
روی دیدار توام نیست،وضو از چه كنم
دگر این جامه صد وصله ،رفو از چه كنم
قید بی همتی همه جا همره من می آید
با چنین نامه سیاهی،به تو رو از چه كنم؟
من كه مجنون نشدم،دشت به دشت ازچه روم؟
نام لیلا چه برم،كوی به كوی ازچه كنم؟
خود فریبی به چه حد؟ خسته شدم زین همه رنگ
من كه درویش نی ام این همه هو از چه كنم؟
من كه بنم گذر عمر در این اشك روان
هوس سایه ی بید و لب جو از چه كنم؟
روی به هر سو كنم نقش تو آید به نظر
روی گفتار به یك قبله، بگو از چه كنم ؟
معینی كرمانشاهی