userinfo close

پیام های کوتاه

محمد پای بست , m2002m
زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاكی چشمه زمزم.
3 ماه پیش
   
آرش غنی زاده , ansar_m
بهتر است دهانمان را ببندیم و احمق به نظر برسیم، تا این‌که بازش کنیم و همه‌ی تردیدها را از بین ببریم!
8 ماه پیش
   
گلپسر  , majidsalami
قطع ارتباط میزنم که هیچ وقت نه کامنتی از تو ببینم و نه بتونی کامنتی برام بگذاری.هرطور رفتار کنی همونطور باهات برخورد میکنن
8 ماه پیش
   
گلپسر  , majidsalami
به نظر تو این همه آدم نمیفهمن واسه چی دارن محکوم میکنن ؟ یعنی فقط تو و احمدی نژاد و مشایی میفهمین ؟
8 ماه پیش
   
گلپسر  , majidsalami
اگه واقعا دلت به حال اون میسوزه بیا با هم دوستانه حرف میزنیم چون حرف زیاد دارم اگه گوشی واسه شنیدن باشه
8 ماه پیش
   
دل قوی دار، سحر نزدیک است ....

آرش غنی زاده

ansar_m

مرد 25 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
3 سال و 6 ماه و 21 روز سن کلوبی ،
مرغ باغ ملكوتم نیم از عالم خاك دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم ...
 
10:21 1387/11/4

http://ansarolmahdi.ag.googlepages.com/Learned_elders_1921_edition.gif


The Protocols of the Learned Elders of Zion



پروتكلهای بیست و چهار گانه برنامه‏اى است كه سرمایه ‏داران و اقتصاددانان [و متفكران و علماى] یهود براى ویران كردن بناى مسیحیت، قلمرو پاپ و دست آخر اسلام، آن را تنظیم كرده ‏اند. یهودیان صهیونیست معتقدند كه بعد از این ویرانى كه به گفته اصحاب پروتكلها طى صد سال انجام خواهد شد آنها بر جهان استیلا خواهند یافت و سلطنتى یهودى داودى برقرار خواهند كرد كه با تدابیر و امكانات خود به یهودیان با آن كه اقلیتى ناچیز هستند امكان خواهد داد تا بر تمام جهان مستبدانه حكومت كنند و هیچ دینى، نه مسیحیت و نه اسلام، در كنار آیین یهودى داودى باقى نخواهد ماند.

در سال 1897 متن پروتكلها به منظور قرائت در چند جلسه كنفرانس براى بحث و تصمیم‏گیرى و تایید نهایى آماده شده بود كه پلیس مخفى تزار روس به كنفرانس مزبور كه به ریاست تئودرهرتزل در شهر بال سوئیس برگزار شده بود هجوم آورد و اوراق آنها را به تاراج برد.

پروتكلها در سال 1905 میلادى توسط نویسنده‏اى روسى به نام سرگئى نیلوس (از روحانیون و علماى مسیحى) از زبان عبرى (و یا فرانسوى)  به زبان روسى ترجمه شد و در سال 1906 وارد كتابخانه بریتیش میوزیوم لندن شد.

ویكتورمارسدن، روزنامه ‏نگار بریتانیایى كه همزمان با انقلاب بلشویكى براى روزنامه انگلیسى مورنینگ پست در روسیه كار مى‏كرد، این پروتكلها را در سال 1917 به زبان انگلیسى ترجمه كرد.

هنرى فورد (بنیانگذار شركت اتومبیل‏سازى فورد آمریكا) پروتكلها را در سال 1920 به صورت سلسله مقالاتى در روزنامه‏اى كه به خود او تعلق داشت، به چاپ رساند. هدف او این بود كه ملت آمریكا را از خطر شكل‏گیرى امپراتورى یهود در این كشور آگاه سازد. فورد، پروتكلهاى دانشوران صهیون را برنامه اصلى یهود براى تسلط بر جهان مى‏دانست و هشدار داد كه یهود به حكومت آمریكا اكتفا نكرده و درصدد برپایى حكومت جهانى است.

هنرى فورد در گفتگویى كه در روز هفدهم فوریه 1921 در «نیویورك ورلد» به چاپ رسید، دعوى خود را علیه «پروتكلهاى صهیون» چنین بیان كرد:« تنها نكته ‏اى كه علاقمندم درباره پروتكلها بگویم این است كه آنها با آنچه درحال وقوع است، تطبیق مى‏كنند. از طرح پروتكلها شانزده سال مى‏گذرد و آنها تاكنون با شرایط جهانى منطبق بوده‏اند.»

فورد هنگامى این نكته را بیان داشت كه رهبران یهود و مطبوعات یهودى در آمریكا علیه او جنجال به پا كرده و فریاد اعتراض سرداده بودند. هنرى فورد پس از تحمل فشار و مشقت، كه تنها یهودیت سازمان یافته از عهده طراحى و اعمال آن برمى‏آید، بالاخره ناچار شد در 30 ژوئن سال 1927 در نامه‏اى خطاب به «لوییس مارشال» رهبر وقت «انجمن یهودیان آمریكا»، رسماً از یهود عذرخواهى كند. البته فورد در عذرخواهى خود و نه پس از آن، هیچگاه صدق پروتكلها و تحلیلهاى منتشره پیرامون آنها را تكذیب نكرد.
http://ansarolmahdi.ag.googlepages.com/zion.png
دانلود پروتکل های دانشوران صهیون:

دانلود پروتکل های دانشوران صهیون



  • ارسال کامنت(18)
99
نمایش کامنت ها 1 تا 15
کامنت بنویسید...
منصوره مرگان ازغدی , m_morgan
بسیار جالب بود
مدتیه دنبال این کتاب هستم که بخونمش
ممنونم
ادامه
یکشنبه 9 اسفند ، 03:03
سارا صولتی 2 , sara_solaty2
هر جرم و جنایت بزرگی در دنیا انجام میشه دست صهیونیستها همیشه وسط بوده
ادامه
چهارشنبه 2 اردیبهشت ، 23:41
وطنم پاره ی تنم . , aseman_e_haftom
آمریكاكثیف
اسرائیل كثیف تر
اَه اَه
ادامه
یکشنبه 30 فروردین ، 09:01
آرش غنی زاده , ansar_m

- مى‏خواهیم فارغ از هرگونه لفاظى و عبارت ‏پردازى و تنها از طریق مقایسه و استنتاج، حقایق محیط اطرافمان را مورد بررسى و مداقه قرار دهیم.

- مى‏خواهیم سیستمى را كه ما در آن زندگى مى‏كنیم از دونقطه نظر یعنى از نظر یهودیها (صهیونیستها) و از نظر غیریهودیها (غیرصهیونیستها) مورد ارزیابى قرار دهیم.

- شمار انسانهایى كه داراى غرایز بد و شیطانى هستند، برشمار كسانى كه داراى غرایز خوب هستند، پیشى مى‏گیرد. لذا، براى آنكه بتوان بر انسانها حكومت كرد، باید به اعمال زور و خشونت و ترور توسل جست. هر انسانى مى‏خواهد دیكتاتور بشود، زور بگوید و اگر بتواند، رفاه و خوشبختى مردم را فداى خواسته ‏ها و آمال خود گرداند.

- اما چه عواملى این جانور درنده را كه اسمش انسان گذاشته‏اند، از خشونت باز مى‏دارد؟

- از زمانى كه حیات اجتماعى آدمیان آغازگشت، فشارها، رفتارهاى ظالمانه و حیوان صفتانه ‏اى از سوى فرمانروایان باعث شد كه توده ‏هاى مردم تحت سلطه درآیند و مطیع فرمانروایان خود شوند. آنگاه با وضع قوانینى كه در واقع همان چهره تغییریافته زور و تهدید هستند، آدمیان به زیر سلطه درآمدند و من در اینجا مى‏خواهم بگویم كه طبق قانون طبیعت، « حق» یعنى اعمال زور و فشار.

- آزادى سیاسى تنها یك نظریه است نه یك واقعیت. لذا آدمى باید بداند كه چگونه از واژه آزادى سیاسى براى فریب توده ‏ها استفاده كند و سپس آن را براى درهم شكستن قدرت حزب حاكم بكارگیرد. البته اگر حزب حاكم قبلا\" خود از چنین شیوه‏اى براى دستیابى به قدرت استفاده كرده باشد، بهتر مى‏توان همین شیوه را در مورد او بكار برد. به كمك واژه به اصطلاح آزادى مى‏توان همین شیوه را در مورد او بكار برد. به كمك واژه به اصطلاح آزادى مى‏توان پایه ‏هاى حزب حاكم را سست و لرزان ساخت و بى‏اعتباریش را به توده مردم نشان داد. از آنجا كه توده ناآگاه نمى‏تواند حتى یك روز هم بدون راهنما و رهبر هدفهایش را خود راهبرى نماید، لذا به آسانى رهبرى حزب جدید را مى‏پذیرد و بدین‏سان رژیم قدیم جاى خود را به رژیم جدید مى‏دهد.

- هنگامى كه ما به قدرت رسیدیم، یعنى قدرت را از چنگ فرمانروایانى كه با استفاده از واژه آزادى بر مردم حكومت مى‏كنند، خارج ساختیم، طلا جاى قدرت را خواهد گرفت. بنیاد نهادن حكومت براساس آزادى غیرممكن است. زیرا كسى نمى‏تواند آزادى را در متعارف و متعادل‏ترین نوع آن بكارگیرد. اگر صرفاً براى مدت كوتاهى مردم را در اداره امور خویش آزاد بگذاریم تا هر كس فرمانرواى خویش بشود، دیرى نخواهد پایید كه انسجام امور از هم گسیخته مى‏شود و مردم دست به كشتار همدیگر مى‏زنند و از دولت چیزى جز تلى خاكستر به جاى نخواهد ماند.

- خواه دولتها در اثر ضعف داخلى متلاشى شوند و خواه در اثر چیرگى دشمنان خارجى از بین بروند، سرانجام زیر نفوذ ما قرار خواهند گرفت. زیرا سرمایه، كه به مثابه ریسمان محكمى است، در دست ماست. دولتهایى كه به این ریسمان محكم چنگ نمى‏زنند، سقوطشان حتمى خواهد بود.

- آنهایى كه آزادمنشانه مى‏اندیشند، ممكن است به سیاستى كه ما در بالا خطوط اصلى آن را ترسیم كردیم، ایراد بگیرند و آن را غیراخلاقى تلقى كنند. ولى در پاسخ ایراد آنها، ما این سؤال را مطرح مى‏كنیم:

اگر هر دولتى دو نوع دشمن داشته باشد و براى از بین بردن دشمن خارجى به او اجازه داده شود كه براى نابودى دشمن از هر روشى استفاده كند، یعنى مثلا\" دشمن را غافلگیر كرده و شبانه به اردوگاه او بزند و او را در هم بكوبد آنگاه این عمل را روش غیراخلاقى مى‏نامید؟ به همین قیاس نابودى دولتهاى حاضر به دست ما كه مخرب رفاه عمومى هستند، عملى غیراخلاقى تلقى مى‏شود؟

- آیا آدم معقولى پیدا مى‏شود كه فكر كند مى‏توان از طریق بحث و استدلال با مردم عامى كه قدرت استدلالشان سطحى است، كنار آمد؟ كنار آمدن با توده مردم فقط با دست گذاشتن روى عواطف و اعتقادات آنها مقدور و ممكن است. اگر بخواهیم با این دسته از مردم كه فهم سیاسى ندارند، از طریق استدلال و بحث كنار بیاییم، جز آنكه تخم هرج و مرج را بپاشیم كار دیگرى نمى‏توانیم بكنیم.

- میان سیاست و اخلاق هیچگونه وجه اشتراكى نیست. فرمانروایى كه متكى به اخلاق باشد، نمى‏تواند سیاستمدارى كار كشته و ماهر از آب درآید و نتیجتاً پایه‏ هاى قدرت سیاسى او متزلزل خواهد گشت. آنهایى كه مى‏خواهند گام در وادى سیاست بگذارند، باید هم نیرنگ باز باشند و هم بتوانند دیگران را متقاعد كنند. صفاتى چون درستكارى و راستگویى خطرى بزرگ براى سیاست بشمار مى‏روند. زیرا چنین صفاتى شدیدتر از هر دشمنى، فرمانروا از اریكه حكمرانى به زیر مى‏كشند. البته فرمانروایان جوامع غیرصهیونیست باید چنین صفاتى را دارا باشند تا هر چه زودتر از پاى درآیندو تسلیم ما شوند. ولى در نظام سیاسى جوامع صهیونیستى، قیودات اخلاقى نباید وجود داشته باشد.

حق یعنى زور

- به اعتقاد ما حق یعنى اعمال زور. واژه حق واژه‏اى ذهنى است كه به هیچ وجه جنبه عینیت به خود نمى‏گیرد. در نظام سیاسى ما حق این چنین تعبیر مى‏شود: هر آنچه را كه مى‏خواهم به من بده زیرا من از تو قوى‏ترم. نیازى نیست كه ثابت كنم حق از آن كیست.

