با عرض سلام و عرض ادب و احترام خدمت سروران گرامی
در ادامه مباحث قبلی به یک حقیقت بسیار مهم اشاره می شود که فهم این مطلب موجب فرو نشاندن دغدغه های فکری ما خواهد شد ؛ از منظر حکمت متعالیه هستی درجاتی دارد و از نظر شدت و ضعف متفاوت می باشد ، یعنی هستی ما با هستی یک درخت یکسان نیست ، درخت در مرتبه ضعیفی از وجود نسبت به انسان است ، هر دو وجود اند اما وجودشان متفاوت از یکدیگرند .
برای مثال وقتی شما یک لامپ را در نظر می گیرید نور این لامپ در مبدأ بسیار شدید است اما هر چه از مبدأ فاصله می گیرد ، نور ضعیف تر می شود ، در واقع این یک نور است که دارای درجات متفاوت می باشد ، یعنی نوری که در نزدیکی مبدأ قرار دارد از شدت نوری بیشتری برخوردار است اما نوری که از مبدأ فاصله دارد از شدت نور کم .
عالم هستی نیز دارای درجاتی است که در اصطلاح وحدت وجود نامیده می شود .
وجود هر چه از مبدأ هستی ( خدا) فاصله می گیرد ، از شدت وجودی او کاسته می شود ، و در این حال است که وجود دارای مراتب و درجات متفاوتی از نظر شدت و ضعف می شود .
حکمای اسلامی عالم هستی را چند قسم مطرح می کنند:
1. عالم لاهوت (ذات باری تعالی)
2. عالم عقول یا عالم ملائکه و عقول مجرده ، ( عالمی مافوق عالم ماده و مثال)
3. عالم مثال یا عالم برزخ ( عالمی است مافوق عالم ماده و مادون عالم عقول)
4. عالم ماده یا طبیعت ( که پایین ترین عوالم هستی است .
حکما می گویند تمامی این عوالم یک وجود ممتد است که از مبداء هستی شروع و به عالم ماده منتهی می شود ، عالم عقول دارای شدت وجودی است زیرا به عالم لاهوت نزدیک است و در مقابل عالم ماده دارای ضعف وجودی است زیرا از ذات باری تعالی دور می باشد ( در واقع واسطه مابین ذات واجب و عالم طبیعت زیاد است)
به عقیده حکما ....
خیلی طولانی شد بقیه اش بماند برای بعد ... ولی حتما دنبال کنید می خواهیم به مطلب بسیار مهمی برسیم . صد در صد خوشتون میاد .