
مرا به دار آویختند ...
تا نامت را از یاد ببرم!
چه ساده اند این ساده اندیشان که نمیدانند ...
نام تو حک شده قلب من است!

دیریست میخواهم جامه دانم را بردارم و بروم ...
هرچه صداقت ، هرچه عشق ...
هرچه آدمیت ، هرچه پاکی ...
هرچه آزادی ، هرچه فکر ...
که برایم مانده ، درونش بگذارم و از این دیار بروم !
تا دراین زمانه ی قحطی و سقوط ...
درکمین نشستگان دژخیم !
هنوز به تاراجشان نبرده اند ...
میخواهم بروم ...

من تمام هستی ام را ...
در نبرد با سرنوشت ...
در تهاجم با زمان ...
آتش زدم ... کُشتم!
من بهار عشق را دیدم اما باور نکردم!
یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم!
من به عشق منتظر ماندن ...
همه صبر و قرارم رفت ...
بهارم رفت ... عشم مُرد! یارم رفت ...
گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم ...
نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم ، فقط احمقانه سکوت می کنیم ...
چه مغرورانه اشک ریختیم ، چه مغرورانه سکوت کردیم ، چه مغرورانه التماس کردیم، چه مغرورانه از هم گریختیم ...
غرور هدیه ی شیطان بود و عشق هدیه ی خداوند ...
هدیه ی شیطان را به هم تقدیم کردیم و هدیه ی خداوند را پنهان کردیم !!!

لا لا لا لا نخواب سودی نداره ... همون بهتر که بشماری ستاره
همون بهتر که چشمات وا بمونه ... که ماه غصه ش نشه تنها بیداره
لا لا لا لا نخواب باز هم سفر رفت ... نمیدونم به کارون یا خزر رفت
فقط دردم اینه مثل همیشه ... بدون اطلاع و بی خبر رفت!
لا لا لا لا نخواب میدونه جنگه ... دست هرکی میبینی یه تفنگه
یه عمره دور چشماشُ گشتم ... اما نفهمیدم که اون چشما چه رنگه
لا لا لا لا نخواب زندونه دنیا ... سر ناسازگاری داره با ما
بشین باز هم دعا کن واسه اون که ... ما رو اینجا گذاشت تنهای تنها
لا لا لا لا نخواب اون راهِ دوره ... خدا میدونه که حالش چه جوره
توی خلوت میگم! اینجا کسی نیست ... خداییش که دلم خیلی صبوره ...!!!
لا لا لا لا نخواب تیره است چراغم ... مثل آتشفشان میمونه داغم!
به جون گلدونا کم غصه ای نیست ... هزار شب شد هزار شب شد نیومد باز سراغم ...
لا لا لا لا نخواب خواب که دوا نیست ... دل دیوونه داشتن که خطا نیست!
میگن دست از سرش بردار نمیشه!!! آخه عاشق شدن که دست ما نیست!!!
لا لا لا لا نخواب تنها میمونم ... کمک کن قدر چشماتو بدونم
چرا چشمات پُر خشمه عزیزم؟! مگه من مثل اون نامهربونم؟...
لا لا لا لا نخواب ماه رو نگاه کن ... من اسفند رو میارم تو دعا کن!
بگو برگرده پیش ما بمونه ... کتاب حافظو بردار و وا کن!
لا لا لا لا نخواب سرما تو راهه ... همیشه عمر خوشبختی کوتاهه
میگن با یه فرشته اونو دیدن ... دروغه جون دریا اشتباهه ...
لا لا لا لا نخواب تلخه جدایی ....
کمر خم میشه زیر بی وفایی!!!
تو بیدار باش همه تو خواب نازن .... برای کی بخونم پس لالایی؟!
لا لا لا لا نخواب تنهایی سرده ... اگه طولانی شه مثل یه درده
اگه چشم انتظار باشی که هیچی ... دروغ میگی به دل که بر میگرده!!!
لا لا لا لا نخواب اشکت زلاله ... مثل بارون پای نخل وصاله!
من و تو هم شبو هم قلبو کُشتیم ... ولی اون چی؟! چقدر اون بی خیاله!!!
لا لا لا لا نخواب دنیا خسیسه ... واسه کمتر کسی خوب مینویسه ...
یکی لبهاش همیشه غرق خنده است ... یکی پلکاش تو خواب هم خیسه خیسه ...
لا لا لا لا نخواب عاشق یه سیبه ... همیشه سرخ و تب دار و غریبه!
تا اون بالاست رسیده است اما تنهاست ... پایین هم که بیوفته بی نصیبه!!!
لا لا لا لا نخواب تا اون بخوابه ... بشین اینقدر که تا خورشید بتابه
زمونی که یقین کردم بیدار شد ... بخواب با یاد عکسی که تو قابه 


لا لا لا لا اینم بود سرنوشتم ... این از امروز و اینم از گذشتم ...
نمیخوابم تا تو برگردی یک روز ... منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم !!!!!

بر سنگ قبر من بنویسید : خسته بود! اهل زمین نبود ، نمازش شکسته بود ...
بر سنگ قبر من بنویسید : پاک بود! چشمان او که دائما از اشک شسته بود ...
بر سنگ قبر من بنویسید : این درخت عمر برای هر تبر و تیشه ، دسته بود ...
بر سنگ قبر من بنویسید : تمام عمر پشت دری که باز نمی شد مانده بود ...
بر سنگ قبر من بنویسید : هیچ یاری نداشت جز آفریدگارش!
... و بر سنگ قبر من بنویسید : هرگز نمیرد آن که دلش مرده شد! به عشق ...
دوست دارم بروم ، سر به سرم نگذارید
گریه ام را به حساب سفرم نگذارید
دوست دارم که به پابوسیِ باران بروم
آسمان گفته که پا روى پرم نگذارید
این قَدَر آینه ها را به رخ من نکشید
این قدَر داغ جنون بر جگرم نگذارید
چشمى آبى تر از آیینه گرفتارم کرد
بس کنید ، این همه دل دور و برم نگذارید
آخرین حرف من این است زمینى نشوید
فقط ... از حال زمین بى خبرم نگذارید




