دعائى كه مستجاب نمىشود و به هدف اجابت نمىرسد، یكى از دو چیز را فاقد است و آن دو چیز همان است كه در جمله: " دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ"، (بقره آیه 186) به آن اشاره شده:
اول : این است كه دعا دعاى واقعى نیست، و امر بر دعا كننده مشتبه شده، مثل كسى كه اطلاع ندارد خواستهاش نشدنى است، و از روى جهل همان را درخواست مىكند، یا كسى كه حقیقت امر را نمىداند، و اگر بداند هرگز آنچه را مىخواست درخواست نمىكرد، مثلا اگر مىدانست كه فلان مریض مردنى است و درخواست شفاى او درخواست مرده زنده شدن است هرگز درخواست شفا نمىكند، و اگر مانند انبیا این امكان را در دعاى خود احساس كند، البته دعا مىكند و مرده زنده مىشود، ولى یك شخص عادى كه دعا مىكند از استجابت مایوس است، و یا اگر مىدانست كه بهبودى فرزندش چه خطرهایى براى او در پى دارد دعا نمىكرد، حالا هم كه از جهل به حقیقت حال دعا كرده مستجاب نمىشود.
دوم: این است كه دعا، دعاى واقعى هست، لیكن در دعا خدا را نمىخواند، به این معنا كه به زبان از خدا مسئلت مىكند، ولى در دل همه امیدش به اسباب عادى یا امور وهمى است، امورى كه توهم كرده در زندگى او مؤثرند.
پس در چنین دعائى شرط دوم (اذا دعان، در صورتى كه مرا بخواند) وجود ندارد، چون دعاى خالص براى خداى سبحان نیست، و در حقیقت خدا را نخوانده چون آن خدایى دعا را مستجاب مىكند كه شریك ندارد، و خدایى كه كارها را با شركت اسباب و اوهام انجام مىدهد، او خداى پاسخگوى دعا نیست، پس این دو طایفه از دعا كنندگان و صاحبان سؤال دعاشان مستجاب نیست، زیرا دعایشان دعا نیست، و یا از خدا مسئلت ندارند چون خالص نیستند.