- حق از كجا شروع مى‏شود و به كجا ختم مى‏شود؟

- در هر دولتى كه قدرت به طور نامطلوبى سازمان یافته باشد، قوانین و مقررات، اعتبارشان را از دست داده، دستخوش طوفان حوادث مى‏شوند و سرانجام لیبرالیسم پدید مى‏آید. طبق قانون حكومت اقویا، باید تمام مقررات و قوانین را متلاشى سازیم و براى آنهایى كه داوطلبانه از لیبرالیسم دست كشیده‏اند و تسلیم ما شده‏اند، منجى شویم.

- در شرایط كنونى كه تمام قدرت‏هاى جهان داراى پایه‏هاى لرزانى هستند، قدرت سیاسى ما داراى پایه ‏هاى استوارى است. زیراوجود آن محسوس نیست. زمانى قدرت ما تجلى خواهد كرد كه هیچگونه خطرى آن راتهدید نكند.

- قدرتهاى سیاسى جهان به سبب اعمال لیبرالیسم دچار مشكلات شدیدى هستند. وظیفه ما این است كه فارغ از اینگونه مشكلات، به فكر پى‏ریزى حكومت آینده خود باشیم. ما باید در طرحهاى خودبیشتر به ضروریات فكر كنیم تا به اخلاقیات و بیشتر به هدفها توجه داشته باشیم تا به وسیله ‏ها.

- اكنون ‏طرحى در پیش روى داریم كه خطوط اصلى سیاست آینده ‏مان را مى‏خواهیم از متن آن استخراج كنیم. این طرح به ذكر عواملى كه حاصل چند قرن اندیشه و كار آدمى را به هدر داده‏اند، مى‏پردازد. لذا ما نمى‏توانیم نقش این عوامل را نادیده بگیریم.

- براى آنكه سیاستمان عملكرد رضایت بخشى داشته باشد، نخست باید توده مردم را بشناسیم و به سستى اندیشه، عدم درك و عدم توجه آنها به رفاه خویش پى ببریم. باید بدانیم كه قدرت توده مردم قدرتى نامعقول است. كسى كه از احوال توده مردم اطلاعى ندارد، نمى‏تواند آنهارا اداره كند. و نیز كسى كه دانش سیاسى نداشته باشد، حتى اگر خیلى هم تیز هوش باشد نمى‏تواند توده ناآگاه را رهبرى كند و سرانجام جامعه را به پرتگاه سقوط سوق مى‏دهد.

- تنها كسانى كه از همان اوان خردسالى براى رهبرى تربیت مى‏شوند، مى‏توانند به مفهوم كلماتى كه از الفباى سیاست تشكیل شده‏اند، پى ببرند.

- اگر افرادى را كه از دانش سیاسى بهره ندارند، بر سر كار آوریم، دیرى نمى‏پاید كه در اثر اختلاف میان احزاب، قدرت را از دست داده سقوط مى‏كنند. آیا مى‏توان اداره امور یك جامعه را به افرادى كه صرفاً به منافع خود توجه دارند و هنگام رسیدگى به امور، به منافع خویش فكر مى‏كنند محول كرد؟ آیا اینگونه افراد مى‏توانند از خود در برابر دشمن دفاع كنند؟ اگر تصور كنیم كه در میان توده مردم كسانى یافت مى‏شوند كه توانایى اداره امور جامعه را دارند، در آن صورت هماهنگى امور سیاسى را بر هم زده‏ ایم و اجراى برنامه ‏ها را دشوار ساخته ‏ایم.

ما ستمگریم

- تنها به یارى یك فرمانرواى مستبد و سختگیر مى‏توانیم طرحهایى را كه در پیش داریم به مرحله اجرا درآوریم و میان دستگاههاى مختلف دولت كه به مثابه یك ماشین عمل مى‏كند، نوعى هماهنگى برقرار كنیم. لذا مى‏توان چنین نتیجه گرفت كه مناسب‏ترین نوع حكومت براى یك كشور، حكومتى است كه در آن قدرت به یك نفر تفویض بشود. بدون وجود یك حكومت مطلقه مستبد، تمدن نمى‏تواند به حیات خود ادامه دهد. و این تمدن تنها به وسیله رهبران و نخبه ‏ها بارور مى‏شود نه به وسیله توده ‏هاى ناآگاه. توده مردم وحشى است و توحش خود را در هر موقعیتى نشان مى‏دهد. هنگامى كه توده ‏ها آزادى به دست آوردند آزادى به صورت هرج و مرج كه خود اوج توحش است جلوه‏ گر مى‏شود.

- اعتیاد به الكل و افراط در نوشیدن نوشابه ‏هاى سكرآور، مشكلى است كه پس از اعطاى آزادى در میان غیریهودیها رواج پیدا مى‏كند. بر ما یهودیها لازم است كه در چنین مسیرى گام برنداریم. مردم غیریهودى از همان آغاز جوانى به وسیله عوامل ما بى‏بندوبار و بدون اخلاق بار مى‏آیند. عوامل ما عبارتند از معلمان سرخانه، خدمتكاران، منشى‏ها و زنانى كه در خانه‏ هاى ثروتمندان بچه ‏دارى مى‏كنند. به كمك زنان یهودى مردان غیریهودى را در عشرتكده ‏ها و محلهاى عیاشى به فساد اخلاقى مى‏كشانیم و آنها را از جاده عفت و پاكدامنى منحرف مى‏سازیم. من این جامعه را كه به دست زنها به فساد كشانده مى‏شود، جامعه زنان نام مى‏نهم زیرا در فساد و تجمل‏ پرستى دنباله ‏رو دیگرانند.

- دولت ما به جاى آنكه ترس از جنگ را در مردم ایجاد كند، از طریق اعدامهاى ظاهراً قانونى مخالفان را از سر راه برمى‏دارد و با ایجاد چنین ترسى خود به خود مردم را وادار به تسلیم مى‏كند. زیرا بى‏رحمى و سنگدلى در مجازات موجب ثبوت و استحكام دولت است. به نام انجام وظیفه و با اعمال مجازات‏هاى شدید و بى‏رحمانه مى‏توانیم دولتها را هم وادار كنیم كه بدون قید و شرط تسلیم ما شوند.

- منطق ما زورگویى و متقاعد كردن است. در مسایل سیاسى، تنها زور است كه پیروز مى‏شود به ویژه اگر رهبران سیاسى بتوانند آن را مخفیانه اعمال كنند. اگر فرمانروایى نمى‏خواهد تسلیم دیگران شود، باید با خشونت و نیرنگ به متقاعد كردن دیگران كه از اساسى‏ترین اصول حكومت هستند، متوسل شود. تا زمانى كه غیریهود مانع رسیدن ما به هدفهایمان باشند باید فساد، خیانت و رشوه ‏خوارى را رواج دهیم. اگر چپاول كردن اموال مردم منجربه تسلیم شدن آنها در برابر حكومت بشود، نباید در انجام این كار تردیدى به خود راه دهیم.

ما به آزادى خاتمه مى‏دهیم

- اگر به تاریخ گذشت نگاهى بیفكنیم، درمى‏یابیم كه ما نخستین قومى بودیم كه نداى آزادى، برابرى و برادرى را سردادیم. این كلمات بعدها به وسیله مردم غیریهودى، احمقانه و طوطى‏وار تكرار شدند و ناآگاهانه خود را گرفتار ساختند و آزادى را كه در برابر فشارهاى توده ناآگاه چون سد محكمى بود، از بین بردند. خردمندان غیریهودى نمى‏توانند خود را از مطلق‏ گرایى و ذهنیت و عالم تجرد بیرون آورند و واقعیات را مورد قبول قرار دهند. آنها هیچگاه متوجه تضاد موجود میان آنچه مى‏گویند و آنچه عمل مى‏كنند، نمى‏شوند. آنها متوجه نمى‏شوند كه افراد داراى استعدادها، قابلیتها و شخصیتهاى متفاوتى هستند. آنها باور نمى‏دارند كه توده مردم كور و ناآگاه است. آنان باور نمى‏دارند، كسى كه از میان توده مردم برخیزد نمى‏تواند رهبر بشود. آنها نمى‏پذیرند كه استعداد رهبرى در میان یك تبار از پدر به فرزند منتقل مى‏شود. آنان با نادیده گرفتن چنین حقایقى برخلاف موازین طبیعت گام برداشتند و ما مى‏بینیم كه مسأله ارثى بودن رهبرى، به دست فراموشى سپرده شده و همین امر هم باعث شده است كه ما روز به روز به موفقیت نزدیكتر شویم.

- اشاعه كلماتى چون آزادى، برابرى و برادرى در چهارگوشه دنیا به ما نسبت داده مى‏شود. ما باید از عواملمان كه ناآگاهانه پرچم‏مان را با شور و شوق فراوان برافراشته ‏اند، سپاسگزار باشیم. مى‏دانیم كه كلمات مذكور در طول تاریخ همچون آفتى رفاه، صلح، آرامش، همكارى و اساس حكومت غیر یهودیان را نابود كرده ‏اند. البته بعداً یادآور خواهیم شد كه عوامل دست ‏نشانده، ما چگونه به پیروزى نهائى ما كمك خواهند كرد یا این امكان را مى‏دهند كه ورق برنده به دست ما بیفتد. معناى این كلام آنست كه در آینده خواهیم توانست هر نوع امتیازى را از جمله (اریستوكراسى )اشرافیت و سرمایه ‏دارى( جوامع غیر یهودی) را چون سدى در برابر پیروزیمان قرار دارد، نابود كنیم و بر خرابه ‏هاى اریستوكراسى غیریهود، اریستوكراسى خود را كه مبتنى بر ثروت و رهبرى افراد تحصیل كرده است، بنا نهیم. باز یادآور مى‏شویم كه دانش و ثروت دو شرط اساسى، براى تشكیل این اریستوكراسى هستند. ثروت را در اختیار داریم و دانش رهبرى را حكماى پیشین برایمان فراهم آورده ‏اند.

- اگر در رابطه ‏هایمان، دست روى حساس‏ترین عصب ذهن آدمیان بگذاریم، خیلى زود به پیروزى خواهیم رسید و این اعصاب حساس ذهن آدمى، عبارتند از زراندوزى، مال‏پرستى و تنوع ‏طلبى در ارضاء نیازهاى مادى. هر یك از این خواسته ‏ها به تنهائى مى‏تواند آدمى را تسلیم ما بكند.

- مجرد و ذهنى بودن مسأله آزادى، به ما كمك مى‏كند كه به توده‏ هاى مردم در سراسر دنیا بفهمانیم كه دولتهایشان فقط ناظر خرج ثروت‏هاى مردم هستند و مى‏توان دولتها را مانند دستكشهاى كهنه زود به زود عوض كرد.

- از آنجا كه تغییر دادن رهبریهاى ممالك جهان مقدور و میسر مى‏باشد و از آنجا كه مى‏توانیم نقش بسیار مهمى در اینگونه تغییر و تحولات داشته باشیم، لذا برایمان آسان خواهد بود كه اختیار انتصاب و انتخاب رهبران جهان را به دست گیریم.

.
.
.
ادامه
جمعه 4 بهمن ، 10:49
آرش غنی زاده , ansar_m

- تا آنجا كه مقدورمان باشد، باید از بروز جنگى كه بسود ناحیه ‏اى خاص منجر شود، جلوگیرى كنیم. آنگاه جنگ را به صحنه اقتصاد مى‏كشانیم تا طرفین متخاصم به خوبى تسلط همه جانبه ما را دریافته و تسلیم عوامل بین ‏المللى ما شوند. حقوقى بنام حقوق بین ‏الملل وضع خواهیم كرد كه جایگزین حقوق ملى كشورها شده و ناظر بر روابط بین ملل باشد، همانگونه كه قوانین حقوقى یك كشور، بر روابط افراد آن كشور نظارت دارد.

