● نمی شود از شما پذیرفت كه ما قانون را قبول نداریم. غلط می كنی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد! نباید از مردم پذیرفت، از كسی پذیرفت، ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی توانی قبول نداشته باشی. مردم رای دادن به اینها، مردم 16 میلیون تقریبا یا یك قدری بیشتر رای دادن به قانون اساسی. مردم كه به قانون اساسی رای دادند منتظرند كه قانون اساسی اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند می شود بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم، من قانون اساسی را قبول ندارم، من مجلس را قبول ندارم، من رئیس جمهور را قبول ندارم، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه باید مقید به این باشید كه قانون را بپذیرید، ولو برخلاف رای شما باشد. باید بپذیرید، برای این كه میزان اكثریت است؛ و تشخیص شورای نگهبان كه این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست، میزان است كه همه باید بپذیریم. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 378)
● اگر یك جایی عمل به قانون شد و یك گروهی در خیابان ها برضد این عمل بخواهند عرض اندام كنند، این همان معنای دیكتاتوری است كه مكرر گفته ام قدم به قدم پیش می رود، این همان دیكتاتوری است كه به هیتلر مبدل می شود انسان، این همان دیكتاتوری است كه به استالین انسان را مبدل می كند. اگر قانون در یك كشوری عمل نشود، كسانی كه می خواهند قانون را بشكنند اینها دیكتاتورانی هستند كه به صورت اسلامی پیش آمده اند یا به صورت آزادی و امثال این حرفها. اگر همه این آقایان كه ادعای این را می كنند كه ما طرفدار قوانین هستیم، این ها با هم بنشینند و قانون را باز كنند و تكلیف را از روی قانون همه شان معین كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف رای من هم بود من خاضع ام، اگر بر وفاق هم بود من خاضع ام، دیگر دعوایی پیش نمی آید؛ هیاهو پیش نمی آید. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)
●
من باز به همه این آقایانی كه می خواهند نطق كنند و اعلامیه بدهند و نمی
دانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاین مزخرفات، به همه اینها اعلام می كنم كه
برگردید به اسلام، برگردید به قانون، برگردید به قرآن كریم، بهانه درست
نكنید كه اسباب این بشود كه شما همه به انزوا كشیده بشوید. من به بسیاری
از شما علاقه دارم و میل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جای خود
باشند و چنانچه این طور نباشد، مسئله طور دیگر خواهد شد. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)
● قانون معنایش این است كه {همه} چیزها {را} به حسب قانون اسلامی، به حسب قانون كشوری كه منطبق با قوانین اسلام است، همه را، وظیفه اشان را قانون معین كرده. بعد از این كه قانون وظیفه را معین كرد، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، این یك دیكتاتوری است كه حالا به صورت مظلومانه پیش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پیش خواهد آمد و بعد این كشور را به تباهی خواهد كشید و این كشور وقتی به تباهی كشیده شد و این مردم متفرق و مختلف با هم شدند، این همان وظیفه ای است كه برای ابرقدرتها باید انجام بدهد این آدم انجام داده، ولو خودش نمی فهمد، اگر بفهمد كه دیگر مصیبت بالاتر است، لكن خودشان ملتفت نیستند. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)