
وَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْیَوِمِ الاَْخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِینَ
وگروهى از مردم كسانى هستند كه مىگویند: به خدا و روز قیامت ایمان آوردهایم، در حالى كه مؤمن نیستند.
یُخَدِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِینَ ءَامَنُواْ وَمَا یَخْدَعُونَ إِلّا أَنْفُسَهُمْ وَ مَا یَشْعُرُونَ
(منافقان به پندار خود) با خداوند و مؤمنان نیرنگ مىكنند در حالى كه جز خودشان را فریب نمىدهند، امّا نمىفهمند!
فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ فَزَادَهُمْ اللَّهُ مَرَضاً وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا كَانُواْ یَكْذِبُونَ
در دلهاى منافقان، بیمارى است پس خداوند بیمارى آنان را بیافزاید. و براى ایشان عذابى دردناك است، به سزاى آنكه دروغ مىگویند.
وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُواْ فِى الْأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ
هرگاه به آنان (منافقان) گفته شود در زمین فساد نكنید، مىگویند: همانا ما اصلاحگریم.
أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمِفْسِدُونَ وَلَكِن لَّا یَشْعُرُونَ
آگاه باشید! همانا آنان خود اهل فسادند، ولى نمىفهمند.
وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ ءَامِنُواْ كَمَآ ءَامَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَآ ءَامَنَ السُّفَهَآءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهآءُ وَلَكِن لَّا یَعْلَمُونَ
وچون به آنان گفته شود، شما نیز همانگونه كه (سایر) مردم ایمان آوردهاند ایمان آورید، (آنها با تكبّر وغرور) گویند: آیا ما نیز همانند سادهاندیشان و سبك مغزان، ایمان بیاوریم؟! آگاه باشید! آنان خود بىخردند، ولى نمىدانند.
وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ ءَامَنُواْ قَالُواْ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَیَطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ
وچون با اهل ایمان ملاقات كنند گویند: ما (نیز همانند شما) ایمان آوردهایم. ولى هرگاه با (همفكران) شیطان صفت خود خلوت كنند، مىگویند: ما با شما هستیم، ما فقط (اهل ایمان را) مسخره مىكنیم.
اللَّهُ یَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِى طُغْینِهِمْ یَعْمَهُونَ
خداوند آنان را به استهزا مىگیرد و آنان را در طغیانشان مهلت مىدهد تا سرگردان شوند.
أُوْلَئِكَ الَّذِینَ اشْتَرَوُاْ الضَّلَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجرَتُهُمْ وَ مَا كَانُواْ مُهْتَدِینَ
آنان كسانى هستند كه به بهاى (از دستدادن) هدایت، خریدار ضلالت و گمراهى شدند. امّا این داد وستد، سودشان نبخشید و در شمارِ هدایت یافتگان در نیامدند. (ویا به اهداف خود راهى نیافتند.)
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِى اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّآ أَضَآءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِى ظُلُمَتٍ لَّا یُبْصِرُونَ
مَثل آنان (منافقان)، مَثل آن كسى است كه آتشى افروخته، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت، خداوند روشنایى و نورشان را ببرد و آنان را در تاریكىهایى كه (هیچ) نمىبینند، رهایشان كند.
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَا یَرْجِعُونَ
آنان (از شنیدن حقّ) كر و(از گفتن حقّ) گنگ و(از دیدن حقّ) كورند، پس ایشان (بسوى حقّ) باز نمىگردند.
أَوْ كَصَیّبٍ مِّنَ السَّمَآءِ فِیهِ ظُلُمَتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصَبِعَهُمْ فِى ءَاذَانِهِم مِّنَ الصَّو عِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ مُحِیطٌ بِالْكَفِرِینَ
یا چون (گرفتاران در) بارانى تند از آسمانند كه در آن، تاریكىها و رعد وبرقى است كه از ترس صاعقهها وبیم مرگ، انگشتان خود را در گوشهایشان قرار مىدهند. و(لى) خداوند بر كافران احاطه دارد.
یَكَادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصَرَهُمْ كُلَّمَآ أَضَآءَ لَهُم مَّشَوْاْ فِیهِ وَإِذَآ أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَآءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَرِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَىءٍ قَدِیرٌ
نزدیك است كه برق، نور چشمانشان را برباید. هرگاه كه (برق آسمان در آن صحراى تاریك وبارانى) براى آنان بدرخشد، در آن حركت كنند، ولى همین كه تاریكى، ایشان را فرا گرفت بایستند. واگر خداوند بخواهد، شنوایى و بینایى آنان را (از بین) مىبرد، همانا خداوند بر هر چیزى تواناست.
بقره (20-8)