تبلیغات


__
بهوش باش که ایران ترا پیام دهد
21 تیر 87 - 03:04
 
بهوش باش که ایران تو را پیام دهد
تو را پیام به صد عزّ و احترام دهد
نسیم صبح که بر سرزمین ما گذرد
ز خاک پاک نیاکان ترا سلام دهد
تو پایبند دیاری و رشته ای است نهان
که با گذشته ترا ارتباط تام دهد
به کارنامه ی پیشینیان نگر بد و خوب
که تلخکامیت آرد پدید و کام دهد
ز درس حکمت و آداب رفتگان مگسل
که این گسستگیت خواری مدام دهد
کسی که از پدران ننگ داشت ناخلف است
که مرد را شرف باب و مام نام دهد
به علم خویش بکن تکیه و به عزم درست
که علم و عزم ترا عزت و مقام دهد
ولی ز سنت دیرین متاب رخ زیراک
به مُلک سنت دیرینه احتشام دهد
شعایر پدران و معارف اجداد
حیات وقدرت اقدام و احترام دهد
به راه تست بسی دامهای دانه نمای
کجاست مرد که از دانه فرق دام دهد؟
ز دام و دانه اگر نگذری محال است این
که روزگار ترا فرصت قیام دهد
پیام مام جگر خسته را ز جان بشنو
که پند و موعظه ات با صد اهتمام دهد
ز چشم مام وطن خون چکد بر این آفاق
که سرخی شفقش جلوه صبح و شام دهد
کنام شیران ویران شده ست، بچه ی شیر
کجاست کاید و آرامش کنام دهد؟
ز چنگ بیهنران برکشد زمام امور
بدست مردم صاحب هنر زمام دهد
وطن به چنگ لئام است کو خردمندی
که درس فضل و شرافت بدین لئام دهد
ملک الشعرای بهار

small_1_tile history_566.jpg

  • ارسال نظر (1)
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها
16 مرداد 1387 ساعت 00:09
ایران عزیز خانه ی ماست
میهن، وطن، آشیانه ی ماست

این خانه ی شش هزار ساله
از ماست به موجب قباله

آن روز كه خاك آن سرشتند
بر سنگ قباله اش نوشته اند

می كاو زمین و بین به هر گام
شمشیر قباد و خود بهرام

می جوی نشانه ها به هرمرز
از خسرو و توس و گیو و گودرز

در هر قدمی و هر بدستی
پایی بیفتاده است و دستی

این ناموران و پاك جانان
بخشنده سر و جهان ستانان

از كوشش و كارو دانش و داد
كردند چنین خجسته بنیاد

امروز تو ای ستوده فرزند
هستی تو براین سراخداوند

"غافل منشین نه وقت بازی است
وقت هنر است و سرفرازی است"

از پا ننشین و جا نگه دار
گر سر بدهی ، سرا نگه دار

این پند شنو ز خانه بر دوش
ور خانه بود خرابه، مفروش!

حبیب یغمایی
__