- اطاعت بى‏چون و چرا از مهمترین شرایطى است كه ما براى انتخاب مدیران در نظر مى‏گیریم و هیچ ضرورتى ندارد كه آنها در زمینه مدیریت تحصیلات و اطلاعاتى داشته باشند. اینگونه مدیران همچون مهره شطرنج در دست مشاوران و متخصصانى خواهند بود كه ما از كودكى آنها را براى اداره امور جهان تربیت خواهیم كرد. همانطورى كه نیك مى‏دانید اینگونه مشاوران را طورى تربیت مى‏كنیم كه براى احراز مقام هائى كه به آنها محول مى‏شود، واجد شرایط باشند. بعلاوه آنها را در زمینه امور سیاسى، تاریخ و تحلیل وقایع، آموزش مى‏دهیم. مى‏دانیم كه غیریهودیها طورى تربیت شده‏اند كه نمى‏توانند وقایع تاریخى و مشاهدات خود را بدون پیشداورى تحلیل كرده و از این تحلیها نتیجه عملى بگیرند و یافته ‏ها را راهنماى عمل خویش قرار دهند. بنابراین، ضرورتى ندارد كه ما به آنها اهمیت بدهیم. بگذار كه سرگرم شوند و عمرى را در آرزو و امید بسر ببرند و به خاطرات گذشته خویش دل خوش نمایند. بگذار خود را با اصولى كه ما به نام علم( تئورى) به آنها دیكته كرده ‏ایم سرگرم كنند. با توجه به این هدف ما به یارى مطبوعات(رسانه ‏هاى گروهى) اعتماد غیر یهودیها را به صحت این تئورى‏ها جلب مى‏كنیم. روشنفكران غیریهودى علوم را به طور مجزا از هم مورد تحقیق قرار مى‏دهند و بى‏آنكه خود متوجه باشند، اطلاعات فراوان و نتایج گرانبهائى را فراهم مى‏آورند ولى آنها را در متن عمل پیاده نمى‏كنند. اما عوامل ما اطلاعات به دست آمده از اینگونه تحقیقات را با هم تلفیق و تركیب كرده تا به یك كل دست یابند و فكر خود را در جهت خواستهاى ما پرورش دهند.

تعلیم و تربیت ویرانگر

- فكر نكنید آنچه كه در بالا گفته شد تنها یك حرف است. دقت كنید كه ما چگونه موفق شدیم داروینیسم، ماركسیسم و نیچه‏ایسم را بال و پر بدهیم. یهودیان باید به سادگى به اهیمت نقش ویرانگر نظریه ‏هاى بالا، روى ذهن و اندیشه غیریهود پى ببرند.

- براى آنكه در مسائل سیاسى دچار لغزش و اشتباه نشویم باید به طرز تفكر، تمایلات و خصوصیات ملل مختلف توجه دقیق داشته باشیم. به عبارت دیگر سیستم ما به مثابه ماشین بزرگى است كه اجزاء آن به مقیاس وسیعى متناسب با خلق و خوى، آداب و رفتار مردمى كه در جهت هدفهایمان گام برمى‏دارند، كار مى‏كند. لذا براى آنكه با شكست مواجه نشویم، باید از تجربیات گذشتگان استفاده كنیم.

- مى‏دانیم كه ممالك جهان از مطبوعات بعنوان وسیله ‏هائى براى هدایت فكر مردم در جهت دلخواهشان استفاده مى‏كنند. لذا براى آنكه بتوانیم از مطبوعات در جهت خواسته ‏هاى خود استفاده كنیم، باید در بین مردم نارضائى ایجاد نمائیم و سپس از طریق مطبوعات نارضائى‏ها را منعكس سازیم.

مى‏دانیم كه آزادى بیان تنها از طریق آزادى عمل تضمین مى‏شود، اما مردم غیریهودى نمى‏دانند چگونه از مطبوعات استفاده كنند. خوشبختانه این وسیله به دست ما افتاده است و ما مى‏توانیم از طریق مطبوعات اعمال نفوذ كنیم. جاى بسى خوشبختى است كه ما علاوه بر مطبوعات، طلا را هم در اختیار داریم. ولى باید یادآور شد كه ما این دو عامل را با از خودگذشتگى فراوان و از میان اقیانوسى از خون و اشك به دست آورده ‏ایم و براى دست‏یابى به آنها قربانیان فراوانى داده‏ایم، البته هر قربانى‏اى كه ما مى‏دهیم، از نظر خداوند با هزار قربانى غیریهودى برابر است.

.
.
.
ادامه
جمعه 4 بهمن ، 10:48
آرش غنی زاده , ansar_m

- هر جمهورى و حكومتى چند مرحله پشت سرمى‏گذارد. در مرحله نخست حكومت شكل ثابتى ندارد و بوسیله توده مردم از سوئى به سوى دیگر كشانده مى‏شود. در مرحله دوم حكومت شكل عوام فریبى بخوبى مى‏گیرد. پس از آن آنارشیسم به وجود مى‏آید و سرانجام انارشیسم به حكومت استبدادى منجر مى‏گردد. البته میان حكومت مطلقه ‏اى كه به صورت قانونى در مى‏آید، خود را در برابر مردم مسئول و متعهد مى‏داند و نیز خط مشى آن كاملاً آشكار است و حكومت مستبدانه ‏اى كه ناشى از هرج و مرج است تفاوت فراوان وجود دارد. حكومت استبدادى و مطلقه ‏اى كه زاده هرج و مرج است، علیرغم آشكار بودن مظاهر استبدادیش، مى‏كوشد تا چهره واقعى خود را مخفى بدارد. این نوع حكومت به وسیله دستهاى پنهان و سازمانهاى مخفى اداره مى‏شود. كارگردانان اینگونه رژیم به همان اندازه كه بى‏پروا هستند، به همان نسبت هم پرده پوش مى‏باشند. تغییر دادن آنها به مان اندازه كه ممكن است در سقوط رژیم مؤثر باشد، به همان نسبت هم به عوامل مخفى كمك مى‏كنند تا حكومت را از خطر سقوط حفظ كنند.

- چه كسى مى‏تواند با یك قدرت نامحسوس درافتد و آنرا واژگون سازد؟ این ما هستیم كه چنین قدرت نامحسوسى داریم. اگر چه فراماسونرهاى غیریهودى، كوركورانه در خدمت ما هستند، و براى مقاصد ما كار مى‏كنند، اما برنامه ‏هاى ما همچنان براى آنها و دیگران ناشناخته و اسرارآمیز باقى خواهد ماند.

ما اعتقاد به خدا را متزلزل مى‏كنیم

- اگر آزادى بر خداپرستى مبتنى باشد، با برآورى، انسان دوستى و برابرى پیوندى داشته، براى جامعه بى‏زیان باشد، به رفاه عمومى لطمه‏اى وارد نسازد و در اقتصاد هم جائى براى خود پیدا كند، بر ما لازم است كه هم احترام به آزادى و هم اعتقاد به خدا را در میان مردم غیریهودى از بین ببریم. و نیازهاى مادى را جایگزین اینگونه اعتقادات سازیم. اما اگر اعتقاد به خدا موجب شود كه ما بر مردم حكومت كنیم، در اینصورت باید به تبلیغ دین بپردازیم و با راهنمائى مردان روحانى، مردم را به تسلیم واداریم.

- براى آنكه بتوانیم قدرت اندیشیدن را از مردم غیر صهیونیست سلب كنیم، باید فكر آنها را متوجه صنعت و تجارت كنیم. سرگرم شدن آنها به داد و ستد و اندیشیدن به منفعت، باعث مى‏شود كه دشمن مشتركشان را فراموش كنند. از سوى دیگر، به صنعت جنبه احتكارى مى‏دهیم. بدین معنى كه به بهاى صنعنتى شدن بسیارى از زمینها نادیده گرفته مى‏شوند كه سرانجام به دست ما مى‏افتند و ما آنها را احتكار مى‏كنیم.

- افزایش روز افزون رقابت بمنظور پیش افتادن در زندگى از سوئى، ونابسامانیهاى اقتصادى از سوى دیگر، مردم را سرخورده و افسرده مى‏كند، نفرت آنها نسبت به مقامهاى عالى رتبه ادارى، مذهبى و سیاسى اوج مى‏گیرد، طلا به عنوان وسیله ‏اى براى ارضاء نیازهاى مادى مردم مورد توجه واقع مى‏شود، ظرفیت مردم به مرز انفجار مى‏رسد و براى قیام آماده مى‏شوند. قیام مردم براى كسب ثروت است نه اشاعه خوبیها. زیرا این قیام از نفرت منبعث مى‏شود. به بیان دیگر، نفرت طبقه محروم از طبقه ممتاز جامعه موجب قیام مى‏گردد. قشرهاى پائین جوامع غیریهودى در پى رهنمودهاى ما علیه طبقه ممتاز به پامى‏خیزند و سرانجام با حریفانمان یعنى علماى غیر یهودى بر سر قدرت به نبرد مى‏پردازند.

.
.
.
ادامه
جمعه 4 بهمن ، 10:47
آرش غنی زاده , ansar_m

- در جوامعى كه فساد همه جا را فرا مى‏گیرد، جمع آورى ثروت تنها از طریق تقلب و نادرستى امكان‏پذیر مى‏گردد، قدرت دولت رو به ضعف مى‏نهد، قیود اخلاقى تنها از طریق مجازاتهاى سنگین سارى و جارى مى‏شوند، قوانین و مقررات، ضمانت اجرائى ندارند، مردم در برابر سرنوشت جامعه ‏شان احساس مسئولیت نمى‏كنند و مقررات بین ‏المللى نیز نادیده گرفته مى‏شوند، با اعمال چه روشى و به كمك چه سیستم مدیریتى مى‏توان اینگونه جوامع را اداره كرد؟

پاسخ اینست كه سیستمى فوق‏ العاده « متمركز» و مقتدر كه تمام قدرتهاى دورن جامعه را به دست گیرد، مى‏تواند در این مورد كارآمد باشد. بدین معنى كه تمام فعالیتهاى سیاسى مردم را باید زیر نظر گرفت، و تمام آزادى‏هائى كه رژیم‏هاى غیریهودى به مردم اعطاء كرده‏اند، به تدریج سلب كرد. و زمینه‏اى فراهم آورد كه مردم بتوانند گسیختگى‏ها و ناهنجاریهاى رژیم‏هاى غیریهود را دریافته و به شاهنشاهى قوم ما ایمان آورند. آنچه در بالا گفته شد، باید انگاره و الگو و راهنماى عمل ما در تمام زمانها و مكانها باشد تا بتوانیم بدینوسیله تمام كسانى را كه چه در حرف و چه در عمل مخالف ما هستند، از سر راهمان برداریم.

- ممكن است ادعا شود كه چنین انگاره و الگوهائى با پیشرفتهاى امروز ما سازگار نیست. ولى كژى و نادرستى این ادعا را نشان مى‏دهیم.

- سالیانى بس دراز، مردم باور مى‏داشتند كه شاهان بنا به اراده خداوند بر مردم استیلا یافته ‏اند و در نتیجه همین تصور، بدون تردید و دودلى تسلیم آنان مى‏شوند ولى از زمانى كه ما از حقوق انسانها سخن به میان آوردیم، تزلزلى در اندیشه آدمیان نسبت به جاودانى بودن حكومت شاهان ایجاد كردیم و تقدس شاهان را در چشم مردم از بین بردیم. و نیز هنگامى كه اعتقاد مردم را نسبت به خدا تضعیف كردیم، قدرت را از كاخ شاهان به خیابانها كشیدیم و آنرا در مالكیت متمركز ساختیم و سپس آنرا به غنیمت بردیم.

- جهت دادن به فكر و اندیشه مردم غیریهودى به كمك سخن ‏پردازى و تئورى‏هاى وسوسه ‏انگیز، كار متخصصان و مدیران ما است. ما یهودیان در مشاهده امور، تجزیه و تحلیل آنها، محاسبات دقیق مسایل مالى، طرح برنامه‏ هاى سیاسى و نیز حس همكارى با یكدیگر، رقیبى نداریم. تنها ممكن است یسوعى‏ها در این زمینه با ما رقابت كنند. البته برنامه ‏هایى طرح كرده ‏ایم كه این قوم را در چشم توده مردم ناآگاه، بى‏اعتبار سازیم. ضمناً باید یادآور شویم كه ما به صورت یك سازمان مخفى عمل مى‏كنیم.

- احتمال مى‏رود كه براى مدت زمانى معین غیریهودیها در سراسر دنیا با هم سازش كنند و این سازش امنیت ما را به خطر اندازد. ولى از این خطر جان سالم به در خواهیم برد زیرا اختلافات موجود آنها بسیار وسیع و ریشه ‏دار است و آنها به این زودیها جرأت چنین سازشى را پیدا نخواهند كرد.ما طورى مردم را به جان هم انداخته ‏ایم كه همه به همدیگر بدگمانند. نفرت مردم از یكدیگر به خاطر تعصبات مذهبى و نژادى كه در طول 20 قرن گذشته تبلور یافته است، اجاره نخواهد داد كه مردم به این سادگى با یكدیگر آشتى كنند. به همین دلیل اگر ملتى بخواهد اسلحه ‏اش را علیه ما بردارد، دولتى پشتیبان خود نخواهند یافت. بنابراین دولتهاى غیریهودى باید به خاطر بسپارند كه هر نوع تبانى و توافقى علیه ما فى‏نفسه زیان‏بخش خواهد بود. قدرت ما فوق ‏العاده است و در آن تردیدى نیست. بدون حضور دستهاى پنهان ما، ملتها نمى‏توانند حتى بر سر یك مسأله ناچیز و خصوصى با هم به توافق برسند. پیامبران گفته‏ اند، ما قومى هستیم كه به وسیله خدا برگزیده شده ‏ایم تا فرمانرواى مردم سراسر جهان باشیم. خداوند به قوم ما هوش و ذكاوت سرشار اعطا كرده است. ما كفایت و لیاقت آن را داریم تا مسئولیت رهبرى جهان را به انجام برسانیم. البته اقوام دیگرى هستند كه از هوش و ذكاوت برخوردارند، ولى آنها تازه به دوران رسیده‏ هایى هستند كه نمى‏توانند حریف ما بشوند. اگر كشمكش و درگیرى بین ما ایجاد شود، كشمكشى وحشتناك خواهد بود. ولى آنها یاراى برابرى با ما را ندارند زیرا خیلى دیر سررسیده‏ اند.

