود. او بسیار توبه كننده بود. به یاد آر وقتی را كه اسب های زیبایی در آخر روز بر او عرضه شد. او گفت: من مال(اسب) را دوست داشتم و آن مرا از یاد پروردگارم باز داشت تا این كه خورشید پنهان شد. (او اسب ها را چنان دوست داشت كه گفت: ) آنها را به نزدم بیاورید تا بر ساق ها و گردن هایشان دست بكشم.
* زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ اْلأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ (آل عمران/14)؛ شیطان دوستی خواسته های دنیوی مانند زنان و پسران و گنجینه های فراوان از طلا و نقره و اسب های نشان دار و چارپایان و مزرعه ها را آراسته است. آنها بهره زندگانی دنیاست و حال آن كه بازگشتگاه زیبا نزد خداست.
د. حب به كافران دشمن مسلمانان: در آیاتی از قرآن دوستی مشركان مكه یا یهودیان مدینه كه دشمن مسلمانان بودند، نهی شده است:
* یا أیها الذین آمنوا لا تتخذوا آباءكم وإخوانكم أولیاء إن استحبوا الكفر على الایمان ومن یتولهم منكم فأولئك هم الظالمون [ توبة 23 ] * قل إن كان آباؤكم وأبناؤكم وإخوانكم وأزواجكم وعشیرتكم وأموال اقترفتموها وتجارة تخشون كسادها ومساكن ترضونها أحب إلیكم من الله ورسوله وجهاد فی سبیله فتربصوا حتى یأتی الله بأمره والله لا یهدی القوم الفاسقین [ توبة 24 ]؛ ای مؤمنان اگر پدران و برادران و همسران و خویشان خود را چنان چه كفر را بر ایمان ترجیح داده اند و اموالی كه آنها را به دست آورده اید و تجارتی كه بی رونقی آن را بیم دارید و خانه هایی را كه به آنها علاقه دارید، از خدا و رسولش و تلاش در راه خدا بیش تر دوست داشته باشید، پس منتظر باشید تا خدا عذاب خودش را بفرستد. خدا قوم تبهكار را راهنمایی نمی كند.
* ها أنتم أولاء تحبونهم ولا یحبونكم وتؤمنون بالكتاب كله وإذا لقوكم قالوا آمنا وإذا خلوا عضوا علیكم الانامل من الغیظ قل موتوا بغیظكم إن الله علیم بذات الصدور [ آل عمران 119 ]؛ این یهودیانی را كه شما دوست دارید ولی آنان شما را دوست ندارند و حال كه شما به تمام كتاب های آسمانی ایمان دارید، هرگاه شما را دیدار كنند، می گویند: ما ایمان آورده ایم؛ اما هرگاه خلوت می گزینند، سر انگشتانشان را از خشم به شما به دهان می گزند. ای پیامبر به آنان بگو! از خشم خود بمیرید. خدا به درون سینه ها آگاه است.
هـ . حب به نامحرم به قصد كام جویی: آیه ذیل درباره حب زلیخا به یوسف است. حب او به یوسف برای این بود كه از او كام جویی كند.
* وقال نسوة فی المدینة امرأة العزیز تراود فتاها عن نفسه قد شغفها حبا إنا لنراها فی ضلال مبین [ یوسف 30 ]؛ زنان شهر گفتند: زن عزیز از جوان خدمتكارش كام خواسته است. دلش دوستی او را ربوده است. او در گمراهی آشكاری است.
چنان كه ملاحظه كردید، چنان نیست كه حب به طور مطلق امری مقدس باشد و حب در صورتی مقدس است كه به خدا و مؤمنان به خدا تعلق بگیرد و به موجب آن خدا و آخرت ترجیح داده شود؛ اما اگر به كسی یا چیزی در مقابل خدا و آخرت تعلق بگیرد، نامقدس است.
توجه: برای آگاهی از تلقی یكی از دوستان درباره قداست مطلق حب به كامنت های زیر مراحعه فرمایید. بدون مراجعه به لینك زیر شاید بحث این پست برای شما بی اهمیت جلوه كند.
حب یا عشق
|