


28 اردیبهشت 88 - 04:17 |
این نوشته مصادف شد با رحللت مرجع عظیم الشأن عارف بالله آیت الله بهجت ، به همین جهت این ضایعه اسفناک را خدمت امام زمان (عج) و دوستان تسلیت عرض م کنم .
ادامه ... پست قبل به عقیده حکما موجودات عالم طبیعت (که پایین ترین عوالم هستی است) یک سیر حرکتی دارند که به اصطلاح حرکت جوهری نامیده می شود ، در این سیر انسان در ابتدا از مرز عالم ماده عبور کرده و به عالم مثال بار می یابد و از آنجا به عالم عقل . بنابراین هز شیء که بخواهد از مرحله ماده به مرحله روحانیت یا تجرد باریابد باید در مسیر هستی حرکت کند ، با دقت در این مسئله شاید بتوان معنای « انشأناه خلقا آخر» مومنون آیه 14 را قدری آسان تر فهمید ، زیرا در این جمله نمی فرماید که من چیز دیگر به او دادم : بلکه می فرماید : من او را به چیز دیگر بدل کردم. در این تبدیل و چیز دیگر شدن ، سخنی از ذکورت و انوثت نیست ، چون ذکورت و انوثت مربوط به ماهیت است ، و حرکت در متن وجود است نه ماهیت . توضیح اینکه طبق سیر مذکور در قرآن کریم « ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْما» 14 مومنون یک جنین از نطفه حرکت جوهری خود را شروع کرده و در نهایت به مرتبه ای می رسد که « انشأناه خلقا آخر» یعنی این وجود تبدیل به خلق دیگر می شود و در این تبدیل ، سخنی از زن و یا مرد بودن نرفته . بنابراین توضیحات زن بودن و یا مرد بودن هیچ تأثیری در رشد و ترقی انسان ندارد ، چرا که جوهره اصلی انسان همان روح اوست و روح نه مونث است و نه مذکر ، و همچنانکه فهمیدیم این روح برخاسته از بدن مادی است ، یعنی ماده در سیر تکاملی خود وقتی به نکته ای از تکامل رسید قابلیت دریافت روح را دارا شده و روح از همین بدن مادی بر می خیزد و این روح نه زن است و نه مرد.
|



نظرها31 اردیبهشت 1388 ساعت 01:46 | |
نظام عالم عجب نظامی است ، خدا چه کرده است با عالم!!! ممنون |












... میلاد حضرت محمد(ص) پیامبر خوبی ها و امام صادق(ع) را تبریک میگم...