انحصار سرمایه

- تمام چرخهاى ماشین هر دولتى به كمك موتورى حركت مى‏كند كه این موتور در دست ما مى‏باشد و آن طلا است. حكماى ما تدابیرى اندیشیده ‏اند كه سرمایه از ارزش فوق‏العاده ‏اى برخوردارباشد. براى آنكه گردش عمل سرمایه محدود نشود باید آن را در راه ایجاد تجارت و صنعت انحصارى بكار گرفت. آزادى گردش عمل سرمایه در جهت تأسیس وگسترش صنایع، به دست‏ اندركاران صنعت نوعى قدرت سیاسى مى‏دهد كه از این قدرت مى‏توان براى استثمار مردم سود جست. امروزه خلع سلاح كردن مردم خیلى ساده‏ تر از آماده كردن آنها براى جنگ است. همچنین برانگیختن احساسات مردم خیلى مهمتر از فرونشاندن این احساسات است. ما باید به فكر حفظ موقعیت خود باشیم و صحنه مبارزه را از وجود دیگران پاك سازیم. هدف اساسى مدیران ما این است كه قدرت فكر كردن مردم را تضعیف كرده تا افكار آنها از اندیشیدن به مسایل اساسى منحرف و متوجه مسایل كم ‏اهمیت شده و فرصت مقاومت كردن در برابر ما نداشته باشند.

- ازدیرباز مردم جهان متقاعد شده‏ اند كه عمل، بیش از حرف، اثر دارد. اگر به دنبال حرف، عملى پدیدار شود، اعتماد مردم بیشتر جلب مى‏شود. براى آنكه بتوانیم ازچنین اصلى حداكثر استفاده را ببریم، باید موسساتى به وجود آوریم تا آنچه را كه در جهت منافع و پیشرفت مردم انجام مى‏دهیم، به نمایش بگذاریم.

- براى فریب مردم، نخست باید قیافه یك آزاداندیش به خود بگیریم و از احزاب، آزادى، و هر نوع گرایش فكرى طرفدارى كنیم و سپس به سخن ‏پراكنى بپردازیم و آن قدر سخنرانى كنیم كه مردم از حرف زدن و سخنرانى دل زده و خسته شوند.

- براى آنكه بتوانیم افكار عمومى را مشوب سازیم و مردم را در حالت گیجى و سرگردانى نگه داریم، باید مطالب ضد و نقیض در بین مردم پخش كنیم و این عمل را آنقدر ادامه دهیم كه غیریهودیان خود را در پیچ و خم اطلاعات متناقض گم كنند ومتقاعد شوند كه تنها راه رهایى از این سرگردانى‏ها نداشتن عقیده و اطلاعات سیاسى است. باید توجه داشت كه اطلاعات واقعى سیاسى در اختیار كسانى است كه مردم را بدین ‏طریق به بیراهه مى‏كشانند و این نخستین رمز از رموز مملكت ‏دارى است.

- دومین رمز موفقیت ما در امر كشوردارى به شرح زیر است:

الف - شكست دولتهایى كه بر سر كار هستند را طورى جلوه دهیم كه مردم از فهم علل شكست عاجز شوند. به علاوه در ارائه آداب و رسوم، علایق و شرایط زندگىِ مردم طورى افراط كنیم كه مردم از برقرارى تفاهم میان خود عاجز شوند.

ب - میان احزاب نفاق شدیدى ایجاد كنیم و امكان هر گونه تشریك مساعى میان احزابى كه تسلیم ما نمى‏شوند، را از بین ببریم.

ج - هرگونه ابتكار فردى و خلاقیتى را كه به سودما نباشد، نابود كنیم. زیرا هیچ خطرى بالاتر از ابتكار و خلاقیت فردى نیست. به ویژه اگر خلاقیت، باهوش توأم باشد. كارى كه از یك فرد مبتكر برمى‏آید، از میلیونها آدم عامى برنمى‏آید. لذا ما باید تعلیم و تربیت غیریهودیان را در جهتى سوق دهیم كه قوه ابتكار از دانش ‏آموزان گرفته شود و نطفه خلاقیت در ذهن آنها خفه گردد.

د - آزادى عمل گروههاى مختلف را رودرروى هم قرار دهیم تا تصادم و برخورد پیش آید و شور و شوق به ناامیدى و شكست منجر شود.

به كمك روشهاى بالا مى‏توانیم دول غیریهودى را فرسوده كرده و آنها را تسلیم خویش سازیم و سپس بر خرابه همه حكومتهاى دنیا یك ابرقدرت شیطانى بنا كنیم به طورى كه دستهاى توانمند این ابرقدرت بتواند به همه جا برسد و چنان قدرت غول ‏آسایى به هم بزند كه مقهور هیچیك از ملل دنیا نشود.

.
.
.
ادامه
جمعه 4 بهمن ، 10:47
آرش غنی زاده , ansar_m

- مى‏خواهیم به انحصار ثروتهاى عظیم، منابع و كالاهایى كه جوامع غیریهودى درآینده به مقیاس وسیعى به آنها متكى خواهند شد، دست بزنیم تا اینكه این جوامع را پس از شكست سیاسى با شكست اقتصادى نیز مواجه سازیم.

- اقتصاددانانى كه اكنون در این جلسه حضور دارند، اهمیت موضوع را به خوبى مى‏توانند دریابند.

- با تمام روشهاى ممكن، باید اهمیت حكومت قدرتمندمان را به همگان گوشزد نماییم و اعلام كنیم كسانى كه به حكومت جهانى ما تسلیم شوند، از حمایتمان برخوردار خواهند شد.

- « اریستوكراسىِ غیرصهیونیستى» از این پس قدرت سیاسى ندارد و باید آن را مرده تلقى كرد. ولى به سبب داشتن زمین و خودكفایى مواد غذایى مى‏توانند به عنوان خطرى بزرگ ما را تهدید كند. لذا باید به هر قیمتى كه شده آنها را ازداشتن زمین محروم كنیم. براى وصول به این هدف، باید مالیاتهاى سنگین به زمین‏ها ببندیم و وضعى پیش آوریم كه زمین‏داران املاك خود را براى گرفتن قرض، در گرو طلبكاران بگذارند. به كمك چنین تدابیرى زمین ‏داران بدون قید و شرط تسلیم ما خواهند شد.

- اریستوكراتها كه خصلتاً به قناعت عادت نكرده ‏اند و به سرمایه اندك راضى نمى‏شوند، خیلى زود از بین مى‏روند.

ما غیر صهیونیستها را استثمار مى‏كنیم

- همزمان با اقداماتى كه ( در مورد زمیندارى) در بالا ذكر كردیم، صنعت را نیز به انحصار خود درمى‏آوریم. البته در مراحل نخست صنعت را در یك حالت تعادلى قرار مى‏دهیم و از انحصار شدید در مراحل اولیه خوددارى مى‏كنیم. غرض ما ازحالت تعادل اولیه آن است كه صنعت و مآلا\" سرمایه در بخش خصوصى متمركز گردند و بانكهاى خصوصى به وجود آیند. زمینها از گرو طلبكاران بیرون آمده و به گرو بانكها درآیند. آنچه كه ما مى‏خواهیم این است كه هم ماحصل كار كارگر و هم بازده زمین هردو به چنگال صنعت بیفتند و بدین‏سان تمام پولهاى جهان نزد ما ذخیره شود و غیریهودیها، طبقه كارگر و زحمتكش جامعه را تشكیل دهند و بدون قید و شرط تسلیم ما شوند. در چنین شرایطى اگر به خاطر منافع دیگرى تسلیم ما نشوند، لااقل به خاطر آنكه درآمدى داشته باشند و بتوانند زنده بمانند، تسلیم ما خواهند شد.

- براى آنكه بتوانیم صنعت غیریهودیان را به كلى نابود كنیم، علاوه بر انحصارطلبى، تجمل ‏پرستى را رایج مى‏كنیم و نیازهاى كاذب مردم را افزایش مى‏دهیم. اقدام دیگر ما این است كه مزد كارگرهارا بالا مى‏بریم به طورى كه این افزایش دستمزد هیچگاه به سود آنها تمام نشود. چاره این كار آن است كه بهاى ارزاق عمومى را بالا ببریم و گناه این گرانى را به گردن كاهش فرآورده ‏هاى كشاورزى و دامى بیندازیم. در عین حال به شیوه بسیار زیركانه ‏اى میزان تولید را كاهش مى‏دهیم. بدین ‏معنى كه اعتیاد و هرج و مرج طلبى و كم‏كارى را در میان كارگران رواج مى‏دهیم و به مدد شیوه‏ هاى گوناگون، صحنه زمین را از وجود متخصصان و تحصیل كرده‏ هاى غیریهودى پاك مى‏كنیم تا میزان تولید كاهش پیدا كند.

- پیش از آنكه غیریهودیان به فهم حقایق نایل شوند و مشكلات را دریابند، ما به موقع عمل مى‏كنیم. فى‏المثل زیرپوشش هواخواهى از طبقه كارگر و به یارى اصول اقتصاد سیاسى كه تئورى‏هاى ما بر آنها مبتنى است، تبلیغات دامنه‏ دارى به راه مى‏اندازیم و آنگاه از نیروى كارگر به سود خویش بهره ‏بردارى مى‏كنیم.

.
.
.
ادامه
جمعه 4 بهمن ، 10:46
آرش غنی زاده , ansar_m

- براى آنكه بتوانیم هدفهایمان را كه قبلا\" درباره آنها بحث كردیم، هر چه زودتر عملى سازیم، مى‏باید میزان تولید جنگ‏ افزارها و نیز شماره نظامیان و پلیس را افزایش دهیم. خواست ما این است كه در همه كشورهاى جهان كارگران، سربازان، پلیس و تعداد اندكى « بزرگ سرمایه ‏دار» از ما جانبدارى كنند.

- هم در سراسر اروپا و هم در سایر كشورها از طریق نوعى بى‏نظمى، شورش و دشمنى ایجاد مى‏كنیم تا بدین‏وسیله بتوانیم استفاده دو چندان ببریم. راه رسیدن به این هدف آن است كه در مرحله نخست كشورها را به زیر سلطه و نفوذ خوددرآوریم تا بتوانیم در مواقع لزوم هم بى‏نظمى ایجاد كنیم و هم، نظم برقرار سازیم. وقتى به چنین نفوذى رسیدیم، كشورهاى تحت سلطه وجود ما را به عنوان نیروى تهدیدكننده‏اى تلقى مى‏كنند. در مرحله دوم با اعمال روشهاى سیاسى، اقتصادى و ایجاد تعهدات مالى، دولتها را به جان همدیگر مى‏اندازیم. البته براى آنكه این برنامه را با موفقیت به انجام برسانیم، باید نفوذ و حضور خود رابا زیركى خاصى در تمام ملاقات‏ها و مذاكراتى كه به منظور توافق و ترك مخاصمه بین كشورها به عمل مى‏آید، افزایش دهیم و نیز با استفاده از یك زبان دیپلماسى و زیرپوشش درستكارى، خود را طرفدار « توافق» معرفى مى‏كنیم. از آنجا كه ملتهاى غیریهودى همواره براى پیشنهاداتى كه ازخارج به آنها عرضه مى‏شود، یعنى در واقع پیشنهاداتى كه ما به آنها ارائه مى‏دهیم، اهمیت خاصى قائلند، لذا پیشنهادات ما را پذیرفته و متقاعد مى‏شوند كه ما منجى و خدمتگزار بشریت هستیم.

جنگ جهانى

- اگر كشورى بخواهد با ما مخالفت كند، ما باید آنقدر قوى باشیم كه حتى همسایگان كشور مخالف را نیز تهدید به جنگ كنیم. اگر همسایگان نیز همراه كشور مخالف همگى علیه ما متحد شوند، آنگاه ما باید آنها را به یك جنگ جهانى تهدید كنیم.

- عامل اصلى موفقیت ما در امور سیاسى پنهانكارى است. بدین ‏معنى، گفتار و عمل سیاستمدار هیچگاه نباید یكى باشند.

- ما باید دولتهاى غیریهودى را مجبور كنیم كه در جهت خواسته‏هاى ما قدم بردارند. روش كار چنین خواهد بود كه افكار عمومى را از طریق مطبوعات كه به قدرت بزرگ معروفند و تقریباً در دست ما مى‏باشند، شكل بدهیم و طبیعى است كه دولتها به افكار عمومى توجه خواهند كرد.

.
.
.
ادامه
جمعه 4 بهمن ، 10:45
آرش غنی زاده , ansar_m

ما باید تمام جنگ ‏ابزارهایى كه مخالفانمان ممكن است علیه‏مان بكار گیرند، در اختیار داشته باشیم. ضمناً باید پیچیده ‏ترین واژه‏ هاى حقوقى را از میان كتب قانونگذارى بیرون بكشیم تا به هنگام داورى و قضا از آنها استفاده كنیم. البته این واژه‏ها ممكن است ناموجه و غیرعادلانه جلوه كنند ولى براى آنكه چنین وضعى پیش نیاید، باید از قبل چاره‏جویى كنیم بدین‏معنى، واژه‏هاى پیچیده را در قالب عباراتى زیبا بیان كنیم تا اصولى اخلاقى، عالى، متعالى و معقول جلوه كنند.

كادر رهبرى جامعه ما باید خود رابا تمام مظاهر تمدن كه به موقع بكار آیند، مجهز كند. كادر رهبرى باید عواملى چون روزنامه ‏نگاران، وكلاى مدافع ورزیده، سیاستمداران كار كشته، مدیران برجسته و خلاصه افرادى كه در مدارس ویژه از تعلیم و تربیتى عالى برخوردار بوده ‏اند، در اختیار داشته باشد. چنین افرادى با ساخت اجتماعى جوامع ( جامعه شناسى)، انسان شناسى، و همه زبانهایى كه با الفباى سیاست ساخته شده‏اند، باید آشنا باشند. وانگهى این افراد باید با تمام مسایل حساس جامعه ‏اى كه در آن نقشهایى بازى مى‏كنند، آشنا گردند. منظور از مسایل حساس، تمایلات، علایق، نارسایى‏ها و نقاط ضعف مردم غیریهودى و نیز شرایط محیط زندگى آنها است. نیازى به گفتن نیست كه معاونان و مشاوران كادر رهبرى از میان غیریهودیان انتخاب نخواهند شد. غیریهودیان كه عادت دارند رییس و مدیر بشوند، خود را در مسایل مربوط به مدیریت به زحمت نمى‏اندازند و هدف را از وسیله تمیز نمى‏دهند و معمولا\" نامه ‏ها را بدون آنكه بخوانند امضاء مى‏كنند و پست و مقام ریاست و مدیریت را یا به منظور گرفتن دستمزد احراز مى‏كنند و یا به خاطر ارضاء جاه ‏طلبى‏هایشان.

دولت ما تمام اقتصاددانان جهان را به خدمت خود درمى‏آورد. به علاوه آموزش ‏اصول و مبانى اقتصاد به یهودیان نشانگر اهمیتى است كه ما براى علم اقتصاد قائلیم. دولت ما از مشورت بانكداران، صاحبان صنایع سرمایه ‏داران و میلیونرها برخوردار خواهد بود و همه چیز به زبان ارقام و اعداد بیان خواهد شد.

تا زمانى كه نتوانیم مشاغل دولتى را به برادران یهودى‏مان بسپاریم، ناگزیریم افرادى را از میان غیریهودى براى تصدى مشاغل دولتى انتخاب كنیم. البته این افراد را زیرنظر مى‏گیریم و آنها را كاملا\" از مردم جدا نگه مى‏داریم چنانچه این افراد از اجراى دستورات ما سرپیچى كنند، به مجازاتهاى سنگین و احتمالا\" اعدام محكوم خواهند شد. غرض از اعمال چنین سختگیرى‏هایى آن است كه این افراد تا آخرین قطره خونشان ازمنافع ما دفاع كنند.

.
.
.
ادامه
جمعه 4 بهمن ، 10:45
آرش غنی زاده , ansar_m

- توجه به خصوصیات و خلق و خوى مردمى كه شما در ممالكشان زندگى و فعالیت مى‏كنید، اهمیت بسیار به سزایى در اجراء و پیاده كردن برنامه‏هایمان دارد. تا زمانى كه افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره ‏هاى تربیتى ما دوباره تربیت نشوند، نمى‏توانیم برنامه ‏هایمان را در اینگونه جوامع مطابق با روشى كلى و یكسان پیاده كنیم. اما اگر برنامه ‏ها را محتاطانه و توأم با آموزش آغاز كنیم، مى‏توانیم در كمتر از یك دهه منش و خلق و خوى سرسخت ‏ترین افراد را تغییر داده و آنها را مانند افرادى كه از پیش مطیع ساخته ‏ایم، به زیر سلطه خویش درآوریم.

- كلماتى چون آزادى، برابرى و برادرى در واقع اسمهاى مستعارى هستند كه فراماسونرهاى ما آنها را بكار مى‏برند. هنگامى كه حكومت شاهنشاهى ما آغاز گشت این كلمات را از صورت استعارى بودن بیرون آورده و به صورت عباراتى ایده‏ آلى چون حق آزادى، وظیفه برابرى و آرمان برادرى درمى‏آوریم. بدین ‏معنى ما غلطترین كار را انجام مى‏دهیم و به اصطلاح « با شاخ گاو درمى‏افتیم».

هرگونه قانونى را عملا\" از بین مى‏بریم و تنها آنهایى را كه خوب باشند، حفظ مى‏كنیم. امروزه اگر دولتى علیه ما اعتراض كند بنا به تشخیص ما شاید هم بعید نباشد حتى اگر مبارزه علیه سامى‏گرایى را شروع كند، این مبارزه لازم و ضرورى به نظر مى‏رسد. زیرا نسل آینده ما را آماده كارزار مى‏كند. از آنجا كه در این مورد به تفصیل بحث كرده‏ایم، ضرورتى ندارد در اینجا مطالب راتكرار كنیم.

دولت قدرتمند یهود

- هیچگونه محدودیتى براى حوزه فعالیتهاى ما وجود ندارد. دولت توانمند ما كه در شرایطى فوق ‏العاده قانونى به بقا خویش ادامه مى‏دهد. با واژه دیكتاتورى كه مفهوم زور وقدرت از آن مستفاد مى‏شود، توصیف مى‏گردد. من اكنون در مقامى هستم كه با كمال اطمینان و آگاهى به شما بگویم كه قانونگذاران در موقع مناسب به داورى مى‏نشینند و سپس درمورد ما حكم مى‏كنند. به زودى كشتار وحشیانه خود را آغاز مى‏كنیم و بر مركب پیروزى سوار مى‏شویم. ما صرفاً براساس زور به فرمانروایى خویش ادامه مى‏دهیم زیرا همچون یگانه حزب حاكم، تمام نیروها مغلوب و مطیع ما مى‏شوند. حربه‏هاى نامحدود ما عبارتند از حریصانه سوزاندن آدمیان، بى‏رحمانه انتقام گرفتن و سرسختانه كینه ‏توزى كردن.

- بنابه تحریك ما، ترور و وحشت همه جا را فرا مى‏گیرد، افراد با آرمانها و عقاید مختلف مانند سلطنت ‏طلب، عوام فریب، سوسیالیست و آرمان‏گرا ( ایده ‏آلیست) به خدمت ما درخواهند آمد و بنا به اغواى ما مى‏كوشند تا هر نوع نظم و آرامشى را برهم زنند و همه جا را به آشوب بكشانند. وجود چنین طغیانهایى دولتها را دچار دگرگونى مى‏كند و مردم حاضرمى‏شوند براى برقرارى صلح و آرامش همه چیز را فدا كنند. تا زمانى كه به قدرت جهانى ما اعتراف نكنند و تا زمانى كه تسلیم ما نشوند، صلح را به سرزمینشان باز نخواهیم گرداند.

- در چنین شرایطى مردم فریاد مى‏زنند تا دول جهان بر سر استقرار سوسیالیزم به توافق برسند. اما تجزیه احزاب و نفاق میان آنها باعث مى‏شود كه مردم به ما بپیوندند. جدال بر سر قدرت، میان مردم آغاز مى‏گردد و پول در این میان نقش مهمى رابازى مى‏كند. بدیهى است كه همه پولها نزد ما ذخیره شده و پیروزى از آن ما خواهد بود.

- ما ازقبل به اتحاد میان رهبران و توده ‏هاى ناآگاهِ مردمِ جوامعِ غیریهودى پى برده ‏ایم و اقدامات لازم در این زمینه معمول داشته ‏ایم. بدین معنى میان رهبران و توده ‏هاى مردم از طریق ایجاد ترس و وحشت، سدى ایجاد كرده ‏ایم و وضعى پیش آورده ‏ایم كه توده مردم در آینده پشتیبان ما باشد. به زودى زمام رهبرى توده ‏ها را بدست مى‏گیریم و آنها را در جهت مسیرى كه به هدفهایمان ختم مى‏شود، هدایت مى‏كنیم.

- براى آنكه از رهبرى توده ناآگاه مردم غیریهودى به كلى غافل نشویم هر چند گاه یكبار در مراسم آنها شركت مى‏كنیم و اگر نتوانیم این كار را شخصاً انجام دهیم، تصدى این امور را به كسانى كه فوق ‏العاده مورد اعتماد ما باشند، محول مى‏كنیم. پس از آنكه توده مردم به رهبرى ما اعتراف كردند، آنگاه به طور خصوصى درباره مسایل سیاسى با آنها وارد مذاكره مى‏شویم و به آنان آموزش سیاسى مى‏دهیم تا آنها را به سوى هدفهاى دلخواه‏مان سوق دهیم.

- كسى نمى‏رود تحقیق بكند كه در مدرسه فلان روستا چه مطالبى تدریس مى‏شود، ولى به محض آنكه مردم ما از زبان یكى از مأموران سیاسى دولت یا رهبر مملكت مطلبى را شنیدند، نه تنها آن را درسراسر كشور خویش بلكه آن را به تمام مردم جهان مى‏رسانند.

- براى جلوگیرى از نابودى بى‏موقع موسسات و سازمانهاى غیریهودى، اهرمها و فنرهایى كه گردش كار این سازمانها را تنظیم مى‏كنند، تعبیه كرده‏ایم و با دقت و ظرافت هر چه تمام آنها را كار گذاشته ‏ایم. « سیاست آزادى عمل» كه نظم و هماهنگى را ازسازمانها و موسسات مى‏گیرد، درموقع لزوم به جاى اهرمهاى تنظیم كننده، پیاده مى‏كنیم. به بیان دیگر، به درون سیستم مدیریت، قانونگذارى، انتخابات، و نیز مطبوعات و آزادى‏هاى شخصى و از همه مهمتر سیستم تعلیم و تربیت این جوامع دست برده ‏ایم و « فلسفه آزادى» را رواج داده ‏ایم.

جوانان مسیحى را به فساد مى‏كشانیم

- ما جوانان مسیحى را در دریایى از افكارشاعرانه غرق مى‏كنیم و آنها را براساس تئورى‏ها و اصولى كه آنها را غلط مى‏پنداریم، تربیت مى‏كنیم تا بتوانیم آنان را به فساد بكشانیم.

- بدون آنكه قوانین را از اساس عوض كنیم، آنها را به تعبیر و تفسیرهاى متناقض تبدیل مى‏كنیم تا آنچه از این تعبیر و تفسیرها حاصل مى‏شود، به صورت نتایج چشمگیرى جلوه كند. البته چنین نتایج چشم‏گیرى باعث مى‏شوند، كه چهره واقعى قوانین، در پس این تعبیر و تفسیرها مخفى بماند و كارگزاران دولتى نتوانند اصل قوانین را كه در شبكه درهم و برهمى از سیستم قانونگذارى محصور گشته ‏اند، از تعابیر و تفاسیر تفكیك كنند.

- اعمال روش بالا را ما « تئورى تفویض اختیار» مى‏نامیم.

- ممكن است بگویید كه اگر غیریهودیان از نقشه و طرح ما آگاه شوند، علیه ما مسلح مى‏گردند و ستیزى بزرگ علیه‏مان آغاز خواهند كرد. ولى ا قبل از وقوع چنین حادثه‏اى چاره‏ اندیشى خواهیم كرد و مانورى خواهیم داد كه پشت هر انسان پرجرأتى را بلرزاند و آن چاره این است كه در زیرزمین شهرهاى بزرگ و پایتخت كشورهاى اروپایى دالانهاى عظیمى حفر مى‏كنیم تا موقع احساس خطر شهرها را منفجر سازیم.

.
.
.
ادامه
جمعه 4 بهمن ، 10:43
آرش غنی زاده , ansar_m

- آنچه كه من امروز مى‏خواهم بگویم، در واقع تكرار همان مطالبى است كه قبلا\" هم گفته ‏ام و خواهشم از شما این است كه به خاطر داشته باشید دولتها و مردم به بازتاب و انعكاس سیاستشان در خارج از مرزهایشان، اهمیت خاصى مى‏دهند. حال نمى‏دانیم نمایندگان دولتهاى غیریهودى، در كنفرانسهاى بین ‏المللى پیرامون مسایلى چون آزادى یا تساوى حقوق به منظور برانگیختن احساس احترام دیگران صحبت مى‏كنند، تا چه حد مفهوم این واژه‏ ها را درك مى‏نمایند. در هر صورت سیاست ما ایجاب مى‏كند هنگامى كه درباره مسایلى چون تفویض اختیار، آزادى بیان، آزادى مطبوعات، آزادى مذهب، تساوى در برابر قانون، احترام به مالكیت فردى، آزادى انتخاب مسكن، عدالت و تعیین مالیاتها صحبت مى‏كنیم، باید به معنى دقیق این واژه‏ها توجه داشته باشیم. به بیان دیگر، ما باید این مسایل را به طور خیلى صریح و بى‏پرده با مردم در میان نگذاریم و هر گاه ضرورتى حاصل شد كه مطرح بشوند، به طور قاطع و صریح از آنها اسم نبریم. بالعكس به طور خیلى سربسته و بدون ذكر جزئیات درباره آنها صحبت كنیم. دلیل سكوت ما در این باره آن است كه وقتى مقولات بالا اسم‏ گذارى نشده باشند، یعنى مردم تصور دقیقى از آنها نداشته باشند، قطعاً دستمان باز خواهد بود كه چه چیز اضافه و چه چیز كم كنیم و در نتیجه مردم متوجه چنین تغییراتى نمى‏شوند.

- توده ‏هاى ناآگاه مردم براى نبوغ رهبران سیاسى خود احترام فوق‏ العاده‏اى قائلند و حتى از روشهاى خشونت بار آنها تمجید مى‏كنند. اگر چه این روش خشونت بار رهبران، رذالت و پستى است، اما در عین حال، خود نوعى زیركى به شمار مى‏رود و باید دانست كه چگونه این نیرنگ را مدبرانه بكار گرفت.

هدف ما دستیابى به یك قدرت جهانى است

- توجه جهانیان را به این نكته جلب مى‏كنم كه وظیفه قوم ما پیاده كردن برنامه ‏هایى است كه قبلا\" آنها را طراحى كرده ‏ایم. لذا براى ما ضرورى است كه پیش از هر چیز به پرورش خویش بپردازیم و طورى بارآییم كه روحیه بى‏پروایى، گستاخى و زورگویى با شخصیت‏مان عجین شود تا بتوانیم موانع را از سرراهمان برداریم.

- هنگامى كه كودتاى ما با موفقیت صورت گرفت به قشرهاى مختلف مردم چنین مى‏گوییم:

در گذشته به شما بسیار بدگذشت و هر آنچه داشتید رو به تباهى مى‏رفت. اختلاف لهجه و زبان، مرزها و ملیت ‏گراییها را كه همه از علل بیچارگى شما بودند، نابود خواهیم ساخت و به شما آزادى اعطا خواهیم كرد. در عوض شما باید تسلیم ما بشوید. آنچه را كه به شما عرضه و ارائه مى‏كنیم اگر تأیید كردید، این خود عادلانه خواهد بود. توده مردم به زودى به تمجید و تحسین ما خواهند پرداخت و ما را بر سر دست بلند خواهند كرد و آن روز، روزى است كه امید و آرزوهاى ما برآورده شده است. رأى، اصولا\" وسیله ‏اى است كه ما از آن استفاده مى‏كنیم تا بر سر قدرت بمانیم. به افراد یاد مى‏دهیم كه حتى دركوچكترین مجامع وگردهم‏آیى‏ها، براساس رأى‏گیرى به توافق برسند. اعمال چنین رویه‏اى موجب خواهد شد كه اكثریت مردم به جاى سرزنش، ما را مورد تأیید قرار دهند.

- همه مردم را بدون در نظر گرفتن اختلافات طبقاتى یا سایر تفاوتهایشان وادار به رأى دادن مى‏كنیم زیرا رأى افراد تحصیل كرده براى دست‏یابى به یك اكثریت قاطع كافى نیست و نیز به مردم القاء مى‏كنیم كه خود افراد داراى اعتبار و اهمیت هستند. اهمیت خانواده و نقش تربیتى آن را در میان غیریهودیان از بین مى‏بریم و اجازه اظهار وجود به كسى نمى‏دهیم زیرا توده مردم باید صرفاً به وسیله ما اداره شود. به آنها اجازه نمى‏دهیم كه رودرروى ما بایستد. حتى فرصت نمى‏دهیم كه تقاضاى دادرسى بكنند. آنها باید به شنیدن حرفها ما واطاعت از ما عادت كنند.

توده مردم ناآگاه بنا به راهنمایى ما سران خود را انتخاب مى‏كنند و در جهت دلخواهمان حركت مى‏نماید و تسلیم رژیم ما خواهند شد زیرا مستمرى و درآمد و نیز منافعش، همه در دست رهبران رژیم ما است.

- چهارچوب سیستم حكومتى كه ما در آینده آن را عرضه خواهیم كرد، باید به وسیله یك نفر طرح ‏ریزى شده باشد. زیرا اگر افراد متعددى دست اندركار ساختن و پرداختن بخشهاى مختلف این سیستم باشند، چهارچوب چنین سیستمى چندان محكم و استوار نخواهد بود. اگر ما شناختى درباره نحوه عملكرد سیستم داشته باشیم، اشكالى پیش نخواهد آمد ولى هیچگاه نباید به بحث و تبادل نظر درباره طرح كلى سیستم بپردازیم زیرا بسیارى از اسرار آن كشف خواهد شد. به علاوه بحث و تبادل نظر موجب مى‏شود كه افراد به برداشتهاى متفاوتى برسند و این خود موجب تغییر و دستكارى سیستم مى‏شود. در حالى كه ما نمى‏خواهیم سیستم حكومت تغییر كند و كارى را كه نوابغ قوم‏مان انجام داده‏اند، به دست توده ناآگاه یا عده‏اى افراد منتخب متلاشى شود.

- سیستمى كه دربالا از آن یاد شد، سایرموسسات موجود رابه زودى واژگون نخواهد كرد بلكه تنها روى اقتصاد آنها اثر مى‏گذارد كه نتیجتاً منجر به تغییرات كلى و همه جانبه موسسات خواهد شد و سرانجام همه موسسات در درون سیستم تحلیل مى‏روند.

سمّ آزادى

- در تمام كشورهاى جهان واژه ‏هایى مانند وزارت، نمایندگى، سنا، شوراى دولتى، شوراى قانونگزارى و هیأت اجرایى، علیرغم تنوع و تعددشان همگى مفهوم دولت را مى‏رسانند و ضرورتى ندارد كه من درباره رابطه این موسسات با یكدیگر صحبت كنم. زیرا همه شما به این امر واقفید. تنها توجه شما را به اهمیت كاركرد این موسسات جلب مى‏كنم. این موسسات وظایف دولت را (قانونگزارى، قضایى، اجرایى) بین خود تقسیم كرده‏اند و مانند اعضاى مختلف بدن انسان با هم عمل مى‏كنند. حال اگر قسمتى از ماشین دولت صدمه ببیند، تمام دستگاه دولت مثل بدن انسان بیمار مى‏شود و سرانجام مى‏میرد.

- با توجه به مقدمات بالا مى‏خواهم نتیجه بگیرم كه اگر سم آزادى را به درون یكى از بافتهاى دولت تزریق كنیم، سم به دیگر بافتها نفوذ كرده و سرانجام موجب نابودى دولت مى‏شود. گفتار زیر این مطالب را به خوبى روشن مى‏كند.

- از زمانى كه سیاست آزادى طلبى به امر مملكت‏دارى راه یافت، سیستم حكومت مطلقه جاى خود را به حكومت مشروطه داد و بدینسان مردم غیریهودى با دست خود حكومت‏هاى مطلقه را كه از ثباتى نسبى برخوردار بودند، متزلزل ساختند. زیرا حكومت مشروطه جز بى‏نظمى، سوءتفاهم، كشمكش، عدم توافق و برخورد میان احزاب چیزى دیگر ببار نمى‏آورد. به عبارت دیگر، مشروطه مكتبى است كه جز نابودى دولت هدفى دیگرندارد. باید افزود كه تریبون سخنرانان از جمله عواملى بوده است كه در واژگون و متزلزل كردن حكومتهاى مشروطه نقش بسیار مهمى بازى كرده است. پس از آنكه حكومتهاى مشروطه یكى پس از دیگرى بر اثر حمله و انتقادهاى شدید واژگون شدند، مردم به فكر حكومت جمهورى افتادند. آنگاه به وساطت قوم ما رؤساى جمهورى ازمیان توده مردم انتخاب شدند. یعنى غیریهودیان بى‏آنكه خود بدانند، دست نشاندگان ما را به رهبرى خود پذیرفتند. همه تحولات بالا كه درا مر مملكت‏دارى صورت گرفته است، به مثابه نقبى است كه به دست ما زیرپاى مردم غیریهودى حفر شده است.

- در گفتار بالا نشان دادیم كه به وساطت ما حكومت از مطلقه به مشروطه و از مشروطه به جمهورى تحول پیدا كرد. اینك مى‏خواهیم اندكى درباره ویژگیهاى حكومت جمهورى بحث كنیم:

- رییس جمهور حكومتهاى غیریهودى [] تحت نفوذمان را ما از میان موثق‏ترین عوامل و دست ‏نشاندگان‏مان نامزد مى‏كنیم و سپس او را براساس رأى‏گیرى انتخاب مى‏نماییم.

- از آنجا كه قوانین را ما از قبل تدوین كرده‏ایم، حق تغییر و تعویض قانون را از رییس جمهور سلب مى‏كنیم. در عوض او را به ریاست كل قوا منصوب مى‏نماییم تا بتواند درموقع لزوم، ازقانون اساسى دفاع كند. رییس جمهور، عملا\" فرد فاقد اختیارى است كه هدف و مسئولیتش تنها حفظ قوانین است كه ما از پیش تدوین كرده ‏ایم.

- بسیارروشن است كه كلید معما، در دست ما مى‏باشد و كسى جز ما نمى‏تواند در قوانین دخل و تصرفى به عمل آورد.

- در قانون اساسى دولتهاى غیریهودى، حق استیضاح كردن دولت را از رییس مجلس سلب مى‏كنیم و تعداد نمایندگان را به حداقل ممكن مى‏رسانیم تا بدین‏وسیله بتوانیم شور و شوق سیاسى را در دل مردمى كه مشتاق مسایل سیاسى هستند، بكشیم. اگر چنین رویه‏اى دشواریهایى به بار آورد، آنگاه وضعى پیش مى‏آوریم كه گروه بسیارى از مردم به فعالیتهاى سیاسى تمایل پیدا كنند.

حق انتصاب معاون رییس جمهور، رییس و معاون مجلس سنا را به رییس جمهور تفویض مى‏كنیم و تعداد جلسات مجلس را كاهش مى‏دهیم به طورى كه مجلس در هر ماه بیش از چند جلسه نداشته باشد. وانگهى به رییس جمهور كه رییس قوه مجریه هم هست، اختیاراتى در مورد مجلس، تفویض مى‏كنم. مثلا\" اختیار خواهد داشت كه اعضاى مجلس را براى توضیح فراخواند و یا مجلس را منحل كند. اما براى آنكه عواقب و نتایج چنین اعمالى كه همگى غیرقانونى هستند،گریبانگیر برنامه ‏هاى ما نشود، باید چاره ‏اندیشى كنیم.

همانطورى كه یادآور شدیم، به رییس جمهور طبق قانون اختیاراتى داده شده است. ولى براى آنكه با استفاده از اختیاراتش به سوى حكومت مطلقه میل نكند، وزیران و مقامات عالى‏رتبه را وامى‏داریم تا با اقدامات خود از اعمال نفوذ او جلوگیرى كنند. البته بهتر است كه این كار به وسیله شوراى وزیران، سنا و شوراى دولتى انجام بگیرد تا به وسیله افراد.

- رییس جمهور، بنا به تشخیص ما قوانین را تعبیر و تفسیرمى‏كند و هر زمان كه ما به او دیكته كردیم، مى‏تواند قوانین را تغییر دهد. به علاوه به بهانه رفاه و سعادت مردم، او این حق را خواهد داشت كه قوانین جدیدى پیشنهاد كند.

نابودى دولت‏ها هدف ماست

- با توجه به آنچه كه قبلا\" گفتیم اندك اندك زمینه نابودى دولتهاى غیریهودى را فراهم مى‏كنیم و سرانجام قدرت را به دست مى‏گیریم. پس از اینكه به قدرت دست یافتیم، به طور نامحسوسى اصول قانون اساسى دول غیرصهیونیست را گام به گام حذف مى‏كنیم و هنگامى كه زمان موعود فرا رسید، حكومت مطلقه قوم خود را جایگزین هرنوع حكومتى مى‏سازیم.

- پیش از آنكه قانون اساسى دول غیریهودى نابود گردد، ممكن است مردم به حقانیت حكومت مطلقه ما پى‏ببرند. در چنین دوره ‏اى، مردم در حالت بیم و انتظار به سر مى‏برند، از بى‏نظمى و نارسایى‏هاى دول خود كه ما موجد آنها هستیم به شدت خسته مى‏شوند و از رهبران خود چنین مى‏خواهند:

»ما تنها یك پادشاه مى‏خواهیم كه همه مردم روى زمین را متحد سازد و نابسامانیها را - مرزها، ملیتها و مذاهب ریشه‏كن سازد. پادشاهى مى‏خواهیم كه بتواند صلح و آرامشى كه رهبران فعلى نمى‏توانند به ما بدهند، براى ما فراهم آورد.«

- براى آنكه آرزوى استقرار حكومت مطلقه قوم خود را در دل همه مردم جهان ایجاد كنیم، لازم است كه رابطه مردم را با دولتهایشان تیره كنیم. به طورى كه مردم بر اثر اختلاف عقیده، گرسنگى، بیمارى و كشمكش به تنگ آیند و جز به رهایى از دست دولتهایشان و پناه بردن به حكومت نجات‏بخش ما، به چیز دیگرى نیندیشند.

- اگر درراه رسیدن به هدفهایى كه در پیش داریم كوشا نباشیم، و به ملل دنیا یك لحظه فرصت نفس كشیدن بدهیم، به سختى مى‏توانیم به هدفهایمان برسیم.

.
.
.
ادامه
جمعه 4 بهمن ، 10:43
آرش غنی زاده , ansar_m

- شوراى دولت همانند گذشته، بیان كننده صریح قدرت قانونى رهبر به حساب مى‏آید. این شورا جزئى از قوه قانونگزارى است كه مى‏توان آن را « كمیته نظارت بر قوانین و تصویب نامه‏هاى رهبر» نام نهاد.

- مفاد بالا جزئى ازقانون اساسى جدید به حساب خواهد آمد. به علاوه انشاء قوانین و مقررات به طرق زیر امكان‏پذیر است:

الف - از طریق قوه مقننه، تحت پوشش پیشنهادات كمیته نظارت بر قوانین.

ب - ازطریق پیشنهاد رییس جمهور و با تصویب شوراى دولت

ج - در موارد ضرورى به وسیله كودتا

- درباره كلیات مربوط به قوانین تقریباً بحث كرده‏ایم و اینك اندكى وقت خود را صرف پرداختن به جزییات مى‏كنیم تا بتوانیم ماشین دولت را در جهتى كه قبلا\" بحث كرده‏ایم، به حركت درآوریم و منظور من ازذكر جزییات آن است كه آزادى مطبوعات، حق تشكیل انجمن‏ها، آزادى عقیده، اصل رأى‏گیرى و خلاصه بسیارى چیزهاى دیگر را باید از لوح ذهن آدمى براى همیشه پاك كنیم. و یا اینكه پس از اعلام قانون اساسى جدید، دستخوش تغییرات بنیادى گردانیم. زیرا پس از انجام این تغییرات ما مى‏توانیم مقررات خود را به منصه ظهور درآوریم.

اما اگر مدتى طولانى از اعلام و انتشار قانون اساسى بگذرد، و ما این تغییرات را ایجاد كنیم، در این صورت خطرات قابل توجهى ما را تهدید خواهد كرد. دلایل وجود این خطرات را مى‏توان در زیر آورد:

اگر ما تغییرات را عجولانه انجام دهیم، از لحاظ روانى نوعى ترس ازتغییرات در مردم ایجاد مى‏شود. از سوى دیگر اگر ما خیلى افراطى در مورد انجام تغییرات عمل كنیم، به شأن و پرستیژ لغزش‏ناپذیر خویش لطمه وارد ساخته‏ایم. و یا مى‏گویند كه ما خطر را احساس كرده‏ایم كه مجبور به انجام چنین تغییراتى شده‏ایم. در این صورت، باز به پرستیژ قانون اساسى لطمه وارد مى‏شود. آنچه ما مى‏خواهیم این است كه از همان آغاز اعلام قانون اساسى و پیروزى، كودتا یعنى در حالى كه مردم جهان هنوز در حالت وحشت به سر مى‏برند، فوراً احساس كنند كه ما فوق ‏العاده قوى، پرقدرت و شكست ‏ناپذیر هستیم و مى‏توانیم بدون مقاومت، آنچه را كه بر سر راهمان وجود دارد، برداریم و به مردم تفهیم كنیم كه قدرت را با آنها تقسیم نخواهیم كرد. در این حال آنها چشم روى هم مى‏گذارند، راضى مى‏شوند و به انتظار دستور ما مى‏نشینند.

ما گرگیم

- غیریهودیان گله گوسفندانند و ما گرگهاى این گله هستیم. و شما مى‏دانید كه وقتى گرگ به گله مى‏زند، چه اتفاقى مى‏افتد؟

- علت اینكه غیریهودیان چشم روى هم مى‏گذارند و چیزى نمى‏گویند آن است كه ما به آنان قول مى‏دهیم به محض آنكه دشمنان را رام و تمام احزاب را سركوب كردیم، تمام آزادى‏هایى كه از آنها گرفته شده است، به آنها باز مى‏گردانیم. ضرورتى ندارد كه بگوییم چه مدت طول مى‏كشد كه آنها را براى بازگرداندن آزادى‏هایشان در حال انتظار نگه مى‏داریم.

- به چه دلیلى ما این خط مشى را در پیش گرفته ‏ایم؟

و چرا غیرصهیونیستها به مفهوم واقعى آنچه كه ما به ذهنشان فرو مى‏كنیم، توجه نمى‏كنند؟ چرا قوم پراكنده ما براى رسیدن به هدفهایش به جاى صراط مستقیم، این همه راه پرپیچ و خم طى مى‏كند؟

دلیلش آن است كه ما كارهایمان را به وسیله سازمانهاى فراماسونرى كه ناشناخته هستند، انجام مى‏دهیم و كوشش مى‏كنیم هدفهایمان گمان و سوءظن برنیانگیزد و این گله غیریهودى به فراماسونرى ما به پیوندد و به چشم رفقاى خود خاك بپاشد.

- ما یهودیان برگزیده خداوند هستیم و پراكندگى‏مان در سراسر جهان از عنایات اوست. پراكندگى ما در چشم همگان نوعى ضعف به شمار مى‏رود. در حالى كه این خود براى ما نوعى قدرت است. زیرا ما اكنون در آستانه فرمانروایى بر سراسر جهان قرار گرفته‏ایم.

- تا زمان بنا نهادن آنچه كه طرح كرده ‏ایم، فاصله زیادى نیست.

.
.
.
ادامه
جمعه 4 بهمن ، 10:42
آرش غنی زاده , ansar_m

- واژه آزادى را مى‏توان به صورت‏هاى متعددى تعبیر كرد. اما تعریفى كه ما از آزادى بدست مى‏دهیم به شرح زیر است:

- آزادى یعنى حق انجام دادن هر عملى كه قانون آن را مجاز بداند. چنین تعریفى از آزادى مى‏تواند به بهترین وجهى ما را در رسیدن به هدفهایمان كمك كند. زیرا قانون در دست ما است و ما مختار خواهیم بودكه هر آنچه را مى‏خواهیم، از قانون حذف و هر آنچه را كه مى‏خواهیم، به قانون اضافه كنیم.

- نحوه عملكرد مطبوعات در قلمرو حكومت ما به شرح زیر خواهد بود:

الف - از آنجا كه مطبوعات نقش بسیار بزرگى در برانگیختن و فرونشاندن احساسات مردم دارند، لذا ما مى‏توانیم به موقع از چنین احساساتى در جهت رسیدن به هدفهایمان استفاده كنیم.

ب - از آنجا كه اكثریت مردم نمى‏دانند مطبوعات در خدمت چه كسانى هستند، لذا ما آنها را به خدمت خود در مى‏آوریم و حتى عواملى هم كه ممكن است مطبوعات را مورد حمله قرار دهند، زیر نظارت و كنترل شدید قرار مى‏دهیم.

ج - امروزه تأسیس، چاپ و نشر مطبوعات داراى هزینه ‏هاى فوق ‏العاده سنگینى است. ولى وقتى كه ما به قدرت رسیدیم، تنها در قبال دریافت مالیات، حق تمبر، و اخذ سپرده ‏هاى سنگین، اجازه تأسیس مطبوعات را به افراد مى‏دهیم و از این طریق پول قابل توجهى هم به خزانه دولت ما سرازیر مى‏شود. از سوى دیگر، وضعى پیش مى‏آوریم كه دولت ما از خطر حمله انتقاد مطبوعات مصون بماند و مطبوعات نتوانند روى لغزشهاى دولت ما انگشت بگذارند.

د - هرگاه بخواهیم، مطبوعات را به بهانه متشتت كردن افكار عمومى تعطیل مى‏كنیم.

ه - بعضى از عوامل‏مان را وامى‏داریم كه گاه به گاه در مطبوعات، بعضى از سیاست‏هایمان را كه خود مى‏خواهیم، مورد حمله قرار دهند. البته غرض از اینكار رد گم كردن است.



ما مطبوعات را كنترل مى‏كنیم

- مطبوعات نخواهند توانست بدون اطلاع ما كمترین خبرى را در اختیار مردم بگذارند. البته در زمان حاضر ما تا حدودى به چنین هدفهایى رسیده‏ایم. زیرا تمام كانونهاى خبرى جهان اطلاعات خود را از چند كانون خبرى محدود دریافت مى‏كنند. این چند كانون خبرى محدود كه در آینده‏اى نزدیك تماماً به دست ما خواهند افتاد و هر آنچه را كه ما به آنها دیكته مى‏كنیم، در سراسر جهان پخش مى‏كنند.

- اگر تدابیرى را كه در مورد مطبوعات اندیشیده ‏ایم، به مرحله اجرا درآوریم، ذهن و فكر غیریهودیان به تسخیرمان درمى‏آید و آنان وقایع جهان را از پشت عینكهاى رنگینى كه ما به چشم آنها مى‏گذاریم، مى‏نگرند.

به راستى اگر در زمان حاضر، كشورى وجود نداشته باشد، كسى مى‏تواندمانع تشكیل كشور ما كه غیریهودیان احمق، آن را دولت نامرئى مى‏نامند، بشود؟ مسلماً با نابودى كشورهاى جهان همه دولتها به فرمان ما گردن مى‏نهند.

- بگذار آینده مطبوعات را مجدداً بررسى كنیم. كسانى كه بخواهند به كارهایى چون چاپ و نشر كتب و روزنامه بپردازند، آنها را ملزم به داشتن مدرك و اجازه نامه ویژه مى‏كنیم تا در صورت تخلف بلافاصله ازمزایاى چنین اجازه ‏نامه‏اى محروم گردند. با اعمال چنین روشى مدرك تحصیلى نشانه لیاقت فكرى خواهد شد و صدور مدرك به دست دولت خواهد افتاد تا توده مردم، از راهى كه مى‏خواهیم گمراه نشوند و به بهانه پیشرفت و ترقى دنبال این و آن راه نیفتند.

آیا كسى از شما هست كه نداند اتكاء به اندیشه و خیال آدمیان، راه نامطلوبى است كه آدمى را به خیالبافى‏هاى احمقانه سوق مى‏دهد و ماحصل آن هرج و مرجى است كه بر سرقدرت بین انسانها به وجودمى‏آید؟

واژه پیشرفت، آزادى از هر نوع قید و بندى را به ذهن متبادر مى‏سازد و هر نوع محدودیتى را مى‏شكند. اگر این اصل در همه موارد صدق نكند، لااقل در زمینه هرج و مرج فكرى مصداق دارد. در چنین شرایطى هر كس به تصور آزادى به شكار رقیب خویش مى‏پردازد و همگى در شبكه‏اى از هرج و مرج گرفتار مى‏شوند و همه به همدیگر اعتراض مى‏كنند.

- اینك ما توجه خود را معطوف و متوجه مجلات مى‏كنیم. از مجلات و نشریات ادوارى، همانند روزنامه، مالیات، حق تمبر و نیز سپرده احتیاطى وصول مى‏كنیم. چنین وجوهى براى كتب كمتر از 30 صفحه دو برابر خواهد شد زیرا ما اینگونه كتب را « جزوه» تلقى مى‏كنیم. اصولا\" مجلات، زهرآگین ‏ترین نوع مطالب چاپى به شمار مى‏روند و كوشش ما آن است كه از سویى تعداد اینگونه نشریات كاهش یابد و از سویى دیگر نویسندگان مجبور شوند مطالب بلند بنویسند و حجم مطالب زیاد شود و خواننده از خواندن مطالب بلند، خسته شود.

به ویژه وقتى كه این نوع نشریات گران تمام شوند، رغبت مردم نسبت به اینگونه نشریات كم مى‏شود. در ضمن آنچه كه ما خودمان منتشر مى‏كنیم، روى ذهن خواننده در جهت منافع‏مان اثر مى‏گذارد به علاوه آنها را به بهاى ارزان در دسترس قرار مى‏دهیم، تا مردم آنها را حریصانه بخوانند.

وصول مالیات و اعمال مجازات، نویسندگان را وابسته مى‏كند و اگر نویسنده ‏اى بخواهد علیه ما چیزى بنویسد كسى مبادرت به چاپ آن نخواهد كرد. ضمناً اگر مطلبى بخواهد چاپ بشود، ناشر یا چاپ كننده باید براى چاپ و نشر آن از مقامات مسئول اجازه بگیرد. بنابراین ما از قبل خواهیم فهمید كه چه نیرنگ‏هایى علیه ما در كار است.

- ادبیات و روزنامه ‏نگارى دو عامل مهم تربیتى بشمار مى‏روند. بنابراین، دولت ما اكثریت روزنامه ‏ها را به تملك خویش درمى‏آورد. چنین اقدامى تاثیر نامطلوب مطبوعات و روزنامه ‏هاى خصوصى را خنثى ساخته و ما را در موقعیتى قرار مى‏دهد كه روى افكار عمومى تاثیر به سزایى بگذاریم. اگر اجازه و امتیاز انتشار ده نوع روزنامه را به مردم بدهیم، امتیاز انتشار سى روزنامه را به خود اختصاص مى‏دهیم. البته این كار طورى باید صورت گیرد كه در مردم سوءظن ایجاد نكند. براى احتراز از ایجاد سوءظن، روزنامه ‏هایى كه خود منتشر مى‏كنیم، به ظاهر نظراتى مخالف خودمان ابراز مى‏دارند و بدین طریق بدگمانى مخالفان‏مان نسبت به ما كاملا\" برطرف شده، و به زودى در دام‏مان گرفتار مى‏شوند و نمى‏توانند ضربه ‏اى وارد كنند.

- مخالفان ما در سه رده جاى دارند. در رده اول ارگانهاى رسمى هستند كه همیشه علیه منافع ما قدعلم مى‏كنند، اما تاثیر آنها چندان قابل ملاحظه نیست.

- در رده دوم ارگانهاى نیمه رسمى قرار دارند كه حملات آنها ملایم و كم ‏اهمیت است.

- در رده سوم كسانى قرار دارندكه به ظاهر، مخالف‏مان هستند اما در واقع ما خود آنها را تعیین كرده‏ایم. در نوشته ‏هاى این دسته، مطالبى وجود دارد كه به نظر مى‏رسد با ما اصطكاك دارند. مخالفان واقعى‏مان اینگونه مخالفتهاى ظاهرى را از نوع مخالفتهاى خود تلقى كرده و باعث مى‏شوند كه ما آنها را شناسایى كنیم.

- محتواى تمام روزنامه ‏هاى ما تركیبى خواهد بود ازمطالب گوناگون و حتى افكارى چون اریستوكراتیك، جمهورى خواهى، انقلابى‏گرى و هرج و مرج طلبى( آنارشیسم) كه به وسیله این گونه روزنامه ‏ها تبلیغ مى‏شوند. روزنامه ‏ها همچون ویشنو معبود هندى صد دست دارند كه بر سر هر دست انگشتى قرار دارد و وظیفه آن نظارت و سلطه برافكار عمومى است. هنگامى كه ضربان قلب تشدید مى‏شود، حركت دستها نیز شدت یافته و افكار عمومى در جهت منافع ما سوق داده مى‏شود. زیرا وقتى فردى به هیجان مى‏آید، قوه قضاوتش را از دست مى‏دهد و هرگونه نظر و پیشنهادى را مى‏پذیرد. به علاوه افراد ناآگاهى كه به تكرار مطالب روزنامه ‏هاى ما مى‏پردازند، و فكر مى‏كنند كه روزنامه ‏ها بیان كننده نظرات آنها مى‏باشند، سخت در اشتباهند. زیرا روزنامه‏ ها صرفاً بیانگر خواست و نظر ما هستند. افرادى هم كه سنجیده از احزاب دفاع مى‏كنند، در واقع به دنبال بیرقى راه مى‏روند كه ما برایشان برافراشته‏ ایم.

- براى آنكه روزنامه ‏هاى مبارزه‏جوى خود را به حركت درآوریم، باید نهایت دقتمان را در تنظیم و ارائه مطالب بكار ببریم. البته موسسه ‏اى را تحت عنوان بخش مركزى مطبوعات تأسیس مى‏كنیم و به گردآورى نوشته ‏ها و مطالب مى‏پردازیم. عوامل ما در این مركز بدون آنكه توجهى را جلب كنند، تصمیم مى‏گیرند كه چه مطالبى را متناسب با روز منتشر كنند. ضمناً بحثهاى متناقض و جنگى دروغین در قلمرو مطبوعات به راه مى‏اندازند تا ما بتوانیم هر چه بیشتر نظرات خود را بیان كنیم.

فقط مطالب دروغ چاپ مى‏شود

- روشى كه ما براى تنظیم و ارائه مطالب در پیش گرفته ‏ایم، به دلیل آنكه براى مردم نامحسوس مى‏باشد، اعتماد كامل آنان را نسبت به حكومت ما جلب مى‏كند. ما از كاربرد این روش بسیار راضى هستیم زیرا مى‏توانیم گاه به گاه احساسات مردم را نسبت به مسایل سیاسى برانگیخته و یا فرو نشانیم. گاه حقیقت را مى‏گوییم وگاه دروغ و زمانى هم مطالب متناقض ارائه مى‏كنیم. ما مطمئنیم كه بر دشمنانمان غلبه مى‏كنیم، زیر آنان نمى‏توانند همچون ما نظرات خود را از طریق مطبوعات ابراز كنند.

- گفتیم كه مخالفان ما كه در رده سوم قرار دارند و مخالفتهاى ظاهرى خود را در مطبوعات ابراز مى‏دارند، هرگاه لازم باشد در ارگانهاى نیمه رسمى خود، انتقادات آنها را قویاً تكذیب مى‏كنیم.

- حتى اگر امروزه، مطبوعات فرانسه را به عنوان مثال در نظر بگیریم، به نشانه‏ هاى همكارى‏هاى فراماسونرى به خوبى در آنجا پى مى‏بریم. تمام ارگانهاى مطبوعات به طور اسرارآمیزى با هم در ارتباطند و چون پیشگویان قدیم منبع اطلاعات را افشا نمى‏كنند مگر آنكه همگى تصمیم به افشاى منبع بگیرند. و تا زمانى كه اسرار، در اختیار تعداد محدودى باشد، پرستیژ و منزلت روزنامه ‏نگاران توجه اكثریت مردم كشور را جلب كرده و توده مردم با شور و شوق به دنبال آنها راه مى‏افتند.

- ما بایددامنه فعالیتهاى حساب شده خود را در زمینه مطبوعات به سطح استانها گسترش دهیم. یعنى برانگیختن امیدها و انگیزه‏ هایى كه تسلط ما را بر مراكز كشورها موجب مى‏شوند، برایمان ضرورت تام و تمام دارد. به پایتخت‏ها وانمود مى‏كنیم كه اینگونه خواستها، خواستهاى مستقل مردم استانها هستند. البته منبع واقعى بروز اینگونه حوادث در استانها ما هستیم. آنچه كه مى‏خواهیم این است تا آن موقع كه حداكثر قدرت را در اختیار داریم، باید پایتخت كشورها را در محاصره افكار عمومى مردم استانها قرار دهیم.

- بریدن از رژیم گذشته و پیوستن به رژیم جدید كه به نظر ما منجر به غلبه كامل بر تمام رژیمها مى‏شود، « دوره انتقالى» نام دارد. در این دوره نباید به مطبوعات اجازه داد كه نادرستى‏ها و كژى‏هاى مردم را منعكس كنند. براى رژیم جدید ضرورى است، همه را متقاعد كند كه جنایت به كلى ریشه ‏كن گردیده است.

اگر مواردى از جنایت به وقوع پیوست، فقط باید قربانیان و شاهدان آن از موضوع با خبر باشند نه كس دیگر.

.
.
.
ادامه
جمعه 4 بهمن ، 10:41
آرش غنی زاده , ansar_m

- نیاز به قوت و غذاى روزانه، غیریهودیان را مجبور مى‏كند كه آرام و ساكت بنشینند و در صف خدمتگزاران متواضع ما درآیند. از میان همین افراد، عواملى را انتخاب مى‏كنیم و به مطبوعات مى‏فرستیم.

این عوامل مسایلى را كه به مصلحتمان نیست تا به صورت اسناد رسمى منتشر بشوند، مورد بحث و تبادل نظر قرار مى‏دهند. در عین حال ما در جریان اینگونه مباحثات قرار مى‏گیریم و مطالب بحث شده را آن طور كه خود مى‏خواهیم، به وسیله مطبوعات به مردم عرضه مى‏كنیم. بدیهى است كه وقتى موضوعى در بین مردم جا افتاد، كسى جرأت نمى‏كند كه خواستار نفى و ابطال آن بشود. به علاوه درموقع لزوم فكر مردم را از موضوعاتى كه به وسیله مطبوعات مطرح شده‏اند، منحرف كرده و متوجه مسایل دیگرى مى‏كنیم.

اصولا\" غیریهودیها افراد كوته ‏فكرى هستند كه از فهم پیش پاافتاده ‏ترین مسایل سیاسى عاجزند. وانگهى مسایل سیاسى، مسایلى هستندكه درك و فهم آنها جز براى آنهایى كه خود طراح و خالق اینگونه مسایلند، براى دیگران دشوار مى‏باشد.

- با توجه به آنچه كه در بالاگفته شد، غرض ما از جلب افكار توده مردم، فقط تسهیل كار خود ما است و اگر به دنبال گرفتن تأیید مردم براى این یا آن مسأله هستیم، صرفاً حرف مى‏زنیم و عمل نمى‏كنیم. در نوشته ‏هایمان به مردم اعلام مى‏كنیم كه ما در پى خوشبختى و سعادت عموم هستیم.

- براى منحرف كردن فكر و ذهن آنهایى كه ممكن است در بحثهاى سیاسى، برایمان مشكلاتى ایجاد كنند، مسایل جدیدى چون مسایل صنعت به پیش مى‏كشیم و عنوان مسایل سیاسى جدید روى آنها مى‏گذاریم و به مردم اجازه مى‏دهیم كه اینگونه مسایل را مورد بحث و بررسى قرار دهند. البته توده ‏هاى مردم تمایل دارندكه در زمینه مسایل سیاسى غیرفعال باشند. لذا براى آنكه امر به آنها مشتبه شود، و ندانند كه درباره چه موضوعى بحث مى‏كنند، فكر آنها را به مسایلى چون تفریح، سرگرمى و رفتن به كلوپها و... جلب مى‏كنیم. و در همین اثناء، مطبوعات را وامى‏داریم كه به مسایلى چون رقابت‏ها و مسابقات هنرى و ورزشى بپردازند. بدون شك پرداختن به اینگونه مسایل آنها را از مسایل بنیادى دور و منحرف مى‏كند. اندك اندك به ابراز نكردن عقیده خود عادت مى‏كنند و سرانجام، به تكرار همان چیزهایى مى‏پردازند كه ما مى‏خواهیم و بدینسان به فكر آنان جهت مى‏دهیم و مى‏توانیم به همكاریشان اعتماد كنیم.

پیشرفت

- نقشى را كه آزادى خواهان، خیال ‏پردازان و افراد رویایى و باید ایفا كنند، سرانجام تا آن زمانى كه حكومت ما مورد قبول همگان واقع گردد، به اجرا درخواهد آمد. بدین ‏معنى تا زمان شروع حكومتمان اینان به خوبى در خدمت‏مان خواهند بود و ما مى‏كوشیم كه ذهن اینگونه افراد را به مسایل بیهوده و تئورى‏هاى خیالى و به ظاهر مترقیانه مشغول كنیم. ما باید آنقدر غیریهودیان را به مسایلى چون پیشرفت، سرگرم كنیم تا سرانجام از فهم هر مسأله ‏اى اظهار عجز كنند. كلمه « پیشرفت»، مانند یك عقیده سفسطه ‏آمیز حقیقت را لوث مى‏كند و این موضوع را كسى جز ما قوم برگزیده خدا، نمى‏تواند درك كند.

- هنگامى كه بر اریكه شاهنشاهى جلوس كردیم، سخنسرایان و سخنگویانمان مسایل و مشكلات بزرگى كه انسان را از انسانیتش دور كرده ‏اند، موردبحث و بررسى قرار مى‏دهند تا اینگونه مشكلات تحت رهبرى ما حل و فصل شوند.

- این ما بودیم كه مردم را گام به گام، طبق برنامه ‏هاى سیاسیمان در طول قرنها هدایت كردیم. آیا كسى مى‏تواند در این مورد تردیدى به خود راه بدهد؟

.
.
.
ادامه
جمعه 4 بهمن ، 10:41
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.